در تاریخ سوم اردیبهشت اولین جلسهٔ دورهٔ آموزش مقدمات گنو/لینوکس برای بانوان ایرانشهری برگذار شد. پس از شروع موفقیت آمیز این دوره برای آقایان در انتهای سال ۱۳۸۹ با توجه درخواستهای مکرر بانوان گرامی علاقهمند به این سیستم عامل در صدد آن برای برآمدیم تا هرچه زودتر مقدمات این دوره را برای این بخش از جامعه برگذار کنیم.
با توجه به تبلیغات انجام شده و بازخوردهای دورهای که برای آقایان در حال برگذاری است، تعداد نسبتا زیادی از بانوان نیز ابراز تمایل برای شرکت در چنین دورهای را داشتند. مخاطبین این دوره از میان اقشار مختلف جامعه با سطح آگاهی کامپیوتری مختلف هستند. از زنان خانهدار تا فارق تحصیلان رشتههای کامپیوتر در میان این جمع حضور دارند. برای بنده چنین حضوری بدین گستردگی و متنوع بسیار جالب بود.
با توجه به دوره فعلی که برای آقایان در حال برگذاری است و بررسیها و بازخوردهای آن سعی کردیم برای این دورههای یک طرح مدون آموزش با محوریت آشنایی با گنو/لینوکس طراحی کنیم. در این دوره افراد با مفاهیم اولیهای مانند گنو،لینوکس و متن باز شروع به یادگیری اصول مندرج در این طرح درسی می کنند. در پایان آنها می توانند با روشهای گوناگون به اینترنت وصل شوند. در این ضمن افراد با نحوه کار با این سیستم عامل جهت برطرف کردن نیازهای روزمرهشان آشنا خواهند شد. دوره مورد بحث در سه سطح تئوری،عملی و پروژه کارآموزان با این مباحث برخورد خواهد کرد.
امیدوارم در پایان این دو دوره به توانیم به اهدافی که برای این دورهها در نظر گرفتهایم از جمله گسترش فرهنگ گنو در این شهر و این استان قدمی برداریم.
امروز صبح وقتی مشغول کنترل کردم ایمیل هایم بودم ایمیلی از سورس فورج را در لیست نامه های رسیده دیدم. معمولا ماهیانه اخبار سورس فورج را از طریق ایمیل دریافت می کنم. اما وقتی دقیق تر به نامه رسیده نگاهی انداختم متوجه شده ظاهرا مشکل جدی در سرورهای آنها ایجاد شده است. با آنکه تقریبا بیش از هشت سال است که در این سایت بزرگ عضو هستم و از خدمات آن استفاده می کنم، این مورد از موارد نادر بوده است.
جریان از آنجا شروع می شود که تیم نگهدارنده سرورها متوجه تحرکات مشکوکی در سروری می شوند که هاست کنترل ورژنها را به عهده دارند. بررسیهای اولیه نشان می دهد که دستگاههای دیگر در بین این سرورها قرار دارند. تیم سورس فورج در ابتدا سرورهای کنترل ورژن را از مدار سرویس دهی خارج می کند تا موضوع را بررسی کنند. ظاهرا در بررسی های بعدی آنها متوجه نوعی اکسپلویت می شود. یکی از خطرات که متوجه کاربران و توسعهدهندگان است امکان سوء استفاده از کلمه عبور آنها در سایت و خدمات ارایه شده از طرف آنها وجود دارد.
سورس فورج در اقدامی پیشگیرانه کلمه عبور همهٔ کاربران را تغییر می دهد. در ایمیلی که به همه آنها ارسال می کند از آنها می خواهد با رفتن به بخش فراموش کردن کلمهٔ عبور آن را بازیابی کنند.
بر اثر این حمله سرویس هایی مانند کنترل ورژنها، برنامههای دیدن وببیس کنترل ورژنها، انتشار فایل و دسترسی به شل از مدار سرویس دهی خارج شدهاند. در آخرین لحظاتی که این نوشته را آماده می کنم ظاهرا هنوز مشکلاتی در این زمینه وجود دارد. هنوز خبر جدید در این باره در سایت سورس فروج منتشر نشده است. این حمله واکنش منفی کاربران و توسعه دهندگان را در پی داشته است. بسیاری از توسعه دهندگان و کاربران از این سایت برای تولید و توسعه برنامههای خود عمدا به صورت متن باز استفاده می کنند.
پ.ن: الان چک کردم ظاهرا کلا این سایت در ایران فیل شده است
این اولین نوشته من با استفاده از برنامه آندرویدی وردپرس است. این برنامه توسط وردپرس تهیه می شود و کار وبنگاری را بسیار آسان نموده است.
با استفاده از این برنامه به راحتی می توانید پست جدید بنویسید،نوشته های قبلی را بخوانید و بر روی کامنت ها نظارت کنید. آمار بازدید کنندگان را می توانید کنترل کنید. خلاصه اگر وبلاگ نویس پرکاری هستید با این برنامه همیشه می توانید پست های آنی بنویسید.
این برنامه هنوز مشکلاتی دارد مثلا با رفتن به قسمت کامنت کرش می کند.
در این برنامه می توانید پست ها و صفحات قبل را اصلاح کنید. اگر کامنت جدید آمده باشد آن را تایید یا. رد کنید. خلاصه وردپرس در جیبتان خواهد بود.
زنده با لینوکس؛آندروید و وردپرس
Posted from WordPress for Android
تقریبا دو هفتهای است دست به کیبرد برای نوشتن در این بلاگ نبردهام. امروز وقتی به برنامهٔ همیشگی که برای نوشتن در تقویمم نگاهی انداختم یادم افتاد که باید برای خالی نبود عریضه چیزی به این بلاگ بیفزایم.
باری تقریبا سه هفته است که ما با امتحانات دانش آموزان سرگرم هستیم. کارمان بیشتر با آنها گره خورده است همانگونه که زندگی ما نیز خواسته یا ناخواسته گره به زندگی آنها خورده است. بارها از طریق همین بلاگ دربارهٔ مسایل آموزشی این منطقه نکته نظراتم را بیان کردهام. امروز بار دیگر با نگاهی به گذشته و نظاره به جلو آیندهٔ روشنی را با این گونه آموزش نمی بینم. متاسفانه همیشه در این مناطق آموزش در آخرین نقطه اهمیت قرار داشته است. این فقدان توجه به مسایل آموزشی ریشه در فقر شدید ما مردم این مناطق دارد. هنوز پدران و مادران دانشآموزان پیگیری مسایل آموزشی فزرندان خود را آنچنان که بایسته است مورد توجه قرار نمی دهند. تلاش برای امور معیشتی بیشتر زمان مادران و پدران را به خود اختصاص داده است و متاسفانه کمتر مسایل جدی آموزش آنها مورد تحلیل قرار میگیرد. مثلا ما سالهای سال است از والدین دانش آموزان این مناطق متوقع هستیم حداقل در سال چندباری به آموزشگاهها برای پرسیدن وضع دانشآموز خود مراجعه کنند.والدین ممکن است در سال فقط یک بار آنها شاید به زور تهدید و فشار از جانب اولیا مدرسه یا خود دانش اموز برای ثبت نام در روز اول به مدرسه مراجعه کنید. این اولین و آخرین باری خواهد بود که او به آنجا می آید.
کمی با خود درباره مسایل آموزشی و پرورشی درنگ می کنم. آیا ما به عنوان مسئولین آموزش و افراد بالاتر در ایجاد این مشکل دخیل هستیم. آیا ما معلمین به طوری که شایسته است برای فرزندان خود تلاش می کنیم. اینها و صدها سوال دیگر را همیشه برای خود در ذهن ملاک ارزشیابی قرار می دهم. درباره بسیاری از این سوالات باید مخاطبان ما یعنی دانش آموزان و والدین انها و نهادهای مسئول بالاتر کنکاش کنند و نظر بدهند. اما آنچه را که ما در عمل برای کار خود ملاک قرار می دهیم با توجه به ضعفهای مفرط سیستم آموزشی، اصول پداگوژیک و علمی مورد نیاز برای آموزش هر موضوع درسی می باشد.
بار دیگر به ورقههایی که قرار است در روزهای آینده دست دانشآموزان بدهم نگاهی میاندازم. بسیاری برای رسیدن به هدف تلاش کردهاند و خیل زیادی از آنها برای وقت گذارنی که در مدرسه داشتهاند متاسفانه نمرهای کسب نکردهاند. متاسفانه با تغییرات غیرکارشناسی و غیر علمی که در این چند سال اخیر در زمینه سنجش عملکرد دانشآموز به وجود آمده است دانشآموزان بدون سنجش های واقعی با شعبدهبازی های به کلاس های درسی بالاتر میایند. یک مثال ساده از درس خودم: دانشآموز اول دبیرستان وقتی به کلاس می آید و قرار است من به او محتوایی را که در کتاب سال اول آموزش دهم ولی او اولین و پیشپا افتاده ترین چیز یعنی حروف انگلیسی را نه می داند و نه می تواند بخواند و تشخیص دهد. حال من را تصور کنید که چگونه باید به او مثلا زمان و کلمات جدید سال اول را تفهیم کنم.
مشکل دیگری که گریبان گیر آموزش این مناطق است مسئله قبول بودن چون و چرا دانش آموزان و بالا رفتن کاذب آمار قبولی است. دانش آموز در این سیستم به گونهای شرطی شده است که ناخودآگاه می داند پس از چند بار آزمون ناموفق سنگ نزدهٔ او به گنجشکی اصابت خواهد کرد. این تفکر در میان مدیران به نادرستی ریشه داونیده است که باید آمار قبول به هر طریقی بالا رود. مثلا در مدرسهای مدیر مدرسه به دانش آموزان به صراحت می گوید که کتابهایتان را باز کنید و به سوالات پاسخ دهید. مدیر مدرسه از معجزهای که انجام می دهد بسیار خرسند است زیرا با آن شعبده اکثرا قبول می شوند. این رندبازی حتی در امتحانات رسمی و نهایی که قرار است ملاک ارزشیبابی دانشآموزان برای ورود به دانشگاهها باشد متاسافانه کاربرد دارد.
خوشبختانه امسال با تمهیداتی که از سوی مراجع بالاتر برای کنترل آزمونها صورت گرفته است ما کمتر شاهد شعبده بازیهای از این دست بودهایم. حال دانشآموزی که به امید واهی رسیدن اعجاز به دادش در روز امتحان سر جلسه حاضر شده بود به در بسته خورد. امیدورام اینگونه کنترل های در سطوح پایین تر با دقت بیشتر انجام گیرد.
دوشنبه ۲۹ آذر:
صبح از ایرانشهر به سمت زاهدان حرکت کردیم. چون خستگی ناشی از رانندگی توان انجام کارهای آن روز را از من می گرفت، تصمیم بر آن شد از اتوبوس استفاده کنیم. البته کمبود سوخت دلیلی دیگر برای این تصمیم بود. تقریباحوالی ظهر به زاهدان رسیدم. هوا آنجا نسبت به ایرانشهر سردتر بود. برای ما که از شهر گرمی مانند ایرانشهر می آمدیم آن هوا مانند یک زمستان سرد می نمود.با هماهنگی ها صورت گرفته دیگر دوستان روز قبل به زاهدان آمدهاند. آنها شب قبل وسایل نمایشگاهی را با مشقت فراوان در غرفه مورد نظر چیدهاند. بنا به گفته دوستان هوا آن شب ناجوانمردانه سرد بود و در سالن نمایشگاه آن شب هیچ وسیلهٔ گرمایشی وجود نداشت. هر چند روزهای بعد مشکل گرم کردن سالن کاملا حل شده بود.حدودا ساعت ۲ بعدازظهر با من تماس گرفته شد تا هماهنگی لازم برای رفتن به نمایشگاه جهت کمک به دوستان و شرکت در مراسم آغازین، انجام شود. وقتی به آنجا رسیدم همه غرفهداران مشغول آماده کردن وسایل خود برای چینش در غرفههایشان بودند. هرکس با چیزی مشغول بود. از گذاشتن وسایل تا چسباندن پوسترها و کاتالوگ های مختلف بر دیوارههای غرفه هر کس سعی می کرد نمای بهتر از خدمات و محصولات خود عرضه کند.من سالهای قبل در این نمایشگاه شرکت نکرده بود. دلایلی از جمله دور بودن مسافت ایرانشهر تا زاهدان و بودن این نمایشگاه در فصل سرد من را از آمدن به نمایشگاه منصرف می کرد. این نمایشگاه معمولا در تاریخ های برگزار می شد که من کمتر وقت می کردم از مدارس دور باشم. اما امسال بنابر درخواست دوستان تصمیم گرفتم هم به عنوان یک بازدید کننده و هم به عنوان یک عضو از این مجموعه در پنجمین نمایشگاه کامپیوتر زاهدان شرکت کنم. همانگونه که در پست های قبلی نوشته بود هدفم از شرکت در این همایشها و نمایشگاهها معرفی و گسترش فرهنگ نرمافزارهای آزاد و لینوکس است.روز اول افراد کمی به عنوان بازدید کننده شرکت کرده بودند. هر چند تعداد بازدیدها در روزهای آینده بیشتر و بیشتر می شد که این خود جای بسی امید بود. در شهر ظاهر مسئولین برگزار کننده تبلیغات نسبتا خوبی را انجام داده بودند. اما این اطلاع رسانی در اینترنت بسیار ضعیف بود. در جستجوی اینترنتی کمتر خبری دربارهٔ این نمایشگاه به چشم می خورد. در جستجوی اینترنتی فقط دربارهٔ نمایشگاههای قبلی خبری یافت می شد. این موضوع، عدم اطلاع رسانی، برای فعالین عرصه اینترنت و کامپیوتر بسیار وجهه خوبی ندارد. امیدوارم سالهای آینده افرادی که مسئول این گونه نمایشگاهها هستند در این زمینه اطلاع رسانی بهتر در اینترنت و سایت های مرتبط داشته باشند.
سهشنبه ۳۰ آذر:
نمایشگاه بعدازظهر ها برگزار می شود. صبحها می توانستیم در شهر گشت و گذاری داشته باشیم. دوستان ما چون اولین بار بود در نمایشگاه زاهدان شرکت می کردند تجهیزات لازم برای نمایشگاه را به همراه نداشتند. باید آنها را در شهر جستجو می کردیم و سعی می کردیم تا بعدازظهر آنها را آماده کنیم. تراکتها، بنرها و استندهای لازم که برای این منظور در نظر گرفتم را آن روز تقریبا توانستیم آماده کنیم.امروز ظاهرا افراد بیشتر از نمایشگاه اطلاع یافته اند چون مراجعه کنندهٔ بیشتری از دیروز داشتیم. هر کس با دانش و آگاهی گوناگون به این نمایشگاه مراجعه کرده بود. از دانشجویان رشته کامپیوتر تا افراد عادی که به دنبال رم و کارت گرافیک می گشتند امروز از ما سوالاتی می پرسیدند. ما نیز درباره تجهیزات شبکه و وسایل بی سیم به مراجعه کنندگان اطلاعاتی می دادیم. چندین نفر برای آیپی کمرا و انتقال داده ها به صورت وایرلس مراجعه کردند. در بین بازدید کنندگان چند نفر از مسئولین استانی نیز در غرفه حضور یافتند.چهارشنبه ۱ دی:امروز هوا سردتر شده است. باد سردی می وزد. ما قبل از آنکه به نمایشگاه برویم به سمت ترمینال می رویم. ظاهر بار ارسالی آقای توکلی بالاخره رسیده است. هر چند قرار بود صبح این بار به دستم برسد ولی ظاهرا ماشین با تاخیر چند ساعت به زاهدان رسیده است. تقریبا در ساعات آخر باز بودن انبار به آنجا رسیدم و وسایل را تحویل گرفتیم. چندین نفر دیگر هم برای تحویل بار خود آنجا بودند همه از گران شدن ناگهانی قیمت حمل بار بسیار متعجب بودند.امروز بنابر برنامهٔ قبلی قرار است دربارهٔ استانداردهای کیس و پاور از کسی از طرف گریس سخنرانی کند. برنامه حدودا ساعت ۶ بعدازظهر می باشد. امروز مانند دیروز بازدید کنندگان زیادی داشتیم. از بازدیدکنندگان امروز ظاهرا از مسئولین دیتای استان بودند. من درباره لینوکس پارسیدورا و نحوه تولید آن و برنامههای آتی آن توضیحاتی دادم. ظاهرا برای آنها عضویت یک نفر از این استان در تیم تولید کنندهٔ آن جالب بود. شاید کمتر کسی در این استان به سمت سوی استفاده از گنو/لینوکس رفته باشد. به همین خاطر بودن افراد مانند من در این استان حداقل چیزی عجیب می نماید.نمایندگان گرین در استان برای گسترش استفاده از کیس های استاندارد برنامه های داشتند. فردی که ظاهر از تهران آمده است درباره این استانداردها سخنرانی می کند. من چند دقیقهای به آنجا می روم. در این سمینار به قید قرعه به یکی از شرکت کنندگان یک کیس گرین جایزه داده شد. به همه کسانی که در آنجا حضور یافته بودند لینوکس پارسیدورا و پارسیکس رایگان اهدا شد. این دیسک های اهدای دوست گرامی بهنام توکلی و سایت سیتو بود. امیدوارم این افرادی که دیسکهای لینوکس پارسیکس و پارسیدورای رایگان دریافت کرده اند به جمع کاربران آنها اضافه شوند.
پنجشنبه ۲ دی:
امروز با توجه به این که آخر هفته است استقبال شهروندان بیشتر است. افرادی از سایر شهرهای استان با در نظر گرفتن روز آخر هفته به جمع بازدید کنندگان پیوسته اند. علاوه بر شهروندان زاهدانی افرادی از ایرانشهر، زابل، سراون و سایر شهرهای استان به غرفه ما مراجعه می کردند. امیدوارم این گونه نمایشگاههای در سایر شهرهای استان نیز برگزار شود تا دستاوردهای استان سیستان و بلوچستان در این زمینه در همه شهرهای آن به نمایش گذاشته شود.ظاهرا کثرت افراد بازدید کننده مسئولین را مجاب می کنند که نمایشگاه را فردا صبح نیز برگزار کنند. در نظرسنجی از همه غرفه داران توافق شد که فردا صبح ساعت ۹ نمایشگاه دایر باشد.در ساعات آخر نیز افراد زیادی در سالن نمایشگاه حضور دارند که با خواهش های مکرر نگهبانان آنجا را ترک می کنند.
جمعه ۳ دی:
هوا هنوز سردی خود را دارد. با زنگ تلفن بیدار می شود. باید به سمت نمایشگاه بروم. اینبار دفعه آخر حضور خواهد بود چون باید بعدازظهر به ایرانشهر برگردم. در ساعات اولیه به خاطر جمعه بازدید کننده کم است ولی با گذشت زمان افراد بیشتری می آیند. ما نیز کم کم خود را برای رفتن به خانه و حاضر شدند سفر آماده می کنیم.زاهدان بعدازظهرهای جمعه تقریبا تعطیل است. به ندرت می توان مغازهای را یافت که باز باشد. ما به ترمینال می رویم. ظاهرا بلیط اتوبوس در این چند روز ۲۵درصد گرانتر شده است. گویا گران شدن گازوئیل تاثیر خود را بر کرایه های گذاشته است.شب خسته به ایرانشهر می رسیم. باید چند کار ناتمام را برای فردا به اتمام برسانم.
پ.ن ۱: به علت خستگی در نوشته ممکن است اشتباهات سهوی موجود باشد
پ.ن ۲: امروز به من اطلاع دادند که غرفه ما جزء یکی از غرفه های برتر معرفی شده است.
بنابر تصمیم قبلی که از طریق همین بلاگ در جریان آن بودهاید قرار است از تاریخ ۲۹ آذر لغایت ۳ دی، اواسط همین هفته، نمایشگاه رایانه و ماشینهای اداری در شهر زاهدان برگزار شود. برنامهٔ اولیه نمایشگاه تقریبا سه هفته قبل بود ولی به خاطر برخی ناهماهنگی ها برگزاری آن به این تاریخ موکول شد. ما برای این نمایشگاه برنامههای گوناگونی را تدارک دیده بود که برخی از آنها به خاطر این تغییر زمان دچار تغییر شدند.
من با همکاری دوستان در شرکت پیام بلوچ قصد دارم در بخشی از این نمایشگاه به معرفی نرم افزارهای آزاد و لینوکس بپردازم. با همکاری دوست عزیز و یاور همیشگی توزیع و پخش لینوکسهای مختلف، بهنام توکلی قصد داریم در قالب دو برنامه مختلف فرهنگ لینوکسی را در این استان نهادینه نماییم. یکی از کارهای که قرار است انجام دهیم توزیع ریگان دو توزیع ایرانی، پارسیکس و پارسیدورا است. ما جهت گسترش بیشتر فرهنگی لینوکسی و حمایت از تولید لینوکس های داخلی تعدادی دیسک پارسیدورا و پارسیکس میان بازدید کنندگان از این نمایشگاه توزیع خواهیم کرد. زحمت تهیه و بسته بندی این دیسکها به عهده سایت سیتو و بهنام عزیز است. در همینجا از او به خاطر کمک و همکاریاش قدردانی می کنم.
برنامهٔ دیگر که قصد داریم اجرا کنیم فروش لینوکس های پرطرفدار در این نمایشگاه است. چه بسیار افرادی هستند که در همین استان به خاطر عدم اطلاع از لینوکس و یا اطلاع ناقص در این زمینه تمایلی به استفاده از این سیستم عامل ندارند. همچنین افراد زیادی هستند که به علت عدم دسترسی به اینترنت پرسرعت در استان فرصت دانلود این سیستم عامل را نداشته اند. ما با همکاری سایت سیتو مجموعهای از بهترین و پرطرفدارترین توزیع های لینوکسی را در این نمایشگاه عرضه خواهیم کرد. با اجرایی شدن این طرح دو هدف بسیار عمده را دنبال خواهیم کرد. اول گسترش فرهنگ لینوکس و نرمافزارهای آزاد در استان سیستان و بلوچستان و دوم حمایت از تولید کنندگان و توزیع کنندگان نرمافزارهای آزاد خواهد بود.
همانگونه که در قبل اشاره شد ما برنامهٔ مبسوط برای نمایشگاه داشتیم. برنامههای از قبل سمینار،کارگاه آموزش و سخنرانی های در زمینه فناوری اطلاعات و مدیریت امنیت اطلاعات در طرح بود که متاسفانه به خاطر بد قولی برخی دوستان و ناهماهنگی هایی از طرف مسئولین برگزار کننده به وجود آمد نتوانستیم آن طور که باب میل بود در این نمایشگاه حضور داشته باشیم.
در انتها بار دیگر از دوست عزیزم، شهرام ریگی مدیر عامل شرکت پیام بلوچ به خاطر همکاری با من و در اختیار قرار دادن امکانات لازم برای این طرح کمال قدردانی و سپاس را دارم.
پ.ن: امیدوارم بتوانم گزارش روزانه یا هر چند روزه از این نمایشگاه همراه با تصاویری از آن در همین بلاگ ارائه کنم.
امروز می خواهم درباره کاری که قبلا انجام شده است ولی به دلایلی در بین پوشهٔ گزارشها جا مانده است گزارشی ارائه دهم. همانگونه که در نوشتههای قبلیام گزارش دادم در هفته اول مهر ماه برای برگزاری اولین جشن فدورا و رونمایی پارسیدورا به تهران رفتم. این مراسم در یکی از آموزشگاههای تهران برگزار شد. قبلا از طریق دوستان درباره این موسسهٔ آموزشی اطلاعاتی کسب کرده بود. هنگامی که با آنجا مراجعت کردم به حق یکی از الگوهای برتر در زمینهٔ آموزش و پرورش و به خصوص در استفاده از فناوری است.
پیش از رفتن به تهران قصد داشتم برای دانش آموزان منطقهٔ بمپور با همکاری دوستان کارهایی انجام دهم. یکی از این برنامهها جمعاوری مبلغی برای کمک هزینه آزمونهای آزمایشی برای دانش آموزان یکی از مدارس سطح منطقه بود. از قبل برنامه را برای برخی دوستان و مسئولین مدرسه تشریح کردم و خوشبختانه طرح مورد استقبال قرار گرفت. در تهران وقتی بود با دوستان بار دیگر دربارهٔ طرح مشورت کردم. در بازگشت با یکی از دوستان در موسسهٔ منظومهٔ خرد تماس گرفتم و پیگیر طرح و مسایل آن شدم.
بعد از مدتی آن دوست عزیز تماس گرفت و قول مبلغی را داد که از طرف دوستان ما در آن موسسه جمع آوری شده بود. در این مدت من با نمایندگی کانون فرهنگی آموزش در شهر بحث و گفتگویی داشتم و از آنجا نیز قول مساعد برای همکاری گرفتم.
چند روز بعد مبلغ به حساب بنده واریز گردید. در بررسی مجددی که بر روی طرح انجام گرفت قرار شده برای سودمند بودن وسیعتر این طرح کمی آن را تغییر دهیم. البته ما قصد داشتم با کمک مرکز آزمون موسسهٔ خرد برای دانش آموزان دبیرستان آزمونهایی برای آمادگی جهت شرکت در کنکور سراسری برگزار کنیم. این بخش از طرح با مشورت دوستان به جمعآوری مبلغ آزمون برای شرکت دادن دانش آموزان در آزمون های عمومی تر مانند کانون فرهنگی آموزش منجر شد.
همانگونه که قبلا اشاره شد برای تعمیم منافع این طرح تغییراتی در آن به وجود آمد. یکی از این تغییرات این بود که این مبلغ را صرف کارهای زیربنایی کنیم. پس تصمیم بر آن شد که این مبلغ اهدایی برای خرید کتب کمک درسی صرف شود. بنابر این طرح بیش از ۱۲۰ جلد کتاب کمک آموزشی برای دانش آموزان آن دبیرستان تهیه گردید. این کتب در قالب تجهیز کتابخانه آن مدرسه اجرا گردید.
اکنون کتب مورد نظر خریداری گردیده و به آنها داده شده است. آنها در طول سال از این کتب به صورت امانت استفاده کرده و در پایان سال آنها را به کتابخانهٔ مدرسه باز می گردانند. یکی از دلایل تغییر در شکل ماهوی اولیه این طرح این بود که با توجه به مبلغ اهدایی می توانستیم تعداد بسیار محدودی از دانش آموزان را در آزمون هایی مانند قلمچی ثبت نام کنیم اما با این تغییر بیش از ۱۲۰ نفر توانستند نه تنها امسال از این منفت این کتب بهرهمند گردند بلکه سالهای آینده نیز افراد بیشتر می توانند از این کتب استفاده کنند.
در پایان من به نوبه خود از طرف همه دانش آموزان از همه این عزیزان که به ما کمک کردن این طرح را به انجام برسانیم تشکر و قدردانی می کنم. امیدوارم این عمل در کارنامهٔ اعمال آنها به عنوان صدقهٔ جاری ثبت گردد.
دیدگاه ها