طریقه رندی «مصطفی دانشور»
جیغ (۱۸۹۳)، اثر ادوارد مونک

وحشت از زنان

ما از زنان وحشت داریم!

نمی دانم این زنان چه ویژگی‌های دارند که حتی از بردن نام آنها در اجتماع هراس داریم. به عبارت دیگر چرا حق داشتن یک اسم را برایشان قائل نمی شویم.

عناوینی چون «عیال، منزل، خانم، مادر بچه‌ها، عاجزگ(بلوچی)» و خیلی از کلمات این چنین برای نام نبردن یک زن بکار می رود. اسم بردن از یک زن در بسیاری اجتماع‌ها تقبیح می شود. البته این باور آنقدر در میان اعضای جامعه تقویت شده که خود زنان متاسفانه آن را قبول کرده‌اند. مثلا زنان شهرهای کوچک که در فضای مجازی فعالیت می کنند با نام یا تصویر واقعی خود کمتر حاضر می شوند. اکثرا تصویری بریده استفاده می کنند.

ریشه این مسئله را برخی در دو نهاد دین و عرف جوامع دانسته‌اند.اگر دین چنین آموزه‌ای دارد پس پیامبرش که می گفت «کَلَّمینی یا حمیرا» و اسم زنانش را اکثرا می داند باید به این معاصرین جواب پس می داد!

سنت پیش از ثبت احوال در روستاها چنین غلظتی برای نام نبردن زنان وجود نداشته حتی بسیاری از مردان به نام مادرانشان نامدار بودند. اما کاتولیک تر از پاپ‌های امروزی با نگاهی دگم خود را محق می دانند زنان را از بدیهی ترین حقوق خود محروم کنند.

در ایرانشهر،سیستان و بلوچستان، چند سال پیش وقتی بنری از تصاویر قبول شدگان یکی از دبیرستان ها در شهر نصب شد به فاصله کمی آن را پاره کردند. چون اسم و تصویر فلان دختر دانش آموز در آن بوده است. امسال هم لیست رتبه‌های بالا وقتی از سوی آموزش و پرورش آنجا منتشر می شود نام دختران به صورت مختصر با «خ» و نام فامیلی آمده است. اما در روستاها و بخشهای کوچکتر خوشبختانه نام دختران به صورت کامل آمده است.

مسئول محترم یا شهروند عزیز اگر نام آوری این عزیز چه دختر یا پسر باعت افتخار است پس باید همه این عزیزمان را بشناسند و اگر باعث سرافکندگی است نشر نامشان چه ضرورتی دارد. لطفا خود را از این دوگانگی برهانید.

#نقد_از_درون

پاسخی بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.