خانه > فارسی > اشعاری از خیام

اشعاری از خیام

امروز روز خیام آن دانشمند رند است.

خیام

خیام

این کهنه رباط را که عالم نام است         و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است         قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است

این یکد و سه روز نوبت عمر گذشت         چون آب بجویبار و چون باد بدشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت         روزیکه نیامده‌ست و روزیکه گذشت

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است         در صحن چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست         خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است         گردنده فلک نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین         آن مردمک چشم‌نگاری بوده است

Categories: فارسی Tags: ,
  1. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۵ | #1

    این رباعی رو با صدای زنده‌یاد شاملو خیلی دوست دارم
    چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخیز و بجام باده کن عزم درست
    کاین سبزه که امروز تماشاگه توست فردا همه از خاک تو برخواهد رست

  2. ۲ خرداد ۱۳۹۱ در ۱۳:۵۹ | #2

    هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت… چه عالی می سراید این شاعر زنده یاد.

  1. بدون بازتاب