بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘روزنوشت’

میراث بلوچ – یادنامه استاد ملا محمد کمال‌خان هوت

۱۰ اسفند ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

چند روز است مقاله‌ای منصوب به استاد عبدالحمید ایرانژاد درباره ملا کمالان هوت در وبلاگ‌های بلوچی دست به دست می شود.بدین سبب حیف آمدم کتاب یادنامه استاد کمالان را برای دوستان گرامی معرفی نکنم.

kamalan

کمال‌خان

کتاب در سال ۱۳۸۷ توسط موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی با شمارگان ۱۲۰۰ منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای از مقالات و سخنرانی‌های اساتید بزرگ فرهنگ، هنر و ادب ایران و به خصوص بلوچستان در مراسم بزرگداشت خواننده پر‌آوازه بلوچ ملا کمالان است.

در این کتاب دکتر قربان بهزادیان‌نژاد، رئیس موسسه مطالعات فرهنگ و تمدن ایران زمین درباره تاریخ قوم بلوچ و قدمت چند هزار ساله او سخن گفته است. وی درباره اهداف موسسه برای حفظ و نثر آثار فرهنگی و تمدنی ایران مطالبی را بیان داشته اند.

استاد شجریان از پیوند عمیق موسیقی بلوچی با فرهنگ آن گفته است. او فرهنگ ایران را آمیخته‌ای از تمامی فرهنگ‌های اقوام ساکن این سزمین می داند.

در این کتاب پیرمحمد ملازهی از تبارشناسی تاریخی و نژادی و زبان مردم بلوچ در متون مختلف سخن به میان آورده است. نسب سامی، عربی و ایرانی بلوچ در اسناد تاریخی مورد کنکاش قرار گرفته است. همچنین عبدالعزیز دولتی بخشان به بررسی زبان شناختی زبان بلوچی پرداخته است.

کارشناسی میراث فرهنگی و گردشگری، شهین برهانزهی،‌ به بررسی انواع موسیقی رایج در بلوچی پرداخته است. معرفی سازهای و موسیقی بلوچی و نمود آن در آیین‌های مختلف مورد توجه این محقق قرار گرفته است. جواد محمدی خمک، پژوهشگر فرهنگ سیستان و بلوچستان، در مقاله تحت عنوان ایرانیان بلوچ به ریشه شناسی لغوی بلوچ پرداخته است.

یکی از مقالات زیبایی که در مجموعه وجود دارد نوشته‌ای  از محمدرضا درویشی، آهنگساز و پژوهشگر موسیقی ایرانی است. او به زیبایی به معرفی موسیقایی استاد کمالان و موزیک بلوچستان پرداخته است. یکی از توصیفات وی درباره نوازندگان بلوچ به خصوص نوازنده قیچک، علی محمد بلوچ است. وی علی محمد بلوچ را نوازنده‌ای پرتکنیک ،پرفهم و اعجوبه تمام عیار موسیقی می داند. علی‌محمد بلوچ از نظر این کارشناس در سطح نوازندگی بزرگترین ویولون نوازان جهان است.

علی محمد بلوچ

علی محمد بلوچ

در پایان این مجموعه سیدمحمود حسینی، استاندار سابق سیستان و بلوچستان ویژگی‌های فرهنگی فرهنگی مردم این دیار به مورد بررسی و تفحث قرار داده است.

سرحد و سیستان – گزارش سفر

۶ اسفند ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

دشت فراخ است. کرانه‌هایش در بی انتها به هم شاید برسند. تنش خشیده و تفتیده است. آنقدر وسعت دارد که بتواند همه چیز را در خود هضم کند. کاش مردمان وسعت نظر و بی کران بودن را از دشت‌هایمان بیاموزیم.

سیستان

سیستان

کجا؟

این چند روز فرصتی دست داد برای تجدید عهد و پیمان و دیدار با دوستانمان در زابل راهی آن دیار شویم.خدا را شکر که آن مثل بلوچی فاصله سی شبانه روز مصداق نیافت. هوا هم ‘ناجوانمردانه’ سرد بود. سفر بسیار مختصر بود. اما برای داشتن یک دید کلی فرهنگی، هنری  و اجتماعی از آن منطقه بد نبود. در این چند ساعت گذرا توانستیم هم به عادات فرهنگی، اجتماعی و رسومات آن منطقه دسترسی محدودی داشته باشیم.

فرهنگ

ساز و دهل، چوب بازی، جشن عروسی، رقص و مراودات مردم آن دیار برایم جالب بود. خوشحالم توانستم بخشی از فرهنگ زابل را در تماس مستقیم در محیط آنجا درک کنم. همیشه از دیدن کسانی که فرهنگ خود را در مراسم و آیین زنده می دارند احساس شعف وصف ناپذیری در من پدیدار می شود. امیدوارم باردیگر فرصت شود عمیق‌تر فرهنگ شمال بلوچستان را لمس کنم. به نظر مسئولین فرهنگی و گردشگری استان می توانند برای ایجاد فرهنگ تفاهم و شناخت دوجانبه فرهنگ نواحی سفرهای گردشگری میان استانی را برنامه ریزی کنند. فرصت عید نوروز برای این چنین کاری بسیار مغتنم است.

جامعه و توسعه

در میان ما مردم جنوب، شمال استان همیشه از جهاتی مایه رشک بوده است. ما شمال را توسعه یافته‌تر از جنوب تصور می کنیم. اما چیزی که من دیدم نظرم را تغییر داد. آن چیزی که می نمود نبود. شهر نمای چند سال قبل زاهدان را در ذهن متبادر می کرد. کوچه‌های مرادقلی، اطراف چهار راه رسولی هنوز حال هوایی مانند شهر زابل دارند. تنها چیزی که در این چند سالی که آنجا را ندیده بود و تغییر کرده بود سیستم فاضلاب شهری بود که ظاهرا سرو سامانی گرفته بود.

راه زابل – زاهدان در استیلای ماشین‌های سنگین باری بود. چیزی که از همه بیشتر نظرم را به خود جذب می کرد ماشین‌های مدرن کشور افغانستان بودند که بر هم‌نوعان ایرانی خود فخر می فروختند. ماشین‌‌های سنگین با شماره پلاک‌هایی از کابل و هرات در سرتاسر مسیر به چشم می آمدند.

آب و هوا

زمستان در آنجا مانند همه جای این استان همان سبک ارتجاعی خود را حفظ کرده بود. سرما شدید – سرمای ملایم و باردیگر سرمای شدید. این چند روز مانند جاهای دیگر زابل هوایی بسیار سرد را به خود دیده بود. هوا آن قدر سرد بود که مردم چنین سرمایی را در آن فصل سال به  خاطر نمی آوردند. ما هم در همان اوج سرما آنجا بودیم. اوج سرما زمانی بود که قصد بازگشت به سرحد را داشتیم. آنقدر هوا سرد بود که خداحافظی را خلاصه کردیم و سوار بر مرکب‌ها پیش به سوی سرزمین موعود، سرحد.

Categories: فارسی Tags:

کتاب:نازک

۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه
nazok

نازک

نازک اولین رمان به زبان بلوچی نوشته سید ظهورشاه هاشمی است. این رمان یک نمونه کارگاهی برای نوشتن و سرمشق گرفتن است. در سطوح مختلف رمان فقط نویسنده سعی کرده است نمونه برای نوشتن ارائه کند. چون در زبان بلوچی چنین نمونه‌ای برای الگوی گرفتن وجود نداشته است پس تا حدودی کار نویسنده را می توان یک آغاز دانست تا راه را برای دیگران باز کند. در کل رمان سعی کرده است به عنوان سرمشق داستان نویسی عمل کند تا یک اثر ادبی مجزا.

روایت

طرح داستان درباره زندگی زنی به نام نازک است. شرایط محیطی داستان حول دریا است. نازک زنی است که در جامعه خود باید با چند جبهه مبارزه کند. جبهه دریا که یک قوه قهریه است که هراز گاهی شوهرانش را به کام خود می کشد. او همچنین با زورمداران جامعه که گزابیک نماد آن است باید به جنگ شود. داستان  در شرایط محیط دریایی را باید در آثار نویسندگان مشهوری مانند جوزف کنراد جستجو کرد که سردمدار این سبک نوشتن است. او یک نویسنده لهستانی الاصل ولی انگلیسی زبان است. آثار او در توصیف دریا و شرایط آن محیط جز‌ء آثار فاخر در این گونه سبک روایت داستانی هستند. سیدهاشمی نکته دریا و محیط آن را بسیار در طرح روایت داستان مد نظر داشته است.

ایراد اساسی که به این رمان می توان وارد دانست مبحث  نبودجذابیت روایت داستان یا پلات آن است. این رمان روایت جذاب و مناسبی برای پیش بردن داستانی به بزرگی رمان ندارد. داستان نمی تواند در بسیار جهات خواننده را با خود همراه کند یا حتی در موارد ملال آور است. نویسنده نتوانسته است در پرورش روایت داستان چندان موفق عمل کند. این نقد اساسی را می توان در بازنویسی چندگانه داستان همانگونه که در مقدمه آورده است و آموزشی بودن این رمان اول بلوچی جستجو کرد. اگر بخواهیم در بیان عناصر داستانی به ضعیف ترین بخش که بیرونی ترین بخش داستان است اشاره کرد پلات داستان یکی از ضعیف‌ترین بخش ‌ها است. ضعیف بودن روایت باعث شده است که نویسنده نتواند آن گونه که بایسته است در شاخ و برگ دادن رمان دست پر داشته باشد. شاید بتوان این رمان در حد یک داستان کوتاه با این قصه پیش برد چون پلات توان حمل اندیشه‌های عمیق لایه‌های پایین تر را ندارد.

دورن‌مایه

در ادبیات معاصر درون مایه (theme) عبارت است از نکته مرکزی، موضوع یا مفهومی که در داستان بیان می شود. در نقد‌های ادبی پیشین بیشتر مفهوم پیام اخلاقی با درون مایه اشتباه گرفته می شد. اما در نقد معاصر تم و پیام اخلاقی داستان دو مقوله مجزا می باشند.درون مایه رمان نازک انسان در طبیعت است. رمان سعی دارد جنگ شخصیت اصلی داستان را با طبیعت یعنی دریا را به نمایش در آورد. هر چند نازک خود به عنوان زن مستقیم به دریا نمی رود اما مهمترین بخش از زندگی، یعنی همسر و سرپناه خود را در مواجه با طبیعت از دست می دهد. دومین درون مایه فرعی داستان زندگی فرد در اجتماع را سعی دارد نشان دهند. مشکلات اجتماعی یک زن بیوه که چندین همسر خود در دریا از دست داده است باید در جبهه اجتماع خود به خصوص با زورمداران و اطرافیان آنها یعنی گزابیک بجنگد. نویسنده بارها سعی داشته است که درون مایه را نمایش دهد. نویسنده نازک را بارها و بارها به ساحل می آورد تا با طبیعت جنگ نابرابری داشته باشد. زن بارها از دریا و قهر او شکوه می کند. این جنگ در میدان اجتماع نیز برای او عرصه جدیدی گشوده است. جنگ او با عقایدی مردم اطرافش و زورگویی و مقهور شدنشان در برابر اربابان زر و زور است.

نویسنده می توانست یک درون مایه اصلی را به عنوان تم برگزیده و بر روی آن کار توسعه داستانی را انجام دهد. تقسیم دورن مایه به دو مقوله گسترده اجتماع و طبیعت کمی داستان را از جهت گیری مناسب باز داشته است. ما باید یکی از آنها را در داستان می داشتیم.  چون محور عمده داستان همانگونه که در بخش روایت بیان شد جنگ با دریا است پس نویسنده می توانست بر روی این دورن مایه بیشتر کار کند.تقسیم این چنین دورن مایه نویسنده را از نوشتن درست در محور اصلی باز داشته است. اگر رمان تمایل به حرکت به سمت اجتماع داشت باید نازک از جنگ با طبیعت حذر می کرد. هر چند از میانه های داستان به بعد محور داستان گویی محور اجتماعی برای نشان دادن تضاد‌های نظام اخلاقی دو شخصیت داستان یعنی نازک و گزابیک دارد.

در مقدمه داستان نویسنده سعی می کند زمینه سازی کند تا بتواند داستان را در آن شرایط مد نظر خود نقل کند. شرایط زمانی و مکانی رمان به گونه است که شرایط را مهیا نقل یک داستان درباره مردمان ساحل نشین می کند. نویسنده در مقدمه به خوبی توانسته است این شرایط را به تصویر بکشد. مردم ساحل نشین، ماهی گیران، صیادان بادهای موافق و چیزهایی از این دست عناصری هستند که مقدمه داستان را تشکیل داده اند. نویسنده به دلیلی کمتر سعی کرده فضای زمانی مورد بحث داستان را بشکافد یا آن را حتی معرفی کند. یکی از دلیل این کار را می توان در وابسته نداشتن داستان پیش رو به زمان خاص است. سید با کنار گذاشتن عنصر زمان و قرار دادن آن به عنوان یک عنصر فرعی در مقدمه سعی داشته است رمان را در شرایط اجتماعی پرورش دهد تا آن را به زمانی خاص محدود نسازد.یکی از نقاط ضعف مقدمه داستان عدم معرفی نازک به عنوان شخصیت اصلی است. در داستان سایر شخصیت های فرعی یکی یکی وارد صحنه می شوند اما از نازک خبری نیست. این نکته می تواند خواننده رمان را در ادامه داستان دچار مشکلات شناختی از شخصیت اصلی کند. هر چند در میانه های داستان نویسنده پرش هایی به گذشته نازک زده و سعی در معرفی او دارد.

شخصیت پردازی

شخصیت عبارت است از یک فرد در یک اثر مانند نمایشنامه،فیلم یا داستان. مطالعه یک شخصیت نیازمند تحلیل روابط او در تعامل با شخصیت های دیگر است. عناصر تشکیل دهنده یک شخصیت در تضاد و تعامل با دیگر شخصیت‌های داستان به روشنی نمایان می شوند. این نمودها به صورت زبانی، عملی و فکری در داستان ظاهر می شوند.

نازک شخصیت اصلی داستان است. او زنی قوی که در مواجه با دریا و واجه گزابیک قرار گرفته است. هر دو این عناصر یعنی عنصر طبیعت و فرد کمک کرده‌اند شخصیت اصلی داستان را برای مخاطبان بهتر نمایان شود. وجه مشترک عناصر مقابل نازک این است که سعی دارند داشته‌های او را از وی بگیرند. دریا مواج و سهمگین شوهرانش را یکی یکی به کام خود می کشد و واجه گزابیک علاوه بر طمع مالی بر از بین بردن خصیصه‌های اخلاقی او کمر بسته است.نازک زنی فهمیده و سرد و گرم کشیده است. در جنگ زندگی کار آزموده گردیده است. این آزمودگی وی را از واکنش‌های آنی باز می دارد. سعی می کند استدلال و منطق را جایگزین احساسات کند. این منطقی بودن او در جاهای مختلف داستان به روشنی به تصویر آمده است. نازک نماد زنان بلوچستان است. آنان سخت کوش‌اند که دوش به دوش مردان در زندگی نقش ایفا می کنند.

نازک مادری فداکار است که سعی دارد خانواده خویش از گزند‌هایی که بر آن وارد می شود حفظ کند. او در مواجه با طبیعت ضعیف است. حتی در پایان داستان می بینیم که شرط پذیرفتن اومر نرفتنش به دریا است. به قول خودش نمی تواند خونی دیگر را به گردن بگیرد. چون شوهران سابقش همه به کام دریا رفته اند. فریادهای او در کنار ساحل و دلشوره‌هایی که بر اثر نیامدن شوهرانش به او دست داده است نشانگر ضعف انسان در طبیعت دارد. نازک در این رمان شخصیتی چند وجهی دارد.

واجه گزابیک شخصیت مقابل نازک است. او یک مرفه بی درد، وارث رذایل اخلاقی است. او سعی می کند داشته‌های مادی و معنوی دیگران را به حلیه یا زور از چنگشان در آورد. مردمان اطراف او برای منافع زودگذر خویش تن سعی در راضی نگه داشتن او دارند. او در نبرد با نازک سعی می کند علاوه بر ثروتش خود او را نیز تصاحب کند. چندین بار زنان اطرافی و حتی مردانی را برای جلب نظر نازک می فرستد. اما نازک نماد ارزش‌های اخلاقی جهانی و بلوچی سر خویش را در مقابل اصحاب زر  خم نکرده و کرنش نمی کند. شخصیت گزابیک یک شخصیت ایستا است. او از ابتدا تا انتها داستان همیشه نماینده شر معرفی می شود.

رمان نازک در شخصیت پردازش شخصیت اول کمی دچار ضعف است. هر چند ما نازک را در تضادهایی بیرونی می بینیم اما کمتر او را دچار تضادهای دورنی می بینیم. نویسنده نتوانسته است نازک را شخصیتی ملموس زمینی تشریح کند. او بیشتر به قدیسه‌ها می ماند تا فرد خطاکار زمینی. سایر شخصیت‌ها به فراخور حضورشان در داستان کمتر دچار تحول شخصیتی می شوند. روند داستان نتوانسته است این تحول دورن و برونی شخصیت‌ها را نمایش دهد. هر چند ما تغییر کمی در شخصیت نازک در پایان داستان می بینیم.

تضادها

تضاد عبارت است از جنگ میان عناصر داستان. تضاد بخش اصلی روایت یک داستان است. در شرایط مختلف نیروهای متضاد داستان با یک دیگر به نبرد می پردازند و از این طریق روایت داستان به جلو می رود. به طور عمده دو نوع تضاد کلی در داستان وجود دارد: تضاد دورنی و بیرونی. چهار گونه تضادی که در داستان‌ها وجود دارند عبارت اند از : تضاد انسان-انسان، انسان-شرایط، انسان-اجتماع، انسان-باخودش.

تضاد موجود در رمان نازک از نوع تضاد بیرونی و انسان-شرایط است. نازک شخصیت اصلی داستان در حال جنگیدن با نیروهای بیرونی است. نیروهایی مانند دریا، جامعه، زورگویان و در برخی موارد تضاد با اجتماع است. نازک در جنگ با طبیعت ضعیف است پس سعی می کند خود را مواجه مستقیم با آن برهاند. اما او در جنگ با نیروهای پلید و برخی تفکرات اجتماع به موفقیت‌های می رسد. خویش تن داری و درک درست شرایط که لازم یک شخصیت دنیا دیده است نازک را در این پیروزی یاری می کند. نقدی که برای نوشته وارد است که به عنوان خواننده کمتر تضادهای دورنی شخصیت اصلی را می بینیم. این آرمانی بودن بیش از اندازه شخصیت اول گاه فرد معمولی را از هم زاد پنداری با شخصیت اول منع می کند. ما باید بیشتر به عنوان یک انسان نازک را درک می کردیم و با افکار و کشمکش های دورنی اش آشنا می شدیم.

دیدگاه

دیدگاه یا شیوه روایت عبارت است نحوه گفتن داستان و بیان رویدادها جهت روایت داستان است. دیدگاه معمولا اول شخص،دوم شخص، سوم شخص یا دانای کل است. روایت داستان در نازک سوم شخص یا دانای کل است. در این شیوه نویسنده ما را از یک رویداد به رویدادی دیگر یا از یک شخصیت به شخصیت دیگر می برد. ما دسترسی بیشتر به افکار، رفتار و اخلاقیات هر کدام از شخصیت‌های داستان داریم. این شیوه داستان گویی متداول‌ترین شیوه دیدگاه است. از مزایای این شیوه می توان به باز بودن دست نویسنده در شخصیت پردازی و تحلیل آنها در طی داستان اشاره کرد.

نازک با آن که از منظر ناظر بیرون نقل می شود اما کمتر توانسته ما را به دورن فکر و ذهن شخصیت‌ها ببرد. بیان افکار نازک یا دیگر شخصیت‌ها کمتر در روند داستان دیده می شوند. نویسنده می توانست جهت کم رنگ یا پر رنگ کردن خصیصه‌های اخلاقی هر کدام از شخصیت‌ها به خصوص نازک می توانست اطلاعاتی درباره پس زمینه‌های شکل گیری آنها ارائه دهد.

نتیجه گیری

نازک یک رمان کلاسیک آموزشی است. در همه عناصر داستان نویسی نویسنده سعی کرده است تکنیک‌ها و بخش‌های مورد نیاز برای داستان نویسی را در این رمان بگنجاند. سید ظهورشاه چون اغازگر این روند بوده است باید فقط الگویی برای دیگران طراحی می کرد اما در تکنیک و تقویت عناصر کمتر توفق یافته است. رمان نازک از آن جهت اهمیت دارد که اولین است و نویسنده آن سید است. اگر سید این کار نوشتن رمان را ادامه می داد به طور حتم در آثار بعدی وی ما رمان‌های قوی تر با عناصری کارا تر می دیدم.

 

 

اندر احوالات اختلالات اینترنت – دیتاسنترهای داخلی -

۲۴ بهمن ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه
اینترنت

اینترنت

اینترنت، ایمیل و اختلال واژگانی هستند که در اینجا همیشه در یک دسته قرار می گیرند. این چند مدت این واژگان بارها در نوشته‌ها و گفتگوها و شبکه‌های اجتماعی ایرانیان تکرار شد. این بار مشکل کمی جدی تر شد. دسترسی به سایت‌های با پروتوکل امن تقریبا غیر ممکن شده بود. بجز چند سایت بانکی تقریبا پورت اس‌اس‌ال برای کلیه سایت‌ها دچار اختلال شده بود. مشکل ایمیل‌ها این بار کمی جدی تر گریبان گیر مشترکان اینترنت ایران شد.

تقریبا دو سایت عمده سرویس دهی ایمیل یعنی یاهو و جیمیل از دسترسی  کاربران ایرانی خارج شده بود. امروز کمی از شدت  آن مشکلات کاسته شد. اما بسیار از کاربران بخصوص بخش تجاری اینترنت ایران را با چالش جدی مواجه کرد.تقریبا همه کاربران ایرانی از این دو سرویس دهنده رایگان ایمیل خدمت ایمیلی را دریافت می کنند. برای بخش تجاری این اختلال باعث ضرری حدودا ۳۰ درصد کاهش خدمات رایانه‌ای شد. شرکت‌های بزرگ و کوچک در کشور ما بیشتر از بستر ایمیل یاهو یا جیمیل برای ارتباطات خود استفاده می کنند. این وابستگی شدید قطعا مشکلاتی برای آنها پیش آورده است. حتی آن سازمان‌هایی که از ایمیل های شرکتی و سازمان خود استفاده می کردند به علت کند دسترسی به پروتوکل‌های امن ایمیل در گرفتن و ارسال ایمیل مشکلات عدیده‌ای داشته و دارند.

این مشکل برای ما کاربرانی که تقریبا همه فعالیت‌های خود را از طریق ایمیل دنبال می کنیم دردسر ساز شده است. ایمیل برای کاربران حرفه‌ای و تجاری اینترنت یک شاهرگ حیاتی است.  قطع آن به معنی مرگ فعالیت‌ها گسترده در شبکه جهانی است. البته باید در نظر داشته که وابستگی به یک سرویس و یا سرویس دهنده خود بالقوه منبع تهدید و مشکل است. این مشکل می تواند منشا داخلی یا خارجی داشته باشد. مثلا بارها شرکت‌های آمریکایی از دادن سرویس به کاربران ایرانی سرباز زده اند یا پس از مدتی این سرویس را برای آنها یک طرفه لغو کرده اند. پس باید برای این گونه مشکلات  چاره‌ای اندیشید. یکی از راه کارهای این مشکل می تواند فعال سازی خدمات  ایمیل و وب در بستر اینترنت و شبکه‌های داخل کشور باشد. باید شرکت‌های بزرگ خدمات رسانی اینترنت با تقویت بنیه شبکه‌ها خود خدمات ایمیل یا وب را برای کاربران ایرانی در داخل کشور فراهم سازند. دولت یا شرکتهای بزرگ می توانند مانند شرکت‌های خارجی مانند گوگل برای کاربران داخلی ایمیل ارائه کنند. یکی از دلایلی که کاربران ایران کمتر تمایل دارند از خدمات داخلی استفاده کنند قیمت بسیار بالای این خدمات در مقایسه با نمونه‌های خارجی است. مثلا کاربران می تواند سرویس هاست خارجی با فضا دو برابر، پایداری بیشتر را با نصف قیمت ایران داشته باشد. این بالا بودن قیمت برای موارد تجاری تقریبا بدون توجیح است. شرکت داخلی ترجیح می دهد سایت خود را در یک دیتاسنتر خارجی با کیفیت بالاتر راه‌اندازی کند تا آن را در ایران با قیمتی بالاتر با همان شرایط داشته باشد. البته چند سالی است که سازمان‌های دولتی و برخی سازمان بزرگ خصوصی سیاست خود را در استفاده از خدمات دیتاسنتری به سمت داخلی کشور تغییر دادند. این تغییر جهت‌های  بزرگ می تواند دو تاثیر عمده داشته باشد. اول ازران تر شدن و رقابتی شدن این گونه خدمات در کشور است که کاربران معمولا هم بتوانند از این خدمات داخلی با قیمت‌های ارزان تر تمام شده استفاده کنند. دوم گردش داخلی بیشتر اطلاعات در بستر شبکه داخلی تا شبکه بین المللی در کشور است.

من نیز برای اینکه دیگر چنین مشکلات به خصوص در زمینه ایمیل نداشته باشم به سراغ دیتاسنترها داخلی رفتم. قیمت‌های حقیقتا غیر واقعی است. اما چون همانگونه که قبلا اشاره شد ایمیل برای ما کاربران این چنین نقش حیاتی دارد پس شاید به ریسک قیمتش بیرزد. من در زون (zone) سایت اصلی خود ایمیل‌های را به توزیع کننده ایمیل (mail exchanger) داخلی می فرستم. البته در ترجیح دوم همان هاست خارجی تعریف شده است که خودش دریافت کننده و توزیع کننده ایمیل باشد.

اینترنت،بودن یا نبودن؟

۱۹ بهمن ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

مسئله این است بودن یا نبودن؟ ظاهرا بودن و نبودنش دیگران مسئله نیست بله وصل بودنش دغدغه همه مردم است. درست حدس زدید به اطراف خودتان یک نگاهی بیندازید شاید اکنون که این نوشته در حال آمدن است شما هم به خیل عظیم قطع شدگان اینترنت ای‌دی‌اس‌ال در این استان پیوسته‌اید.

net

چند صباحی است که شرکت مخابرات در این استان تلاش خود برای ارائه سرویس ای‌دی‌اس‌ال شروع کرده است. اوایل که هنوز مشترک چندان به این کاروان نپیوسته بود کج دار و مریز  بهتر می شد با آن صفحاتی را باز کرد. پس از واگذاری بخش پشتیبانی و بازاریابی به بخش خصوصی مشتریان بیشتر و بیشتر می شدند اما دریغ و افسوس برای این خیل مشتاقان زمینه‌ٔ فنی مناسبی برای سرویس دهی در نظر گرفته نشده بود. پس از مدت خیلی کوتاه کم کم دستگاه‌ها شروع به ‘روغن سوزی’ کردند۔ دیگر سرورها و روترها نمی توانستند این همه سیل خروشان را پشتیبانی کنند.

بارها بر اثر تعمیرات این سرویس قطع می شد. در همان اوایل که این همه بار بر روی سرورها نبود بارها سرورهای دی‌ان‌اس دچار مشکل شدید می شدند. به گونه ای که هیچ آدرسی قابل تفسیر نمی بود. ما هم که فکر هر چیزی را می کردیم غیر از این موضوع و با سایر خدمات دهنده که از آنها وب و سایر خدمات می گرفتیم کلنجار می رفتیم که مثلا مشکل را حل کنیم غافل از آن که مشکل در همین اطراف ما بود.

چند مدتی است که مشکل جدیدی برای کاربران دی‌اس‌ال استان سیستان و بلوچستان پدید آمده است. کاربران مدت‌ طولانی در شبانه روز دچار قطعی پی در پی می شوند. این قطعی خطوط برای همه کاربران به خصوص کاربران بخش تجاری مشکلات جدی را به وجود آورده است. در این مقطع زمانی تقریبا در همه شهرها شرکت مخابرات استان تنها متولی خدمات رسانی دی‌اس‌ال است. به عبارت دیگر کاربران باید با هر کیفیتی این سرویس را تحمل کنند.

بخش‌های خصوصی و دولتی در این سال‌ها تلاش کرده اند خدمات رسانی خود را در بستر اینترنت تعریف کنند. تقریبا به جرات می توان گفت که همه نهاد‌‌های دولتی و خصوصی بیش از نیمی از کارهای خود را باید از طریق شبکه اینترنت انجام دهند. این وابستگی به اینترنت و از طرفی مشکل قعطی پیاپی این سرویس برای مردم و مسئولین و نهادهای خدمت رسانی کم کم به یک معضل حاد تبدیل می شود. امید است مسئولین شرکت مخابرات استان سیستان و بلوچستان در یک اقدام عاجل این مشکلات را حل نمایند.

پیشنهادات من:

  1. توقف مدت‌دار توسعه بازارهای جدید: سعی شود تا زمانی که تجهیزات مناسب در اختیار گرفته نشده است کاربران جدیدی ثبت نام نکنند.
  2. استفاده از تجهیزات مناسب برای اهداف بلند مدت: سعی شود تجهیزات لازم را برای حداقل دو برابر برنامه‌های تعیین شده خریداری کنند.
  3. جمع‌آوری بازخورد کاربران و تحلیل آنها: به نظر تعداد ناراضی از این سرویس هر روز بیشتر و بیشتر می شود. این سرویس به جای آنکه بتواند برای آن مجموعه اعتبار کسب کند اعتبار کنونی آن مجموعه را زیر سوال می برد.

اوضاع اینترنت شما چگونه است؟ نظرات را به ما بگوید.

پ.ن: چند روز کار ما فقط به علت قطع بودن اینترنت در یک شرکت بیمه لنگ بود. :-x

بررسی اجمالی کتاب ‘گدا’ – ترجمه عبدالواحد برهانی

۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

هفته گذشته فرصتی دست داد تا اولین بار به دیدار چریک پیر (عبدالواحد برهانی) به روستای آبادان در ۵ کیلومتری ایرانشهر برویم. چند روز  پیشتر کتاب گدا نوشته تاج‌محمد طائر از طریق یکی از دوستان به دستم رسید. کتابی بود که تا پایان خواندنش دستم یاری نکرد آن را زمین بگذارم. قلم گیرای تاج‌محمد طائر و شیوای ترجمه استاد برهانی در این جذب شدنم بسیار موثر بودند. خواستم تحلیل که نه بلکه برداشت شخصی خودم را از این اثر در این نوشته بیان کنم. طرح دیگر در ذهن داشتم تا بررسی تطبیقی ترجمه این نوشته را به قلم بیاورم ولی وقتی دیدم مطلب درباره‌ٔ کلیت این کتاب واقعا کم است در وهله نخست معرفی اجمالی را ترجیح دادم. امیدوارم با بحث‌های بیشتر با خود مترجم طرح بهتری برای این کار نوشته و اجرا کنم.

book

کتاب گدا دومین ترجمه ادبیات بلوچی به زبان فارسی به وسیله استاد برهانی است. پس از ترجمه رمان نازک نوشته سیدظهورشاه هاشمی که در سال ۱۳۸۴ منتشر شد، داستان‌های کوتاه گدا در سال ۱۳۹۰ توسط نشر آیه مهر در ۱۰۳ صفحه منتشر شد. ترجمه این داستان‌های کوتاه ادامه روند فکری و کاری استاد برهانی در ترجمه متون ادبی بلوچی به زبان فارسی است. او در ترجمه رمان نازک از لغات بلوچی و  از لغات مهجور فارسی فراوان استفاده کرد. این استفاده از اینگونه لغات انتقادات زیادی  را در ترجمه نخستین به دنبال داشت. من نیز یکی از آن منتقدین بودم. هرچند بنا به گفته استاد برهانی زبان بلوچی می تواند به غنای لغوی و ساختاری و در حیطه‌ای گسترده‌تر ادبیات فارسی کمک شایانی کند اما استفاده از لغات غیر فارسی یا بلوچی فارسی شده برای خواننده فارسی زبان صقیل خواهد بود. انتقادی که خوشبختانه با مطالعه کتاب گدا کمی از حجم آن کاسته شد.

کتاب گدا مشتمل بر ۱۹ داستان کوتاه حول محور بلوچ و بلوچستان است. داستان‌‌هایی مانند گدا،بی اقبال،جن گرسنگی،دست خدا و … از داستان‌های شاخص این مجموعه هستند. درونمایه کلی داستان‌ها فرهنگ بلوچستان، جامعه بلوچ، آداب زندگی مردم بلوچستان و انتقاداتی از سیستم اطراف آنها و حتی انتقاداتی درونی از تحولات و افکار مردم بلوچ است.

taier

تاج‌محمد طائر سعی کرده است دغدغه‌های مردم اطرافش درباره فرهنگی که در خطر زوال است به روش‌های گوناگون در قالب داستان کوتاه بیان کند. فراموشی ارزش‌های کهن بلوچ، پشت کردن به میراث فرهنگی، جایگزینی فرهنگ‌های غالب، تلاش مردم برای حفظ فرهنگ و خون دل خوردن ها و ناملایمت‌هایی که فعالان این عرصه‌ها می بیند را ما در تم اصلی بیشتر داستان‌های کوتاه این مجموعه می بینیم. مثلا در داستان گدا که مجموعه با نام همین داستان نام‌گذاری شده است ما حفظ کرامت و شرافت انسان‌ها را می بینیم و ناملایماتی که بر فعالان جامعه رفته است.

یکی از نقاط برجسته این ترجمه نسبت به نازک بازسازی هنرمندانه داستان‌ها با قلم مترجم است. مترجم گویا حس دین سنگینی نسبت به زبان مادری خویش و فرهنگ وابسته به آن دارد . او با انتقال آن ارزش‌های فرهنگی نوشتار از زبان مبدا سعی در انتقال عناصر فرهنگی موجود در داستان‌ها را دارد. کاری که گاه سعی کرده  است با حفظ ریتم لغات به آن رنگ و بوی بلوچی دهد. به هر رو این داستان‌ها رنگ و بوی بلوچستان را دارند و مترجم در انتقال این حس با کلمات فارسی کار ارزشمندی انجام داده است. وقتی خواننده این داستان‌ها را می خواند کمتر حس می کند که طائر این روایات را نقل می کند بلکه ما رد پای قلم چریک پیر را چیره تر می بینیم.

borhani

 

در بررسی تطبیقی متن اصلی با ترجمه باید بگویم مترجمه امانت داری را تا حد زیادی رعایت کرده است. هرجایی که نوشتهٔ اصلی مانع در انتقال پیام بوده است و یا سبک بیان را در فارسی دچار سختی و کندی کرده‌است مترجم سعی در آزاد سازی خود از این قیود داشته است. از ترجمه تحت‌اللفظ تا ترجمه آزاد دو کران در ترجمه متون است. مترجم سعی کرده است که خود را در میانه این طیف نگه دارد. نه آن قدر آزاد نویسی که به متن اصلی ضربه وارد کند و نه در قید واژگان ماندن دو سوی حرکت مترجم در برگردان این اثر ادبی است.

امید است با ترجمه اثار فاخر ادبیات بلوچی توسط اساتیدی همانند استاد برهانی ادبیات بلوچستان از ناشناختگی درآید. این میسر نیست مگر به طبع و همت بلند.

 

 

مدیونم -اندر حکایات وب نویسی-

۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

بسم حکایت دل هست با نسیم سحر

داستان وبلاگ نویسی من

تقریبا پنج سالی است که در این مکان و وبلاگ‌های شخصی خود درباره موضوعات گوناگون نوشته‌هایی را ارائه داده‌ام. اوایل بیشتر درباره دیده‌های روزمره خود می نوشتم. نظرات خود را درباره اتفاقاتی که می افتاد و یا درباره مشکلات جامعه با طرح مسئله و بیان راه حل بیان می کردم. مطالب وبسایت خود را به سه زبان فارسی،انگلیسی و بلوچی بیان می کردم.

بعدها سعی کردم مطالبی درباره زبان و فرهنگ بلوچستان به قلم بیاورم. در رشته مقالاتی در حیطه زبان شناسی و فرهنگ به بررسی زبان بلوچی پرداختم. پس از نوشتن مطالبی درباره زوال و بقای زبان بلوچی و بررسی عناصر فرهنگی زبان بلوچی کمی از احساس دینی که در من برای زبان مادری بود را آرام کردم. هر چند هنوز هم سعی دارم آن رشته را دنبال کنم. برخی از نوشته‌هایی که درباره عناصر فرهنگی بلوچستان بوده‌اند که آنها را در جایی دیگر نوشته بودم سعی کردم آنها را به اینجا منتقل کنم تا بتوانم تحلیلی تقریبا جامع و مفید درباره فرهنگ بلوچستان ارائه دهم. بسیاری از این نوشته‌های تاریخ انقضا ندارند و همیشه می توانند مورد ارجاع قرار گیرند.

من در کنار شغل اصلی به مقولات دنیای فناوری اطلاعات نیز علاقه‌مند هستم. نوشتن در زمینه آی‌تی را هنوز با نوشتن مطالبی درباره تحولات دنیای نرم‌افزارهای آزاد و کد باز دنبال می کنم. نوشتن درباره دیتاسنترها،آیکان،دامنه معمولا بخشی از پستهای این وبسایت را تشکیل می دهند. چون در این زمینه به خصوص مطالب تخصصی لینوکس و دیتاسنتر مطلب به روز کم بود خوشبختانه این بخش با استقبال خوبی همراه است.بسیار از مطالب مربوط به این زمینه در وبسایت‌ها و پلنت‌های سایتهای مانند فدورا و غیره منتشر شده‌اند.

اخیرا با نوشتن زندگی‌نامه ادبا و بزرگان فرهنگ و ادب بلوچستان سعی در شناساندن آنها به مردم بلوچ و دیگران مخاطبان آنها داشته‌ام. زندگی افراد مانند شوهاز و میرلونگ‌خان از نوشته‌های اخیر در این زمینه بود. چندین طرح دیگر هنوز در این زمینه در دست دارم امیدوارم بتوانم کم کم آنها را بنویسم. در مقوله ادبا بلوچستان باید به زندگی نامه افراد و شرح و نقد کارهای آنها اشاره شود. قصد دارم در این مدت کمی به این سمت حرکت کنم. چند شاعر و نویسندهٔ بزرگ را در نظر دارم تا بر روی زندگی نامهٔ آنها و در مراحل بعدی به نقد نوشته‌های آنها بپردازم.میرگلخان نصیر در صدر این لیست قرار دارد. به زودی به دو نوشته درباره او کمی از بار سنگینی که بر دوش دارم را سبک خواهم کرد.

این داستان گذشته و حال بود اما هنوز مطالبی در ذهن دارم که باید به قلم ساری شوند. من درباره بسیار از مسایلی که هنوز ننوشته‌ام احساس دین می کنم. یکی از آن موضوعات مقوله زنان بلوچستان است. هرچند بارها نظرات خودم را به شکل اظهار نظر درباره مسایل زنان در نوشته‌ افراد دیگر بیان کرده‌ام اما آنگونه که خود راضی باشم نه بوده است. اگر چه اجحافی که به حقوق زنان شده و می شود اما فرهنگ بلوچ کمتر زن ستیز بوده است. طرحی در ذهن دارم که اگر عملی شود می توانم کمی احساس راحتی کنم که دیدگاه جامعه و فرهنگ بلوچ را در مقوله زنان کمی به هم دیگر نزدیک کنم. هرچند معتقدم که خود زنان باید به این عرصه وارد شده و دغدغه‌های خویشتن را بیان کنند. ما فقط می توانیم از دید کلی به مسئله بنگریم و حتما نظرات آنها درباره خودشان مرجح است.

این داستان سوداهایی است که در سر دارم. می بینید که این سر هزاران سودا در سر می پروراند. بارها در مباحث دوستان تاکید کرده‌ام که ما مردم بلوچ تک تکمان باید جور ده‌ها نفر را بکشیم. چون در جامعهٔ ما افراد فعال در هر زمینه بسیار کم یافت می شود. اگر کسی هم برای دل خود کار می کند سعی دارد کنج عزلت خویش تن را راه نسازد. پس کسانی که اکنون فعال هستند یا جور دیگران بکشند و یا سعی کنند آنها را وارد گود کنند بلکه از این بار کمی کاسته شود.

این وبسایت شخصی حاصل چندین سال کار تدریجی بر اساس اصول علمی و فنی بوده است. یکی از اصول فنی که همیشه در آن رعایت می شود استانداردهای جهانی وب است. من همیشه با کنترل کردن اصول اولیه طراحی و اچ‌تی‌ام‌ال این وبسایت را تا به امروز استاندارد حفظ کرده‌ام. حفظ این شرایط در طولانی مدت باعث ترقی جایگاه این وبسایت در موتورهای جستجو مانند گوگل شده است. اکنون این وبسایت افتخار دارد در رتبه بندی گوگل در رده چهارم قرار دارد.این عدد خوبی برای یک وبلاگ شخصی است. این بدین معنی است که در هنگام جستجو کلیدواژه‌هایی که در این وبسایت تکرار شده در سایت گوگل نتایج جستجوی مربوط به این سایت در ردیف‌های بالا قرار میگیرد. مثلا نوشتهٔ من درباره عبدالواحد برهانی یا عبدالغفور جهاندیده وقتی کسی در گوگل بدنبال آنها بگردد جزء بالاترین یافته‌های نتیجه جستجو نمایش داده می شود حتی بالاتر از وبلاگ و صفحات مثلا این دو نفر.

این بالا بودن رتبه بندی گوگل باعث می شود این وبلاگ با صدای رساتر و گسترده‌تر بتواند در جامعه مجازی و حقیقی نقش ایفا کند. قصد دارم  از دوستان وبلاگ نویسی که خط فکری و مشی نوشتاری آنها را می شناسم برای نوشتن برخی پست‌های مهمان دعوت کنم. شما نیز اگر خود را به افکار و روش‌های من نزدیک می دانید و می خواهید نوشتارتان در این وبلاگ با نام خودتان منتشر شود لطفا از طریق همین نوشته یا صفحه تماس من را مطلع کنید تا ترتیب کارهای دیگر داده شود.

واهگ ءُ راج  ءِ درد ءِ نادْراهی     زندگیں روچاں کشّ اِتگ زمبل

سید هاشمی

 

 

 

© 2012 Mostafa Daneshvar All Rights Reserved. Under GFDL License.