بایگانی
هرج و مرج در آموزش
آموزش در هر سطح و شیوهای همیشه با نظم و ثبات تداعی می شود. اما اگر در روند آموزش هرج و مرج و بی ثباتی رایج گردد تکلیف آموزش به طور کلی چه خواهد بود؟ آیا می توان از سیستم دچار شک و سردرگم توقع پیدا کردن سمت و سوی مناسب در آموزش را داشت؟ چند صباحی است ما باردیگر به روال سالهای پیشین بر سر کلاس و درس حاضر می شویم اما همانند سالیان پیش نظم و ثبات دو رکن اساسی آموزش به بوته فراموشی سپرده شدهاند.
برنامه ریزی یکی از ارکان یک سیستم است. سیستم آموزش نیز برای حرکت در هر سطحی نیاز به برنامههای دقیق و مدون دارد. برنامههایی که بتوانند اهداف کلی و جزیی از پیش تعیین شده را در قالب آموزش و پرورش به پیش ببرند. حال اگر سیستم به هر نحوی از انحای دچار عیب شد باید چه کرد؟ جواب خیلی ساده است:برنامهریزی
پس از مدتها تجربهٔ آموختن و آموزش در سیستم پیشین و فعلی باید بگویم ضعف مفرطی در تدوین برنامهٔ درست در سیستم آموزش کشور به چشم می خورد. هنوز اول هر سال آموزشی برای دستاندرکاران این امر به درستی مشخص نیست که در آن سال و هر مقطعی از زمان به دنبال چه هدفی در کار خود باشند. بیشتر مدیران و مسئولین در چنبره کنترل امور و روزمرگی گرفتار شدهاند. به عبارت دیگر اگر آنها هنری داشته باشند صرف نگهداشتن امور و گذراندن ساعات کاری می شود تا برنامهریزی و تدوین جهت حرکت در نهاد و سازمان خود.
حال می خواهم به نمونههایی از این عدم ثبات و برنامگی در آموزش در اطراف خودم بپردازم. تقریبا یک ماه از شروع رسمی آغاز به کار مدارس می گذرد اما متاسفانه تنها چیزی که در این مدت مشاهده نکردهام برنامهریزی و هدفمند بودن کارها بوده است. بسیار از مدارس هنوز برنامهٔ درسی هفتگی خود را تدوین نکرده اند. مدارس برنامهٔ درسی را روزانه به دانش آموزان و معلمان اعلام می کنند. برخی مدارس حتی برای برخی دروس دبیری در نظر نگرفتهاند. مسئولین آموزش هر روز در سازماندهی نیروها تغییراتی می دهند.
چنین کارهای نشانگر عدم التزام مسئولین آموزشی به اهداف آموزشی و مسایل مربوط به آن است. تغییرات بدون برنامه و عدم حفط ثبات در سیستم آموزش روند آموزش را دچار بحرانهای دایمی خواهد کرد. آفت آموزش عدم وجود برنامه ریزی صحیح و نبود ثبات کافی در رویکرد جریان آموزش است. امیدوارم همه مسئولین آموزشی به خصوص در سطوح پایین تر بیش از پیش درک سیستماتیکی از آموزش پیدا کنند.
استیو جابز، مخترع ، کلاهبردار یا بازاریاب
استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل درگذشت. سایت اپل در یک بیانیهای همراه با تصویر استیو این موضوع را به اطلاع جهانیان رساند. چند ماه پیش جابز به خاطر بحرانی شدن وضع جسمانی به علت سرطان خود را توانا در ادامه کار در اپل به عنوان مدیر ندانست و با نوشتن نامهای عملا خود را بازنشست کرد. دورانی که چند ماه تا پایان عمرش به طول نانجامید. حال که او از دنیا رفته و حتی کمی پیشتر، زمانی که او از اپل کناره گیری کرده بود حرف و حدیث دربارهاش بسیار زیاد شد.
هرکس سعی می کرد با یادآوری خاطراتی از کار و زندگی با او جنبههایی از زندگی او را نمایان کنند. طرفدران اپل نیز در این اواخر سعی کردند ارادت خود را به استیو بیشتر از قبل نشان دهند.اما به راستی استیو جابز چگونه فردی در دنیا سلیکن ولی و تکنولوژی بود؟ آیا او یک اسکروچ و طماع بود که فقط منافع مالی خود و شرکتش را می دید؟ آیا او فردی خادم و تاثیرگذار در پیشرفت دنیا تکنولوژی بود؟ آیا او یک رهبر و مدیری لایق در دنیای آیتی بود؟ آیا او بازار و نیازهای آن را به بهترین نحو می شناخت و از آنها سود می جست؟ هر کدام از این سوالات دارای طرفدارن و منتقدانی هستند. اما به راستی او چگونه شخصیتی بود؟
اولین ویژگی مردانی از جنس استیو جابز و کسانی که در دنیای تکنولوژی برای خود اسم و رسمی به هم زدهاند این است که آنها به دنبال تحقق آرزوهای خود از مسیرهای ناشناخته و نامتعارف بوده اند. بیل گیتس، استیو جابز دو تن از نامهای شناخته در دنیای کامپیوتر و تکنولوژی هستند. آنها رسما برای ورود به این دنیا در هیچ دانشگاهی درس مرسوم نخوانده اند. اما بسیار از کسانی که در آنجا درس می خوانند یا خواندهاند اکنون برای این دو شرکت یعنی اپل و مایکروسافت کار می کنند. به قول بیل گیتس دوستانم در دانشگاه درس می خواندند و مهندس کامپیوتر می شدند ولی من که دانشگاه نرفته بود رییس آنها شدم. استیو جابز حتی فرصت حضور در دانشگاه را داشت ولی راه رسیدن به هدفش را از مسیر دیگری دنبال کرد. حال روزی رسید که دانشگاههای برای دادن دکترای افتخاری به این دو نابغه سر و دست می شکنند.
تاثیرگذاری جابز در دنیای تکنولوژی
بدون شک از موثرترین افراد در دنیای تکنولوژی اگر بخواهیم لیستی تهیه کنیم حتما جابز جزء یکی از افراد تشکیل دهنده آن لیست خواهد بود. او در زمینهٔ نوآوری رایانههای شخصی تا گوشیهای همراه بدایع زیادی را به جامعه عرضه کرد. یکی از بزرگترین دستاوردهای او تغییر نگرش به وسایلی مانند کامپیوتر شخصی،لپتاپ،گوشی همراه و تلبت بود. مثال: پیش از ظهور تبلت آیپد چنین گجتی با چنین شمایلی در دنیا حضور نداشت. بیشتر تبلت-مانندها دارای یک صفحه لمسی و یک قلم نوری بودند. اما طراحی و ایده آیپد برای بسیاری از سازندگان این وسیله الهام بخش بود. به گونه ای که در طراحی و نوع تعامل کاربر با این دستگاه تقریبا همه ایده آیپد را دنبال می کنند. یعنی سیستمی با دستورگیری لمسی با برنامههای جانبی برای بهبود کارکرد چنین دستگاههایی. این که چنین گجتی دارای چه سیستم عامل به چه ویژگی ها و محدودیتهای است، کمتر موضوع بحث این نوشته است. اپل با عرضه لپتاپهای سبک و نازک سعی در به چالش کشیدن رقبا در تولید چنین محصولاتی داشت. بعدا شرکتهای دیگر با ایده گرفتن از فکر سبک و نازک بودن لپتاپ سعی در دلرباتر کردن محصولات خود کردند.
جابز و شرکت اپل دو نکته را در تولید محصولات خود بسیار دقیق به کار می بردند:عرضه به موقع و رفع نیاز اکثریت. اپل سعی می کند هر محصول یا نوع آوری خود را در زمان مقتضی به بازار عرضه کند تا بتواند جذب حداکثر کاربر را داشته باشد. زمانی که دیده می شد لپتاپها سنگین و ضمخت هستند آنها سری ایر را عرضه کردند. بعدها وقتی کاربران میان استفاده از لپتاپ و گوشی مردد بودند جابز آیپد را به بازار عرضه کرد تا فاصله میان این دو دستگاه را با این گجت رفع کند. نکته دیگر اپل در عرضه محصول نیاز سنجی درست بازار است. آنها با تحلیلها روند بازار و دنیا تکنولوژی سعی دارند تا رویکرد بازار را کشف کرده و محصولی درخور آن طیف گسترده به بازار عرضه کنند.البته همانگونه که در بالا گفته شد اپل در بسیاری موارد سعی در جهت دهی بازار داشته است.
برخی محصولات اپل را محدود کننده و محصور کنندهٔ کاربر در همان دنیای مورد نظر اپل می دانند. استالمن و حامیان دنیای نرمافزارهای آزاد اپل و مک را زندان شیک می دانند و کاربر را تحت تاثیر ارادهٔ اپل می دانند. برخی دیگر نیز عاشق سینه چاک مک و اپل هستند و بودن در این دنیا را به ور رفتن با سیستم عامل و به عبارت دیگر کیگ بودن ترجیح می دهند. آنها استیو جابز را پیامبر گونه باور دارند. از سوی دیگر حامیان نرم افزارهای آزاد او را زندانبان و شیطانی خبیث که سعی در کنترل بیش از پیش هر نوع پیشرفت داشته و پیشرفت را در قلمروی خود و برای خود مقبول می داند،می شناسند. حال که استیو جابز مرده است بار دیگر این بحث و جدل را به میان آمده است.کلاهبردار،زندانبان،بازاریاب،مدیر و مخترع القابی هستند که به او داده می شود.
نتیجه گیری:
استیو جابز یک مرد موفق در ارائه ایدههای نو و حرکت به سمت پرورش و رسیدن به آنها بود. او به بهترین نحو دنیا اطراف خود و بازاری که در آن باید رقابت می کرد را می شناخت. او با عرضه اختراعات و نوآوریهایی سعی در حفظ و راضی نگه داشتن دنیای تکنولوژی داشت. او همچنین با به منحصر کردن کاربران در دنیای مک سعی در بردن سود از این بازار داشت. محصولات اپل شاید با فلسفه و دیدگاه بسیاری از ما در تضاد شدید باشد اما باید قبول کنیم جابز و اپل با شگردهایی بازار را در بسیاری از زمینههای تکنولوژی در اختیار خود گرفتهاند.
نظر شما درباره استیو جابز و اپل چیست؟
گوگل +
مدت تقریبا زیادی است که دست و دل برای نوشتن کند شده است. امروز تصمیم گرفتم با نوشتن مطلبی درباره گوگل پلاس اینجا را به روز کنم. مدت زیادی از شروع سرویس اجتماعی گوگل پلاس نمی گذرد. بارها درباره آن در ایران و سایت های خارجی مطالبی نگاشته شده است. من نیز سعی دارم در این نوشته برداشت شخصی خود را درباره این سرویس جدید گوگل بنویسم.
ظاهرا شرکتهای بزرگ در زمینه آیتی حضور در شبکههای اجتماعی را فرصت مناسبی برای جذب بیشتر و بهتر کابران یافتهاند. پس از گسترش روزافزون شبکههای اجتماعی فیسبوک و توییتر اکنون نوبت غول جستجوی گوگل بود که در این عرصه شانس خود را بیازماید. هجوم بی سابقه کاربران اینترنت به سایتهای شبکههای اجتماعی زمینه خوبی برای فعالیتهای گسترده فراهم آورده است. اکنون فیس بوک یکی از بزرگترین سرزمین های مجازی در اینترنت میباشد که کاربران فراوان در روز ساعاتی را در آن می گذارنند. این حضور پررنگ و پر تعداد کاربران شبکههای اجتماعی را به بخش جدایی ناپذیر زندگی مجازی افراد مبدل کرده است.
گوگل در زمینه ارایه خدمات جستجو و ایمیل و بسیار خدمات رایگان و باکیفیت جایگاه مهمی را در میان کاربران اینترنت باز کرده است. اما زمینه شبکهی اجتماعی موضوع قابل چشم پوشی برای گوگل نبود. گوگل بارها سعی کرد تا با خرید سایتهای شبکه اجتماعی و تولید این خدمات خود را از رقیبان عقب نبیند. اما تلاشهای گوگل چندان موفقیتی برایش به بار نیاورد. در مراحلی حتی گوگل برخی از آن سرویس ها را به علت ناموفق بودن ناتمام رها کرد. یکی از این نمونههای سرویس ویو بود. این سرویس سعی بر آن داشت تا ارتباط در لحظه و ایجاد تعامل جهت تولید محتوا و زمینه تعامل سازنده میان کاربران را به وجود آورد. اما این سرویس با استقبال چندانی از سوی کاربران اینترنت مواجه نشد. گوگل بعدها در سرویس پلاس از این تجربه سود فراوانی برد.
یکی دیگر از سرویسهای قدیمی گوگل سایت اورکات بود. ساختمان کلی این سایت مانند همه سایتهای اجتماعی بود. این سرویس در اوایل توانست افراد زیادی را به خود جذب کند. اما کم کم سرویس های سایت های دیگر توانستند رقیبی جدی برای این سایت شوند و خیل زیادی از کاربران را به سمت خود جذب کنند. هر چند اورکات هنوز پابرجاست ولی آن رونق مطلوب سایتهای اجتماعی را ندارد. بازهم تجربهای ناموفق در زمینه شبکه اجتماعی برای گوگل در حال رقم خوردن بود.
گوگل در برههای از زمان تلاش خود را برای خرید سرویسهای موفق از جمله توییتر کرد. گوگل در زمینه شبکه اجتماعی فیس بوک را رقیب جدی خود می دید. بهترین رقیب برای زمین زدن فیس بوک، خرید توییتر از سوی گوگل بود. اما صاحبان توییتر تمایلی برای این کار نشان ندادند. گوگل نیز از این تصمیم نیز صرف نظر کرد.
پس گوگل باید خود دست به کار می شد. اما این بار می خواست با قدرت مقابل رقبا قد علم کند. باید خود برنامهای تولید می کرد تا بلکه بتواند در مقابل غول شبکههای اجتماعی، فیس بوک خودی نشان دهد.
آنها شروع به ساخت برنامهای کردند تا شاید این بار با استفاده از تجربههای ناموفق خود گامی مستحکم بردارند. پلاس سرویسی است که گوگل به وسیله آن به جنگ شبکههای بزرگ اجتماعی از جمله فیس بوک و توییتر رفته است.
گوگل در این نبرد دارای ابزارهای قدرتمندی است که می تواند با ایجاد ارتباط صحیح میان این سرویس ها و پلاس تا حدودی رقبا را به چالش بکشاند. یکی از برتریهای سرویس پلاس که چشم منتقدان را به گرفت استفاده از مقولهی حلقههای است. شما در گوگل پلاس می توانید با دسته بندی افراد در حلقههای گوناگون ارتباطات مناسبتری با افراد شبکهی اجتماعی برقرار کنید. در بررسیهای گوناگون صورت گرفته بر روی پلاس بیشترین تمجیدها از همین نوع ارتباط یعنی حلقهها صورت گرفته است. گوگل که قبلا در کنار سرویس ایمیل و باز به کاربران اجازه ارتباط تصویری هم داده بود این بار این امکان را برای پلاس به نام هنگاوت فعال کرد. این نوع ارتباط تصویری با افراد شبکه می تواند افراد زیادی را به خود جذب کند. این بخش از پلاس به قدری برای کاربران جذاب بود که بلافاصله پس از معرفی آن در سرویس پلاس فیس بوک را به تکاپو انداخت. مدتی بعد فیس بوک به کمک اسکایپ ارتباط تصویری را برای کاربران خود فعال کرد تا از رقیب خود عقب نماند.
گوگل پلاس زمینههای رشد فراوانی دارد. با توجه به خدمات فراوانی که گوگل به کاربران خود ارایه می دهد، پلاس می تواند یک سر و گردن از سایر شبکههای اجتماعی بالاتر باشد. گوگل به خوبی این پتانسیل را درک کرده است. در اولین گام گوگل نوار بالایی سایتهای خود را جهت هماهنگی بیشتر با پلاس تغییر اساسی داد. در این نوار کاربران می تواند اعلانهای جدید پلاس را در همه جای سایتهای مختلف گوگل چک کند و از طریق آن مطالب مورد نظر خود را در شبکهی پلاس به اشتراک بگذارد. تغییر دوم در شمای کلی سایتهای سرویس های مختلف گوگل جهت همگام سازی با سرویس جدید یعنی پلاس بود. گوگل شکل سرویس ایمیل،ترجمه و چند سرویس دیگر را جهت هماهنگی با پلاس تغییر داد.
سرویس پلاس هنوز در آغاز راه قرار دارد. برای ماندن در بالای جدول رقابت با سایر شبکههای اجتماعی باید راه بسیاری را طی کند. نکته کلیدی در موفقیت پلاس تعامل سازندهی سایر سرویسهای گوگل با این سرویس جدید است. هرچه قدر گوگل بتواند بهتر از سرویسهای موجود خود در پلاس استفاده کند به بهتر شدن این سرویس کمک بیشتری خواهد کرد.
یکی از نقاط قوت پلاس سیستم ارسال بازخورد است. آنالیز کردن صفحه و سادگی نحوهی گزارش دهی پلاس برای کاربرانی که سطح آگاهی چندان دربارهی برنامه نویسی وب ندارند می تواند کمک شایانی در عیب یابی گسترده پلاس داشته باشد. این نوع گزارش دهی حتی در برنامهی آندروید نیز گنجانده شده است. سیستم ابتدا صفحه مورد نظر را آنالیز کرده، تصویری از صفحه مورد نظر تهیه کرده سپس از کاربر می خواهد قسمتی را که دچار اشکال است با پررنگ کردن مشخص کند. این سیستم اطلاعاتی درباره سیستم مرورگر و سیستم عامل و محیطی که این اشکال در آن بوجود آمده است را جمع آوری کرده و برای توسعهدهندگان پلاس ارسال می کند. این ایده می تواند در سایر برنامههای متن باز جهت ارسال باگ توسط افراد مبتدی نیز بعدها به کار گرفته شود.
امیدوارم گوگل در زمینه شبکههای اجتماعی که چندین تجربهی ناموفق داشته است بتواند این بار در پلاس موفقیتی به دست آورد. نظر شما درباره گوگل پلاس چیست؟ لطفا نظرات خود رو با ما از طریق همین وبلاگ یا صفحه پلاس من با من و خوانندگان این وبلاگ درمیان بگذارید.
طنزی به نام بانکداری الکترونیکی
همه ما در روز چیزهای با پسوند الکترونیک می شنویم. بانکداری،دولت،شهروند و چندها واژه دیگر برای آنکه خود را در دنیا الکترونیک بدانیم. شرکتها و مدیران ارشد و رده پایین برای آنکه برای بالا دستان خود حرف پر طمطراقی برای روساء خود بگویند چند کلمه الکترونیک و پروژه الکترونیک دار در میانه کلام خود خواهند گنجاند اما آیا ما به سمت فناوریهای الکترونیک در حال حرکت هستیم؟
آنچه که امروز قصد دارم درباره آن چند خط برایتان بنویسیم درباره مشکلات بسیار بسیار سطحی اما با تاثیرات عمیق در مسئله بانکداری الکترونیک در کشورمان است. بانکداری الکترونیک در کشور ما با آنکه تبلیغات فروانی درباره آن از سوی بانک ها می شود اما هنوز در خم اول گیر کرده است. یکی از پایههای بسیار ضروری در مقوله بانکداری الکترونیک بودن اتصالات امن میان مشتری بانک و عوامل آن بانک است. مشتری به هر طریقی که به سیستم بانکی مورد نظر ارتباط برقرار کرد باید از طرف بانک برای او اطمینان خاطر ایجاد شود که تا پایان کلیه عملیات چیزی میان این دو،یعنی بانک و مشتری، قرار نمی گیرد.
سوای همه مشکلات عدیدهای که در مباحث فنی و حقوقی درباره این مسئله وجود دارد اما بانکها ما هنوز مشکلات خیلی سادهای را نتوانستهاند حل کنند. یا به عبارت دیگر خبری از چنین اشکلات ندارند یا دارند و نمی خواهند رفع کنند فقط برای رفع مسئولیت و گذاشتن پسوندی به نام الکترونیک این کارها را انجام داده اند.
حال مشکل اول را بررسی کنیم. ما همیشه حتی در سایت خود بانکها و فروشگاههای اینترنتی برای اینکه به مشتری خود هشدار دهیم دچار مشکل نشود حتما در نوار آدرس چک کند که به صورت امن به سایت مورد نظر وصل است یا خیر؟آیا در بالا آدرس را به صورت https می بیند؟ بعد از این کنترل کاربر می تواند مشخصات بانکی خود را وارد کند تا تراکنش بانکی صورت گیرد. اما ای دل غافل لطفا به آدرسهای زیر نگاه کنید تا فاجعه را درک کنید:
۱. بانک ملت
۲. بانک ملی
۳. بانک کشاورزی
چگونه بانکهای ما بدون آنکه از یک ارتباط ایمن میان مشتری و بانک برخورد دار باشند از بانکداری الکترونیک حرف می زنند؟
همه سایت های بالا که به عنوان نمونه آورده شد از یک گواهی امنیتی خودساخته برای ایجاد یک بستر امن استفاده می کنند. به عبارت دقیق تر وب سرور چنین سایتهای از یک گواهی امنیتی معتبر برای ایجاد ارتباط HTTPS استفاده نمی کند. مدیر سرور فقط با نوشتن دو دستور چنین گواهی نامعتبری تولید کرده و برای بانک گذاشته است.
خوب مشکل این کار کجاست؟ مرورگرهای به روز مانند موزیلا و یا اینترنت اکسپلورر نسخه جدید در هنگام ورود به چنین سایتهای با چنین گواهی نامههایی اخطار می دهند و به کاربر گوشزد می کنند که خودش شخصا چنین گواهینامهای را تایید کند تا بتواند از این مسیر عبور کند. اگر کسی به عنوان یک میانگر،یا مرد وسط، در این ارتباط قرار گیرد به راحتی می تواند با شکستن قفل آن گواهینامه به تمامی اطلاعات بانکی رد و بدل شده دسترسی یابد. چون این گواهینامهها با چندین برنامه و رایانه به راحتی فقل گشایی می شوند. این قفل ضامن کدگذاری میان شما تا بانک است. حالا تصور کنید پولتان را به کسی از آشنایان می دهید به حساب شما در بانک واریز کند. او در بین راه یک نفر با چهرهٔ آشنا می بینید و همه آن پول و اطلاعات شما را در اختیارش قرار می دهد تا او اینکار را انجام دهد اما دریغ که او راهزنی بیش نبوده است.
مگر گواهینامهها معتبر با غیر معتبر چه فرقی دارند؟ گواهیهای معتبر معمولا در مرورگر شما شناسایی می شوند و نیاز به تایید اعتبار آنها از سمت شما نیست چون سیستم آنها را تایید می کند. دیگر آنکه شرکتهای در دنیا هستند که کار آنها انحصارا تولید چنین گواهینامههایی است. آنها برای تولید این گواهینامههای از مدرن ترین و پیچیده ترین روشهای کدگذاری استفاده می کنند. آنها به گونه این کدگذاری را انجام می دهند که حتی ابررایانه قدرتمند بعد از گذشتن چند صد سال پردازش شاید به کدگشایی یک گواهی برسند.
چرا بانکهای ما چنین ریسکی را انجام می دهند؟
یکی از دلیل این مسئله عدم توجه به مقولهٔ امنیت سایتها و سرورها از طرف مسئولین بانکی است. امنیت تبدیل دادهها در بستر شبکهٔ بانکی اهمیت بسیار حیاتی دارد. اما متاسفانه مدیران ارشد کمتر از نظرات کارشناسی در این زمینه استفاده می کنند. وگرنه چنین ریسک بزرگی با پرداخت هزینهای بسیار بسیار پایین قابل جلوگیری است.
فاکتور:
- هزینه داشتن یک آیپی در سال برای هر سایتی که بخواند در آن ارتباط امن ایجاد کنند: ۱۵۰۰۰۰ ریال در سال
- یک گواهینامه وریساین با اعتبار یک ساله با ضمانت ۲۵۰۰۰۰ دلار: ۱۸۰۰۰۰۰۰ ریال
جمع هزینه امن سازی ارتباط بانک محترم: ۱۸۱۵۰۰۰۰ ریال
خودنوشت۱: سه هفته است که رمزساز بانک ملی من قفل شده است و برای بازگشایی آن باید به بانک مراجعه می کردم. حالا بماند آن داستانهای من با بانک اما متاسفانه هنوز رمزی برای رمزساز ارسال نکردهاند. کاری که در سایت بانک با دو تا کلیک می توانست حل شود.
خودنوشت۲: بانکهای خصوص،یعنی از اول خصوصی بودهاند در این زمینه کمی بهتر عمل کردهاند.
خودنوشت۳: بانک صادرات هم از این شیرین کاریها دارد اما خوشبختانه الان که این نوشته را می نویسم کل آیپی و سایت خوابیده است.
این روزها چه خبر؟
مدتی تقریبا از آخرین نوشتهام در این بلاگ می گذرد. در این فاصله زمانی بسیار با کارهای دیگر مشغول بودم. کمتر توانستهام در بلاگ نویسی کاری انجام دهم هر چند رویدادهای زیادی را پشت سر گذاشتهام اما شرح ماوقع در این چند مدت برایم سخت بود. برخی از این رویدادها را گذاشتم تا زمان از آنها بگذرد تا بهتر درباره انها بنوسیم.
مدرسه:
این روزها روزهای آخر سال تحصیلی ۹۰-۸۹ است. تقریبا دو روز دیگر همه دانش آموزان به جز سال سومیها سال را تمام خواهد کرد. این سال با همه فراز و نشیبهایش به انتها رسید. هنگامی که به گذشته نگاه می کنم خوشبختانه سال نسبتا راضی کنندهای بود. یکی از اقدامات امسال این بود که با کمک دوستان در تهران توانستیم کمکهای خوبی در زمینهٔ آموزشی و کمک آموزش را برای دانش آموزان این منطقه فراهم کنیم. به نظرم هنوز باید سالها کار شود تا بلکه وضعیت آموزش اینجاها به روال عادی برگردد.
گنو/لینوکس:
در این دنیا اتفاقات خیلی سریعتر از ما پیش می روند. ما هر چه تلاش می کنی فقط از آنها مطلع باشیم باز هم عقب می مانیم. در این مدت دو اتفاق مهم برای جالب بود. اول، همین رویداد اخر یعنی انتشار فدورا ۱۵ بود. فدورا که همیشه در زمینه ارائه نوآوری در زمینه گنو/لینوکس پیشرو بوده و هست این بار با انتشار نسخه پانزده همراه به گنوم ۳ علاقهمندان زیادی را به خود جذب کرده است. در میان توزیعهای اصلی گنو/لینوکس فدورا اولین توزیعی است که با گنوم ۳ منتشر می شود. علاوه بر گنوم ۳ فدورا تغییرات مهمی در سیستم خود داده است. از جمله می توان به سیستمدی و منسوخ کردن نسخه اوپنآفیس است. برای دیدن لیست ویژگیهای فدورا ۱۵ می توانید از صفحهء ویژگیهای فدورا ۱۵ دیدن کنید. هر چند نمی خواهد مروری بر فدورا ۱۵ داشته باشم اما با ویژگیهای افزوده شده در این نسخه زمان بووت کمی بهبود یافته است.
انتخابات فدورا:
فدورا به صورت دورهای در گروههای اصلی خود و همچنین در هیئت مدیره خود انتخابات برگزار می کند. کاربرانی که در سیستم فدورا دارای حساب باشند می توانند هم به عنوان کاندیدا و هم رای دهنده در این انتخابات شرکت کنند. اما این روند برای ما کاربران فدورا که در کشورهایی مانند ایران هستیم به خصوص شرکت کردن به عنوان کاندیدا بسیار سخت حتی بهتر است بگویم ناممکن است.
من سالهاست به صورت جدی همه فعالیتهای فدورا را تحت نظر داشتهام و تقریبا در همه پروژهها و زیر پروژههای آن فعالیت داشتهام. من تقریبا اولین سفیر فدورا بود که در ایران زندگی می کرد. بارها و بارها برای شرکت در این پروژهها موانعی حقوقی و قانونی برایم مشکل ایجاد می کرد. بعد از سال ۲۰۰۸ فعالیتهای گنو/لینوکسی من منحصرا مربوط به فدورا و اطراف آن بوده است.
من در نظر داشتم برای رفع این موانع که کاربران ایرانی برای مشارکت در فدورا داشتند،خود را به عنوان کاندیدای یکی از صندلیهای هیئت مدیرهٔ فدورا کردم. شعار من برای این انتخابات فدورا برای همه بود.متاسفانه به علت تحریمهای آمریکا من نتوانستم در این انتخابات شرکت کنم. پیش از اعلام نامزدی برای این پست با دوستان فدورای که در جامعهٔ فدورا نقش مهمی ایفأ می کنند مشورت کردم و اکثریت نظر مساعدی داشت. اما آنها مانند من نگران بازی سیاسی-حقوقی شرکت ردهت بودند. در آخرین روزهای تیم حقوقی ردهت با من تماس گرفت و تاسف خود را از نه پذیرفتن نامزدی من برای این پست اعلام کردند. آنها اعلام کردند که نمی توانند این مسئله را به خاطر آن که نوعی از دریافت خدمت از کشور ایران تلقی می شود به خاطر مسایل قانونی بپذیرند. بعدا من نیز از همه سمتها به جز مترجم فدورا اعلام استئفا کردم. امیدورام روزی برسد که کاربران ایرانی بدون هیچ درد سری در پروژههای گنو/لینوکسی مشارکت داشته باشند.
پ.ن: گنوم سه به خاطر یکی سری مشکلات در ترجمه فارسی و استفاده از برخی کاراکترها با زبان فارسی ورود نمی کند.
پ.ن۲:همیشه کاربر فدورا خواهم بود اما دیگر دوست ندارم زیاد مانند سابق برایش تبلیغ کنم.
پ.ن۳: امیدوارم بتوانیم پارسیدورا ۱۵ را بدون مشکل خاصی با کمک دوستان طی یک ماه شاید هم بیشتر منتشر کنیم.
اولین دوره گنو/لینوکس بانوان در ایرانشهر
در تاریخ سوم اردیبهشت اولین جلسهٔ دورهٔ آموزش مقدمات گنو/لینوکس برای بانوان ایرانشهری برگذار شد. پس از شروع موفقیت آمیز این دوره برای آقایان در انتهای سال ۱۳۸۹ با توجه درخواستهای مکرر بانوان گرامی علاقهمند به این سیستم عامل در صدد آن برای برآمدیم تا هرچه زودتر مقدمات این دوره را برای این بخش از جامعه برگذار کنیم.
با توجه به تبلیغات انجام شده و بازخوردهای دورهای که برای آقایان در حال برگذاری است، تعداد نسبتا زیادی از بانوان نیز ابراز تمایل برای شرکت در چنین دورهای را داشتند. مخاطبین این دوره از میان اقشار مختلف جامعه با سطح آگاهی کامپیوتری مختلف هستند. از زنان خانهدار تا فارق تحصیلان رشتههای کامپیوتر در میان این جمع حضور دارند. برای بنده چنین حضوری بدین گستردگی و متنوع بسیار جالب بود.
با توجه به دوره فعلی که برای آقایان در حال برگذاری است و بررسیها و بازخوردهای آن سعی کردیم برای این دورههای یک طرح مدون آموزش با محوریت آشنایی با گنو/لینوکس طراحی کنیم. در این دوره افراد با مفاهیم اولیهای مانند گنو،لینوکس و متن باز شروع به یادگیری اصول مندرج در این طرح درسی می کنند. در پایان آنها می توانند با روشهای گوناگون به اینترنت وصل شوند. در این ضمن افراد با نحوه کار با این سیستم عامل جهت برطرف کردن نیازهای روزمرهشان آشنا خواهند شد. دوره مورد بحث در سه سطح تئوری،عملی و پروژه کارآموزان با این مباحث برخورد خواهد کرد.
امیدوارم در پایان این دو دوره به توانیم به اهدافی که برای این دورهها در نظر گرفتهایم از جمله گسترش فرهنگ گنو در این شهر و این استان قدمی برداریم.


دیدگاه ها