طریقه رندی «مصطفی دانشور»

بهارم دخترم

شعر از مرحوم فریدون مشیری به مناسبت فصل بهار

بهارم دخترم از خواب برخیز    شكر خندی بزن و شوری برانگیز
گل اقبال من ای غنچه ی ناز     بهار آمد تو هم با او بیامیز

بهارم دخترم آغوش واكن     كه از هر گوشه، گل آغوش وا كرد
زمستان ملال انگیز بگذشت     بهاران خنده بر لب آشنا كرد

بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست     چمن زیر پر و بال پرستوست
كبود آسمان همرنگ دریاست     كبود چشم تو زیبا تر از اوست

بهارم، دخترم، نوروز آمد       تبسم بر رخ مردم كند گل
تماشا كن تبسم های او را     تبسم كن كه خود را گم كند گل

بهارم، دخترم، دست طبیعت    اگر از ابرها گوهر ببارد
و گر از هر گلش جوشد بهاری    بهاری از تو زیباتر نیارد

بهارم دخترم چون خنده صبح           امیدی می دمد در خنده تو
به چشم خویشتن می بینم از دور          بهار دلکش آینده تو

1 دیدگاه

  1. سلام بر شما.
    واقعا شعرتان زيباست و زيباييش دوچندان محسوس است كه دختري ناز داشته باشي .
    دختر براي پدر و مادر زيباتر از بهار طبيعت است.
    دختر بهار زندگيست و بدون او خبري از بهار زندگي نيست و هيچ پسري جاي محبت هاي دختر را نخواهد گرفت.

پاسخ دادن به شمس لغو پاسخ

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.