بایگانی

بایگانی تیر

ناشناخته بودن سیستان و بلوچستان

۷ تیر ۱۳۸۶ بدون دیدگاه
در اینکه این استان حتی برای ساکنین آن هم ناشناخته است کمترین تردیدی وجود ندارد. استان با داشتن قدمت تاریخی بسیار زیاد حتی بیشتر از مناطق غربی ایران همیشه ناشناخته بوده است. برای ناشناخته بودن این ناحیه به دو مورد که شخصا با آنها مواجه شده ام را ذکر می کنم.
اولین مورد درباره ثبت دامنه های ایرانی است. اگر سایت www.nic.ir مراجعه کنید یکی از قوانینی که برای محدودیت ثبت دامنه قرار داده است، استفاده از نام استان ها و شهرهای کشور است. یعنی فرد عادی نمی تواند دامنه iranshahr.ir را برای خود ثبت کند و بر اساس قوانین این سازمان این دامنه ها برای شهرداری های این رزرو شده اند. تا به اینجا هیچ مشکلی ظاهرا وجود ندارد ولی قسمت جالب این است که در این صفحه که نام شهرها ذکر شده نام چند شهر این استان وجود ندارد و از همه خنده دار تر املای چند شهر است. مثلا به جای اینکه از ثبت دامنه konarak.ir برای ثبت عادی جلو گیری شود اسم شهر kenarak نوشته شده و از ثبت این دامنه بی معنی جلوگیری می شود. نمونه دو شهر فنوج است که به اشتباه Fonuj نوشته شده است. برای این دو مورد برای این نهاد ایمیل ارسال کرده ولی ظاهرا جهل این آقایان و شاید خانمان درباره این استان پایانی ندارد.
مورد بعدی مربوط به اخبار سیل های اخیر در استان و به ویژه در منطقه سراوان می شود. بارندگی های اخیر در این منطقه ظاهرا در جالق شدت بیشتری داشته است. بارندگی بالاتر از ٢٠٠ میلی لیتر باعث جلب توجه رسانه ملی به این منطقه شده است. اگر شما از طرفداران همیشگی اخبار بوده باشید نام این شهر و منطقه جالق را بارها از اخبارهای سراسری شنیده اید. امااما اسم جالق را بارها و بارها از صدا و سیمای ایران به اشتباه Jaalegh شنیده اید. در واقع تلفظ واقعی این کلمه Jaalgh است و کلمه ای که در صدا و سیما بارها شنیده اید واژه ی دیگر در زبان بلوچی است. این اتفاق در حالی روی می دهد که در سازمان بزرگی همانند صدا و سیما با وجود سردبیران خبری و ویراستاران بی شمار یکی از آنها درباره ی اینکه آیا اسم خوانده شده آیا صحیح است یا نه تحقیق نکرده است.
نتیجه:
این دو مثال و دهها مثال دیگر نشان دهنده ی یک مسئله بسیار مهم است و آن این است که این استان برای خیل زیادی از جمعیت ایران حتی برای باسوادترین افراد این کشور ناشناخته باقی مانده است. مسئله تلفظ خطا در خواندن اسم شهرها و مناطق از صدا و سیما ، شکل دهنده ادبیات شفاهی یک جامعه ، غیر قابل قبول است. این خطا و خطاهایی از این دست در واقع ریشه در ناشناخته بودن این استان دارد. این ناشناختگی حتی منجر به تحریف واقعیت های این مناطق شده است. کسانی که به خارج از این استان سفر کرده اند نظر نویسنده را درباره این سطور تایید خواهند کرد.
تهران ترمینال جنوب: راننده تاکسی به مردی که لباس بلوچی به تن دارد: آهای افغانی کجا می ری؟ چند کیلو آوردی؟
در واقع مردم مناطق دیگر تصوراتی درباره این استان و مردم آن دارند که هیچ یک ریشه در واقعیت ندارند و ناشی از شناخت نادرست آنها از این م
Categories: فارسی Tags:

مدیریت بحران و بحران مدیریت

۲۷ خرداد ۱۳۸۶ بدون دیدگاه
با گذشت تقریبا دو هفته از طوفان گونودر بلوچستان هنوز ظاهرا آثار و عواقب آن گریبان گیر مردم این ناحیه است. این طوفان هرچه خرابی و نابودی در پی داشت ولی یک نکته مهم را برای مردم ایران و به خصوص این استان آشکار ساخت و آن مسئله مدیریت در بحران بود.
برای هر مدیر در یک موسسه شرح وظایف گوناگونی بر اساس نوع فعالیت موسسه تعریف می شود. اما هر نوع فعالیتی که مدیر انجام می دهد در دو دسته بسیار مهم قرار می گیرد: کنترل امور موسسه و برنامه ریزی برای آینده.
هر مدیر با توجه به حجم شرکت یا موسسه تحت مدیریتش باید بتواند همه امور آن را کنترل کند و در جریان کل امور قرار گیرد. در واقع مدیر به عنوان یک ناظر باید به همه امور موسسه مسلط باشد تا اطمینان حاصل کند که همه امور به بهترین نحو در حال انجام است. چنانچه مشکلی پیش آید یک مدیر توانا با توجه به نوع مشکل تدبیر خاصی می اندیشد. اگر مشکل حادی پیش آمده باشد او به کمک مشاورانش از طریق روند ذیل آن را سعی می کند حل کند:
١کسب اطلاع از ماوقع از منابع موثق گوناگون
٢تحلیل شرایط با توجه به داده های درست
٣تجزیه و تحلیل راه حل های مختلف
۴اتخاذ شیوه ی صحیح، کم هزینه برای حل آن معضل
۵نظارت بر نحوه ی اجرا تصمیم با استفاده از منابع شماره ١
زمان بین این ۵ مرحله به نوع حادثه بستگی دارد. اگر حادثه از درجه اهمیت کمی برخوردار باشد زمان صرف شده بیشتر خواهد بود و برعکس چنانچه نوع حادثه اضطراری باشد باید این زمان به حداقل ممکن برسد. در واقع این نوع شرایط را شرایط بحرانی می نامند و این نوع مدیریت را مدیریت بحران می نامند.
مولفه دو در مدیریت برنامه ریزی است. یک مدیر موفق علاوه بر آنکه باید بتواند امور موسسه را کنترل و راهبری کند باید بتواند برای پیشرفت آن نیز طرح های داشته باشد. مدیر برای حرکت به جلو باید همیشه نگاهی تحلیلی بر گذشته داشته باشد. او باید بتواند مسایلی که در گذشته برای موسسه اتفاق افتاده اند تحلیل کند و از آنها برای پیشروی استفاده کند.
حال به مسئله گونوو مدیریت استانی در این باره باز می گردیم. اگر استنادی کنیم با اظهارات استاندار محترم جناب دکتر دهمرده در روزهای نخستین این حادثه به یک نکته برمی خوردیم که ایشان حادثه مذکور را کم اهمیت تلقی کردند. امروز که حدودا دو هفته از آن فاجعه می گذرد هنوز امداد رسانان نتوانسته اند به برخی نقاط دست رسی پیدا کنند و حتی نیازها اولیه آنهای که در دسترسند را را برآورده سازند. کم اهمیت تلقی کردن یک مسئله بسیار مهم که سازمان هوا شناسی روزها قبل برای آن اخطار صادر کرده بود، در واقع نقص مهمی در دو مرحله تصمیم سازی برای بحران بود. اظهار استاندار محترم به کم اهمیت بودن چنین بحرانی درواقع حاکی از تحلیل نادرستی است که بر فرضیه های نادرست استوار بوده است.
موضوع دیگری که می خواهم به آن به پردازم مسئله طولانی شدن امدادرسانی و عدم هماهنگی نهادهای مرتبط است. در یک بحران مهمترین فاکتور برای مدیریت موثر کن
Categories: فارسی Tags:

نقدی بر مسایل آزمون های سراسری

۲۴ خرداد ۱۳۸۶ ۳ دیدگاه
این روزها یکی از مسایل داغ آموزشی، مسئله آزمون سراسری کنکور است. مسئله کنکور همیشه مورد توجه خانواده ها، دانش آموزان، صاحب نظران مسایل آموزشی و مسئولین رده بالای کشور بوده است. مسئولین زیادی برای حل این معضل وعده ها و برنامه هایی داده اند ولی ظاهرا مسئله کنکور کلاف در هم تنیده ای است که بدون در نظر گرفتن مسایل آموزشی راه حل مناسبی برای آن قابل تصور نیست.
امتحانات سراسری همانند کنکور معمولا در کشورهایی که نسبت متقاضیان ورود به دانشگاه و ظرفیت رشته های تحصیلی برابر نیست، برگزار می شود. در ایران نیز اصل برگزاری کنکور بر همین اساس است زیرا تقریبا بیش از یک سوم متقاضیان ورود به دانشگاهها قادر به کسب اجازه برای ادامه تحصیل در مراکز آموزش عالی می شوند.
مسئله کنکور برای همه ی جوانان محصل مسئله ای بغرنج است. قبول شدن در دانشگاه برای دانش آموز و حتی برای خانواده و اطرافیان او مسئله حیاتی و در بعضی موارد جنبه حیثیتی پیدا می کند. همین مسئله باعث بوجود آمدن استرس و فشار زیاد بر روی دانش آموز و والدین او می شود و همین اضطراب باعث می شود که بر روی نتیجه حاصل از امتحان موثر باشد.
در چند سال اخیر مسئله تاثیر معدل در امتحان کنکور مطرح شده است. بر اساس این طرح درصدی از نمره اکتسابی دانش آموزدر کنکور مربوط به معدل او خواهد بود. سازمان سنجش با راهکارهایی قصد دارد این درصد را بیشتر کند و ظاهرا در کنکور ٨۶ ، ١۵ درصد خواهد بود.
مسئله معدل و تاثیر آن در امتحان کنکور مسئله بسیار پیچیده ای است. شخصا با دلایل و شواهدی که در ذیل ارائه می کنم با تاثیر معدل و حذف امتحان کنکور مخالف هستم.
الف: نمره معدل معیار مناسبی برای سنجش و تمایز دانش آموزان از هم نیست.
مثلا دو دانش آموز Aو B را که همکلاسی هستند و هر دو علاقه مند به ادامه تحصیل در رشته ریاضی در دانشگاه هستند، نمرات آنها به شرح ذیل است:
A: ریاضی١٧،عربی١٣، شیمی١۵معدل = ١۵
B: ریاضی١٩، عربی١٠، شیمی١۵معدل = ۶۶/١۴
هر دو دانش آموز فرض کنیم در کنکور عمل کرد تقریبا یکسانی دارند و حال این نمره معدل است که بین این دو تمایز ایجاد می کند. بر اساس معدل دانش آموز اول با وجود آنکه از لحاظ درس ریاضی ضعیف تر است در آن رشته قبول می شود ولی دانش آموز دوم علیرغم بهتر بودن درس ریاضی قبول نمی شود. در این مثال یک درس نامرتبط مانند عربی برای قبولی در رشته ریاضی تاثیر گذار می شود. بنابراین معدل معیار مناسب برای تمایز دانش آموزان از هم نیست بلکه این نمره یک دیدگاه کلی از عمل کرد فرد به دست می دهد و این نمره معیار دقیق برای آزمون های سراسری نیست.
ب: شرایط کسب معدل متفاوت و گاهی نا عادلانه است.
برای موفقیت در آزمون فاکتورهای گوناگونی دخالت دارند. وضعیت فیزیکی مدرسه، کلاس درس، کتاب، وسایل کمک آموزشی، تدریس معلم،شرایط خانوادگی فرد، محیط برگزاری آزمون، زمان برگزاری آزمون و ده ها عامل دیگر در عمل کرد دانش آموز در امتحانات تاثیرگذار خواهد بود. مثلا شرایط آب هوایی را در نظر بگیرید. در منطقه بلوچستان در هنگام برگزاری امتحان نهایی خرداد ماه آب و هوای بسیار گرمی حاکم است و این آب هوا به هیچ وجه قابل قیاس با هوای استان های شمالی کشور نیست. دانش آموز بلوچستانی باید گرمای بالاتر از ۴٠ درجه را تحمل کند ولی دانش آموز اردبیل در هوای عالی به سوالات پاسخ می دهد. بنابراین این موضوع بر عملکرد فرد در آزمون هماهنگ تاثیر خواهد گذاشت. ممکن است کسی بگوید سهمیه مناطق برای جبران این گونه کمبودها است اما سوال اینجا است که آیا منطقه سه جنوب کشور با منطقه سه شمال کشور حداقل از لحاظ آب هوا یکسان است؟! پس شرایط آب و هوا بر عملکرد فرد در آزمون بی تاثیر نخواهد بود. نمونه دیگر از نا عادلانه بودن شرایط آموزشی در این گونه مناطق نداشتن دبیر مرتبط و امکانات آموزشی مناسب است. مثلا دبیر رشته جغرافیا به دانش آموزان زبان انگلیسی درس می دهد! در برخی مناطق دانش آموزان تا آبان و یا حتی آذر ماه از داشتن دبیر در بعضی دروس محر&

#۱۶۰۸;مند. همین دانش آموزان باید به دانش آموزانی رقابت کنند که روز اول مهر سر کلاس می رود در حالی برنامه کلاس و کتاب آماده هستند.

ج: حذف کنکور فشار آزمون را در طول دوره دبیرستان بر دانش آموز تحمیل می کند.
اضطرابی که داوطلب در یک سال برای آماده شده برای کنکور تحمل می کند با حذف کنکور به تمام دوره تحصیل منتقل خواهد شد. همین اضطراب و فشار عملکرد دانش آموز را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
د: برای دانش آموز حفظ مطالب از فهم آنها مهمتر خواهد بود.
اگر چه کنکور در حال حاضر باعث شده است که تنها محفوظات دانش آموز سنجیده شود و سطوح بالاتر دانش به روش آزمون چهار گزینه ای کمتر مورد سنجش قرا خواهد گرفت، اما این شیوه ی درس خواندن برای حفظ کردن محدود به حداقل به سال آخر خواهد بود ولی با حذف کنکور و تاثیر معدل این شیوه به تمام دوره دبیرستان تسری خواهد یافت.
ه: گسترش مافیای خرید و فروش سوالات
در یک آزمون همانند کنکور که با مراقبت ها و ضوابط امنیتی زیادی در سال یک بار برگزار می شود ولی در برخی موارد اخبار از تخلفات به گوش می رسد. حال تصور کنیم این نوع امتحان چندین دفعه با گستره ی جغرافیایی زیاد بر گزار شود، تصور تخلفات قابل وقوع بسیار ساده است. آیا این آزمون های هماهنگ همانند کنکور دارای همان امنیت خواهند بود؟
و: تصحیح آزمون
در تصحیح برگه های کنکور انسان نظر و دخالت انسان وجود ندارد. اما در آزمون های نهایی که در حال حاضر برگزار می شوند تاثیر روحیات و موقعیت مصحح در تصحیح برگه آزمون موثر خواهد بود. زیرا در این گونه آزمون ها که توسط انسان تصحیح می شود معیارهای دقیق برای تصحیح، با وجود راهنمای تصحیح، وجود ندارد ولی در آزمون چهار گزینه ای کنکور معیار دقیق و غیر قابل تغییر و تفسیر متفاوت است.
نتیجه:
حذف کنکور و جایگزینی آزمون های هماهنگ کشوری کار کارشناسی دقیقی نیست. این کار ممکن است عواقب و نتایج فراوانی به همراه داشته باشد. هر یک از داوطلب های این آزمون ها به عنوان یک سرمایه ی انسانی برای کشور ما هستند ولی این طرح ها ممکن است در آینده آنها و جامعه موثر باشد.
راه حل:
آزمون سراسری که به صورت چهار گزینه برگزار می شود باید دچار اصلاحاتی شود:
١موارد امنیتی افزایش یابد.
٢در طراحی سوالات باید به مواردی از جمله ارتقاء سطح سوالات از دانش و یادآواری به سطوح بالاتر همانند مقایسه و قضاوت توجه شود.
٣برای رشته های پرطرف دار باید آزمون سراسری به شیوه رایج برگزار شود و برای رشته های کم طرفدار گزینش به خود دانشگاهها واگذار شود.
۴بهبود شرایط محیطی برای برگزاری امتحان کنکور
به امید آنکه این آزمون باعث ارتقاء سطح علمی جامعه شود.
Categories: فارسی Tags: