بایگانی

بایگانی خرداد

فیل تر کردن سایت ها

۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۳ دیدگاه
چند مدت قبل وقتی مشغول کنترل سایتم بودم ناگهان با کلیک بر روی لینک در سایتم دیدم که نشان اخطار فیل تر شدن سایت جلویم ظاهر شد. گفتن نه کند مخابرات نوشته ای از من را خوانده و به مذاقش بد بوده پس سایت من را فیل تر کرده است. خوشبختانه با کنترل دوباره سایت و سایر قسمت های آن متوجه شدم فقط همین یک لینک است که دارای مشکل است. وقتی به دقت به آن نگاه کردم متوجه شدم که کلمه “useskin? در قسمتی از لینک وجود دارد. حال می خواهم کمی از روند فیل تر کردن صبحت کنم.
برای اینکه یک سایت یا وبلاگی را در اینترنت محدود کنند روش ها گوناگونی وجود دارد. برخی از این برنامه ها و روش ها از طرف شرکت مخابرات مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از این روش ها بستن آدرس آی پی یک سایت است. برای اینکه دست رسی به یک سایت محدود شود آی پی آن محدود می شود و هیچ کاربری نمی تواند به آن آی پی و سایت آن دسترسی پیدا کند. البته بستن آی پی کار چندان منطقی نیست. چون ممکن است صدها سایت از آن آی پی استفاده می کنند و بستن آن آی پی یعنی محدود کردن بدون دلیل سایت های دیگر است. این روش برای سایت های خاص و سایت های که آی پی محدودی استفاده می کنند مورد استفاده قرار می گیرد.
روش بعدی روشی است که سایت من هم به استباه در همین محدوده قرار گرفت. این روش بدین گونه است که در نرم افزار فیل تر کننده واژه های خاصی را وارد می کنند که وقتی این واژه از طرف کاربر وارد می شود به طور اتوماتیک دسترسی او به آن سایت محدود می شود. مثلا کلماتی جنسی و غیر اخلاقی وقتی در URL کاربر وجود داشته باشد آن دسترسی محدود می شود. در این خطا در این روش بسیار زیاد است. مثلا ممکن است که سایت های علمی و پزشکی که مسایل جسمی را مورد بررسی قرار می دهند به طور اشتباه فیل تر می شوند و کاربران علاقه مند به پزشکی و پزشکان از دسترسی به منابع روز دنیا محروم می شود. پس روش دوم بسیار خطاپذیر است.
همانطور که در یک مثال ساده ای که برای من پیش آمده بود متوجه شدید که این روش راه درستی برای محدود کردن نیست.
ما برای آنکه این گونه مشکلات از پیش نیاید باید به فرهنگ اینترنت را عمومی کنیم. همچنین این گونه روش های فیل تر کردن کار عبثی است چون به راحتی کاربران می توانند آنها را دور زده و به مقاصد خود برسند تنها نتیجه ای که فیل تر کردن دارد کند کردن وحشتناک سرعت دست رسی به اینترنت است.
Categories: فارسی Tags:

جی مَی وتی ملک کهن

۲۶ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
*بهری چه مکران شعر
جی مَی وتی ملک کهن میـرین بلوچانی وطن
رشکِ یـمن داغِ ختـن دوستَی بسی نزّیکِ من
هنچو که ساه اندر بدن پر مَی دلا مثل چمن
تَی ڈوک و ڈَل دُرّ عدن گزّ و کُنر، سرو و سمن
زیرُک چو شاخ نسترن بیا تو بکن گو ما سخن
آ گوستگین گپان بجن دل چو زرا شد موج زن
تَی پاریگین ورنا کج انت دریا دل و لشکر شکن
کوهی پلنگ و کرگدن شاهین و تاجدارین هدن
از گردش دهر دو رنگ شت از جهانا نام و ننگ
دنیا مُج و تاریک و تنگ زرتگ بدان رسم فرنگ
سر برهنگا ترّنت ملنگ بی ریش و سر تاپین لونگ
پروشتگ بدان شیرانی ننگ کپتنت چه شاگان نرپلنگ
دمال کنت روباه لنگ مرتنت مه دریایا نهنگ
کراکیت پگل بر قصد جنگ رتکنت چه بانزا بال و چنگ
جوش جننت کانگشک و کنگ دنیا فریبا پوشتگ
مهر و وفا مردان شتگ لجّ و حیایا بال کتگ
*مولوی عبدالله روانبد
Categories: بلوچی Tags:

انسان،هدف ، وسیله و دین

۲۵ خرداد ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه
انسان،هدف ، وسیله و دین
انسان همیشه دو موضوع را در همه حال در ذهن دارد. آنها ممکن است به طور آگاهانه و نیمه آگاهانه در ضمیرش فعالیت کنند.هدف و وسیله دو موضوعی هستند که همیشه در انسان ها فعال هستند. انسان دارای اهدافی است. او دوست دارد به آرمان هایی برسد و در راه رسیدن به آنها تلاش می کند. راه رسیدن به هدف وسیله است. در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم نظام آن بر اساس علت و معلوم نهاده شدن است. آفریننده ی جهان آن را به گونه ای خلق کرده است که برای حادث شدن همیشه علتی وجود دارد. همانگونه که در قرآن آمده است حتی برگی از درخت بدون اراده ی خداوند از درخت نمی افتد. پس کوچک ترین حرکتی نیاز به وسیله های دارد.
هدف ها در زندگی انسان به دو دسته تقسیم می شوند: کلی و جزی. اهداف کلی دارای وسعت بیشتر و رسیدن به آنها نیازمند تحقق اهداف کوچکتر است. اهداف جزی همانند پله هستند. اگر انتهای راه پله را هدف کلی در نظر بگیرم، هدف جزی هر کدام از پله هایی هستند که ما را به مقصد می رساند.
رابطه ی بین هدف و وسیله از نوع تعاملیتعاوضی است. این نوع رابطه به گونه ای از رابطه اطلاق می شود که دو طرف تعامل در کنش با هم یکی به دیگری بدل می شود. به معنای ساده تر یکی ماهییت دیگری را کلا کسب می کند و همانی می شود که آن بود.مثلا وقتی یک لباس سفید با لباسی رنگی شسته می شود رنگ و ماهییت جنس دارای رنگ به بی رنگ منتقل شده و حال لباسی که قبلا سفید بود به لباس رنگی بدل می شود. در مقوله هدف و وسیله نوع رفتار این دو به خصوص رفتار اهداف جزیی از نوع تعاملیتعاوضی است. همان مثال پله ها را در نظر بگیرید، وقتی که شما بر روی پله اول ایستاده ای پله آخر هدف کلی یا اصلی شما است.برای رسیدن به آن پای خود را بر روی پله دوم قرار می دهد. در زمانی که می خواستید از پله اول وارد پله دوم شوید، پله اول وسیله رسیدن به هدف یعنی پله دوم بود.اکنون که به پله دوم قدم نهاده ای پله دوم دیگر هدف نیست بلکه وسیله ای است ابتداَ برای رسیدن به پله بعدی و در نهایت وسیله رسیدن به انتها است.
وقتی انسان برای خود یک هدف و غایتی تعریف کرده دیگر همه هدف ها برابر آن هدف جزی هستند. هدف کلی یا آرمان روشن گر راه و مشخص کننده نقش هر کدام از وسایل و اهداف جزی است. انسان ها همه به خاطر آفرینش خود بالفطره کمال جو و سعادت طلب هستند. در جهان انسانی وجود ندارد که بگوید که کمال جو و دوستدار سعادت نمی باشد. برخی از صفات حسنه و مذمومی که در انسان ها وجود دارند خود گواهی بر این مدعا هستند که انسان دوست دارد همیشه بهترین و کامل ترین را داشته باشد.مثلا بخل و حسد با آنکه مذموم هستند ولی خود بیان گر آن هستند که انسان چیزهای کامل را بر ناقص برتری می دهد. این بخش را با نقل قولی از شاعر انگلیسی به پایان می بریم که گفته است خدایا به من فقط یک چیز کامل ببخش.
حال وارد مقوله دین می شود. به نظر من بزرگ ترین جفایی که انسان به دین می کند این است که درست جایگاه آن را درک نکرده است. با تبیین رابطه ی عللی و تعاملی که بین هدف و وسیله وجود دارد دین یک هدف جزی است. ذکر این نکته برای شفاف سازی درباره کلمه دین بد نیست. نکته این است که دین منظور در این نوشته دین و جهان بینی خاصی را در خود محصور نمی کند بلکه همه آن چیزی است که انسان از او در زبان های مختلف از آن بدین اسم و کلماتی همانند آیین نام می برد. دین وسیله ای است برای اینکه انسان را از پیچ و خم زندگی به سلامت به مقصود غایی برساند. از این جمله یک نتیجه ی دیگر درباره ی دین می توان گرفت و آن این است که انسان بر دین برتری دارد نه دین بر انسان. بیایید داستان خلقت را در ذهنمان مرور کنیم. البته ادیان ابراهیمی و کسانی که به خلقت(creationism) معتقد هستند هرکدام روایتی از آن را در کتب مقدس خوانده اند. ولی همه ی کسانی که آن جریان را شرح داده اند سخنی از وجود دین پیش از خلقت آدمی نمی کنند. نتیجه آن سخن این است که دین به سبب انسان به وجود آمد نه انسان به سبب دین. چنانچه قبلا گفته شد دین وسیله ای است که انسان برای رسیدن با غایتی به آن متصل می شود. پس ارزش انسان از دین بالاتر است. چون وجود انسان دین را به وجود آورد پس اگر انسانی نه بود دینی هم نه بود. انسان بر اساس قرآن اشرف مخلوقات است ، پس او بر دین اشراف دارد نه دین بر او.
همیشه دین در همه حال همراه انسان ها بوده است. گاه انسان موجودی طبیعی ماورای قدرتش را می پرستید و موجودی که در فرای ماده قرار داشت او را بر خود رجحان می داد و هماو را ستایش و پرستش می کرد. بت پرستی، آتش پرستی, ماه پرستی، ستاره پرستی،پرستش الهه های ماوارای تصور و ماده همه نشان از این دارد که انسان همیشه آیینی داشته است. درستی یا نادرستی آیین ها در این جا خارج از بحث است.
در همه حال در این بین افراد سودجوی بوده اند که از دین سوء استفاده می کردند. از کاهنان در مصر باستان تا کلیسامداران پاپی همیشه کسانی بوده اند که دین را وسیله سود بخشی می دانستند. آنها همیشه به دیگران این گونه می نمودند که انسان در سلطه ی دین است. انسان برای رسیدن به غایت دلخواه خود که بهشت یا هر چیز دیگر بوده است همیشه دین را راهگذاری برای آن هدف می دانست. در این معادله سود جویان متغییر حضورشان را در دین وارد کردند. با این متغییر معادله ساده حل نمی شد مگر به زعامت آنها. وجود آنها در این معادله مقوله دین را تغییر ماهوی می دهد. دین دیگر برای انسان وسیله نیست بله انسان برای دین وسیله است. وقتی که قضیه به این گونه رقم می خورد آنها دین را بر انسان رجحان می دهند. آنها می گویند انسان برای دین باید هر کار انجام دهد در صورتی که قضیه کاملا عکس است دین باید انسان را نجات دهد و به سر منزل مقصود برساند.البته باید در اینجا نکته باریکی را تبیین کنم.
وقتی وسیله ی برای رسیدن به هدف دارای ارزش است که ما را از هدف اصلی دور نکند. نکته بعدی اینکه انسان وقتی از وسیله ای حفاظت می کند که به او سودی می رساند اگر آن وسیله به او ضرر بررساند باید آن را اصلاح کنند در غیر این صورت باید آن را از وسایل خود برای رسیدن به هدف حذف کند.به توجه به این که در بالا موضوع توجه ذاتی انسان به دین و آیین بحث شد حذف دین از وسیله های رسیدن به کمال کاری عبث است. پس برای اینکه انسان به واسطه دین متضرر نه شود باید:
اول. انسان هدف غایی را همیشه مد نظر داشته باشد و با نظر به آن حرکت کند. چون در این صورت دین برای شخص تنها وسیله است نه هدف غایی. دوم. در معادله رسیدن به هدف وسیله و متغییر ها مرتبط را وارد کند نه آن چیزی های که باعث سوء استفاده می شوند.چون ورود متغییر ها نا مرتبط خود بازدارنده ای برای رسیدن به هدف است. مثلا نباید انسان برای رسیدن به کمال از پذیرش آموزه های که از او می خواهد بدون اندیشه چیزی را قبول کند پرهیز کند. چون اگر چنان باشد از این منفذ خرافه وارد خواهد شد.
Categories: فارسی Tags:

من در دنیای کدهای باز

۲۴ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
امروز تصمیم گرفتم یادداشت روز خودم را درباره یکی از زیباترین پروژه های جمعی بشر بنویسم و همچنین نقش خودم را کمی در این جمع بسیار بزرگ تشریح کنم. بنده سال ها از برنامه ویندوز مایکروسافت استفاده می کردم. درواقع اولین آشنایی من با دنیای فناوری اطلاعات مربوط به ویندوز و کمی قبل تر داس می شود. این کار کردن با ویندوز را تا همین چند وفت پیش ادامه می دادم ولی چون به قول یکی از دوستان ویندوز زیاد شلوغ کاری می کنند به خصوص در هنگام اجرا تصمیم گرفتم به طور کلی سیستم عامل خودم را عوض کنم. در همان ویندوز من برنامه های تحت وب به زبان پی اچ پی می نوشتم.
چندین سال است که به نوشتن حرفه ای کد وب با زبان پی اچ پی مشغول هستم. آشنایی با پی اچ پی آشنایی من با فلسفه کدباز بود. بگذارید با یک مثال ساده فرق کدباز با کد بسته را توضیح دهم. یک نفر برنامه ای را می نویسد و شما به عنوان کاربر از آن بهره برداری می کنید. اگر تولید کننده برنامه کد هایی که در آن برنامه به کار رفته است را در اختیار عام قرار دهد این برنامه را کد باز می گویند ولی او فقط برنامه تولید شده را توزیع کند و دیگران به کدهایی که در پشت برنامه هستند دسترسی ندارند. روش دیگر این است که او کد ها نوشته شده را در اختیار عام قرار می دهد که همه در بسط و بهبود برنامه کمک کند و اگر اشتباهی وجود دارد که حتمی وجود دارد اصلاح کنند.
ویندوز و برنامه های مایکروسافت جزو پروژه های کدبسته هستند یعنی هیچ کس خارج از مایکروسافت به کد های نوشته شده دست رسی ندارد. همین پنهان کاری باعث شده است که میلیون های ویروس و برنامه مخرب برای سیستم های ویندوز طراحی شود. زیرا برنامه به هر صورت که دقیق نوشته شود چون ساخته دست بشر است خطا در آن وجود دارد. بسیاری از این خطاها آگاهی یافته و به نوشتن کد مخرب اقدام می کنند. حال باید چند نفر محدود در مایکروسافت بنشینند و برای آن راه حلی بیابند. در آن مدت میلیون ها کاربر در معرض خطر هستند.
حال آن در طرف سیستم های لینوکسی قرار دارند. همه به کدها دسترسی دارند. هرکس خطایی یافت خود آن را اصلاح می کند اگر نه توانست به هزاران داوطلبی که در سرتاسر دنیا هستند اطلاع می دهد و آنها آن را اصلاح می کنند. من در سیستم خود همه ی اقدامات امنیتی را اجرا می کند ولی تا به حال حتی یک ویروس در لینوکس نگرفته ام. چون اصلا ویروسی وجود ندارد. حال به فرض وجود ویروس خیلی زود رفع می شود زیرا همه به کدها دسترسی دارند و می توانند آن را اصلاح کنند.
بنده همانند بسیار معتقدم که پروژه کدباز یکی از عظیم ترین اجتماعات بشری است. از همه مهتر کار داوطلبی میلیون ها انسان است. به نظر من فلسفه ی بسیار زیبایی دارد.
در این پروژه ها من فعالیت های داشته ام.
  1. پروژه ی سیستم عامل فدورا
  2. پروژه ی اوپن آفیس
  3. گنو
  4. مدیا وی کی
  5. گنوم
  6. کا دی ای
    در همه این پروژه ها من اولین کسی بودم که زبان بلوچی را وارد کردم. قبلا زبان بلوچی هیچ حضوری در این دنیای کد باز نداشت ولی بدین وسیله بنده نکته آغاز را بنا نهادم. امیدوار بعدا کسانی دیگر به این پروژه ها به پیوندند و به گسترش زبان بلوچی در جهان مجازی کمک کنند.
Categories: فارسی Tags:

What’s going on these days?

۲۱ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
These days I am fully integrated with Mediawiki. I am working with Balochi localization of Mediawiki. I’ve finished translation of most-used word. Now, I should finish core. Localization is very hard especially if the target language is so different from English. For example, one of the problem is direction of writing. Balochi is a ‘RTL’ language like Farsi, Arabic. Translating word among PHP tags is so hard. It make all things harsh.
I love Wiki’s style. It is very simple and strong. At the first look, it may seem hard-to-learn but if someone tries a little he can overcome at last. Here I should be grateful to Mardetanha. He is one of administrators of Metawiki. He did me a big favor and he me a lot. He made Wikipedia Baluchi test project. I hope Baloch community contribute as much as possible to Wikipedia Balochi project in order to be alive. I ask all folks, if they can help me in wikipedia Baluchi, to support this incubator-based project.
Categories: English Tags:

وی کی بلوچی

۲۰ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
از شب گذشته به وقت ایران زبان بلوچی به زبان های برنامه بنیاد وی کی اضافه شد. اکنون کاربران همه سایت های وی کی از جمله وی کی پدیا می توانند زبان بلوچی را به عنوان زبان ترجیحی خود استفاده کنند.
برای این کار باید با نام کاربری خود وارد سایت های وی کی شده و در قسمت(ترجیحات من – my preferences) بخش زبان، زبان بلوچی را انتخاب کنند. البته زبان بلوچی به طور کامل ترجمه نشده است و از زبان فارسی به عنوان پشتیبان در کنار آن استفاده می شود که هر قسمتی که به بلوچی ترجمه می شود ترجمه فارسی آن به طور اتوماتیک حذف می شود.
کسانی که علاقه مند به آزمایش ترجمه ها هستند می توانند به سایت های وی کی مراجعه کرده و ترجمه لغات و سایر موارد را بررسی کنند.
Categories: فارسی Tags:

یادداشت کوتاه امروز

۱۹ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
این چند روز بسیار مشغول ترجمه برنامه مدیا وی کی هستم. این برنامه توسط بنیاد وی کی برای سایت هایش استفاده می شود. متاسفانه زبان بلوچی که در همه جا عقب مانده است در این زمینه هم عقب مانده است. یکی از مشکلات ترجمه زبان بلوچی چند بخشی بودن کد زبان بلوچی است. زبان بلوچی به لحاظ زبان شناسی زبان کلانی است. به عبارت بهتر عنوان بلوچی دربرگیرنده سه لهجه عمده است که هر کدام در زبان شناسی کد خاصی دارند. البته دسته بندی نوین زبان بلوچی آن را به پنج زیر شاخه تقسیم می کنند.
برای اطلاعات بیشتر اینجا را ببینید:http://www.ethnologue.com/show_family.asp?subid=90030
همین چند بخشی بودن زبان بلوچی کار ترجمه آن را بسیار دشوار کرده است. در حال حاضر من بر روی بلوچی جنوبی کار می کنم. کسانی که می خواهند نسخه اولیه مدیا وی وی بلوچی را ببینند می توانند به این آدرس مراجعه کنند.
در آخر باید بگویم کار ترجمه بسیار طاقت فرسا و وقت گیر است. امیدوارم کسان دیگری هم به توانند در این راه یاری گر زبان بلوچی باشند.
Categories: فارسی Tags: