بایگانی

بایگانی خرداد

قطع مکرر آب در ایرانشهر

۱۸ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
امروز باز هم لطفا سازمان آب و فاضلاب شهرستان ایرانشهر شامل حال مردم ایرانشهر شد 🙄 . آنها بار دیگر آب شهر را به مدت هشت ساعت قطع کردند تا مردم شهر از هوای دلپذیر شهر بهره کافی و وافی را ببرند.
امروز به مانند بسیاری از روزها آب شهر، حداقل در این مسیر ما، به مدت ۸ ساعت قطع بود. این مشکل تازه ای در شهر ایرانشهر نیست. همه ساله متاسفانه این مشکل وجود دارد و نا مسولین شهر هم فکری به حال این معضل بزرگ،اما ساده، نمی کنند.واقعا عجیب است که ایرانشهر با این همه منابع سرشار آب دوستان ما از عهده ی انتقال آن بر نمی آیند. گاهی وقت ها به خودم می گویم خدا را شکر عزیزان مسول نمی خواهند آب را از سدها دور دست به شهر منتقل کنند که آن وقت ما همه از تشنگی رو به قبله خواهیم شد. 😥
ما انتقاد می کنیم و نوشته هایمان را در سطح گسترده در شبکه جهانی منتشر می کنیم و حتی بارها سعی کردیم این مشکلات و راه حل آنها را به مسولین شهر در میان بگذاریم ولی کجاست آن گوشی که می شنود. توصیه من به مسولین آب و فاضلاب این است که به این سخن منقول از بزرگان دین گوش فرا دهند که گفته است وای بر آن کسی که در سمتی است و می داند شایسته تر از او هم برای این سمت وجود دارد.
Categories: فارسی Tags:

خاطرات دانشگاه تربیت معلم

۱۷ خرداد ۱۳۸۷ ۲ دیدگاه

بهمن ۱۳۸۰ وارد دانشگاه تربیت معلم کرج شدم. چند ماه قبل همیشه از طریق رادیو و تلویزیون پی گیر اخبار دانشگاهی بود. در همین اخبار شنیدم که دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در پردیس کرج به علت مشکلات رفاهی مقابل وزارت خانه علوم دست به تحصن زده اند.

بعد ها وقتی با دوستان آن زمان گفتگو می کردم فهمیدم که آنها بیش یک هفته در آن سرمای شدید آب گرم نداشته اند. زندگی در خوابگاه های کرج بدون آب گرم در گرم ترین فصول سال چیزی غیر قابل تصور است حال چه رسد به دی ماه. کلا مبنای گرم شدن اطاق ها آب گرمی بود که از طریق موتورخانه های هر خوابگاهی در درون رادیاتورها می گردید.

یکی از دوستان از آن روز می گوید. می گفت همه ما که از مسولین دانشگاه نا امید شده بودم تصمیم گرفتم کاری بکنیم. همه کلاس ها را تعطیل کردیم. همه دسته جمعی به طرف وزارتخانه به سوی تهران حرکت کردیم. آنها دسته دسته جلوی اتوبوس ها و مینی بوس هایی که به سمت تهران می رفتند می گرفتند و سوار می شدند تا به تهران بروند. تعداد زیادی به تهران رسیدند. نیروی انتظامی هم آنجا بود. آنها خیابانی که ساختمان وزارتخانه در آن قرار داشته کاملا بسته بودند. دانشجویان همه در خیابان بودند و برخی همه وارد ساختمان شده بودند. در این اعتراض کسی به نیروی های انتظامی کاری نداشت آنها هم به طور خنثی حفظ نظم می کردند. دانشجویان نشستن و خواستار حضور وزیر شدند که این کار اتفاق نیفتاد. به هر حال نتیجه این اعتصاب این شد که دانشگاه تعطیل شده تا همه تاسیسات درست شوند.

از روزی که وارد آن دانشگاه شدم دانستم که دانشگاه پرهیاهویی است و دوره ی پرشوری خواهم داشت.روزی که دکتر مصطفی معین به دانشگاه آمده بود برای سخنرانی انتخاباتی او هم به این مسله اذعان کرد که دانشگاه شما یکی از دانشگاه های پر تب و تاب است. که بعد ها چندین بار این تب و تاب ها و تحصنات دیدم.

غذای دانشگاه تربیت معلم همیشه جنجالی بود. دانشگاه همیشه با عوض کردن خدمه مثلا قصد داشت کیفیت را بالا ببرد ولی اکثریت ناراضی همیشه وجود داشت. در سال هیچ وقت نشد که دانشجویان غذای نا مناسب را دم در سلف به نشانه ی اعتراض پرت نکنند. ماهی فاسد، ماکارونی و چندین مورد دیگر همیشه باعث اعتراض می شد.
یک روز دانشجویان برای اینکه اعتراض خود را نسبت به غذا نا مناسب ابراز کنند از یک روش ابتکاری استفاده کردند. آنها همه غذایشان را گرفتند و سینی ها غذا را پشت سر هم از سلف تا ساختمان مرکزی چیدند. این کار انعکاس وسیعی در نشریه های دانشجوی و حتی ایسنا داشت.

در این چند روز که اخباری از دانشگاه از طریق رسانه ها شنیدم بار دیگر یاد و خاطرات آن روزها زنده شد.
Categories: فارسی Tags:

Evacuated mind

۱۶ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
Some days I feel have nothing to say. When I was a student in the university, I had this problem. As I left class,after the examinations, I felt my brain had nothing in it. I thought I didn’t know anythings. My mind was completely blank.
Today, when I tried to write a daily note, I felt my mind is empty again. Like a capacitor my mind is blank form potential ideas.
Long holiday is a excellent opportunity to do overdue tasks. One of my obligations that I should take into consideration is the completion of Linux-related stuffs.
To my mind I should read seriously. I began reading of a philosophical book. I suppose it is not bad.
Categories: English Tags:

زبان بلوچی نویسگ

۱۵ خرداد ۱۳۸۷ ۵ دیدگاه
یکی چه مشکلات زبان بلوچی ایشنت که نویسگی بهر زبان نوک اینت. بلوچی زبان باز دیریگین زبان اینت بله هنچشو که مں پیش تر ته وتی نویسگان آرتگت بلوچی زبان هبر بوتت نه و نویسگ نوکین چیزیت. ته هر زبانی که اگر کسی بلوٹیت بنویسیت دو چیز ضرورینت. اول ایشنت که آن زبانآ یک لبز استانداردی بیت. مثلا ته پارسی چندین لبز هست په داب تهرانی، خراسانی، اسپهانی و دگه لهتی لبز. بله وهدی که کسی لوٹیت پارسی بنویسیت چه لبز معیار استفاده کنت. لبز معیار همان لبزی چه زباننت که گیشتری مهلوک که آن زبانان هبر کننت آیآ سرپد بینت. لبز معیار آ دو داب په زورتن هستں اولی شینت که ای لبز راحتر په گیشترین مردم پهمگ بیت و لبز یک مزنین جمعی بیت. دومین کاری که ته زبانشناسی په زورگ یک لبز په عنوان معیار انجام بیت، کارمرز کتن یک لبز هورته هور چه مچین لبزاں. بلوچی هم هنچوشین مشکلی داریت. اول همی زورگ یک لبز په عنوان یک لبز معیار انت. بازین زبان شناسی په این کارش کوشست کتت و یکی چه مزنین استادان په ای کار بانک کارینا جهانی انت که وتی ڈکتری تز آ همی باروی نوشتگت. که همی هبر زورگ لبز معیار باز دقیق هموداں گپ بوتت.
دومی چیزی که په نویسگ لازمنت یک خط استاندارد انت. هر زبانی تونیت فقط گپتاری بهر داشته بیت بله بازین زبان هست ته دنیا که آیانآ نویسگی دابش نیست.بلکه کلین زبانآ په خاطر شی که بتوانن وتی ادب و دود و ربیدگآ بدارند وتی ماتی زبانآ نوشتگی بهرآ کامرزش کت. چون هبر وهدی که چه دپ در کیت از بین روت مگر شی که آیآ بنویسنت یا گون دگه تکنالوژیان آیآ ضبط کننت. بشر از وهدی که خطی اختراع کت په شی که وتی زانت و داشتگین چیزانآ په دگران برسانید آیآ گون خط و یا کشگ اور دیوار هوڈان وتی مقصدآ بازگوش کت.
بلوچی زبان ءَ خط بازین گپی بوتت. آزات جمال الدینی,ندوی و سید ظهور شاه بلوچی نویسگان بازین کارش کتت. په نویسگ بلوچی دو نوع خط مطرح انت. اولی خط عربی رسم الخط انت که گون لهتی تغییر و چنت اردوی علامت هور بیت. دگه نویسگی داب شینت که چه لاتینی الفبا استفاده بیت. هما کاری که الفنباین ته وتی نویسگان استفاده کت. په خاطر شی که بلوچ ته هر کشوری په داب ایران، اوگانستان و پاکستان که ببیت گون عربی الفبا آشنا بیت. اچه راحتر تونیت این الفبایآ ته وتی ماتی زبانآ په کار بریت. لهتی بلوچ که ته یروپ و ترکمنستان که هستند چون لاتینی الفبا ته وتی مدرسه یان وانته و نوشته ای دابین نویسگآ کارمرز کننت.
راه حل په بلوچی زبان شینت که هرچی گیشتر نویسگ بیت گونه هر دابین لبز و خطی داں مردم یکیآ که گیشتر زاننت و راهترانت همایی بزورنت. گون بازگین ماهتاکی و لبزانکی که ته بلوچستان پاکستان نشر بیت ای راه کم کم روشن بیت. ما هم امیت دارین که بلوچی زبان نویسگ ته کامپیوتری دنیایآ هر چه زوتر گیشتر بهر بزوریت.
Categories: بلوچی Tags:

زنی که شوهرش را کتک می زند

۱۴ خرداد ۱۳۸۷ ۲ دیدگاه

گاهی گشتن در وب خالی از لطف نیست. در میان اخبار جنگ و ترور شنیدن برخی خبرها واقعی و خنده دار برای تفنن بد نیست. من برای کسب خبر و سایر مطالب در اکثر موارد از (RSS) استفاده می کنم. چون این روش وقت کمتر می گیرد و در عین حال سرعت بیشتر دارد.
به هر حال در همین گشت زدن ها در جهان مجازی به نوشته ای در یک وبلاگ که توسط یک شخصیت مذهبی به روز می شود بر خوردم. قسمتی از این نوشته مطلب بسیار جالبی بود. در آنجا آمده بود که زنی شوهرش را آنقدر کتک زده است که دستش شکسته است! ۸-O . این مطلب باعث خنده ی بسیار در من شد. وقتی که بار دیگر آن را خواندم به یاد این سریال و فیلم های افتادم که در صدا و سیما گاهی پخش می شود. در این گونه فیلم ها زن ها را به گونه ای اقرار آمیز نشان می دهد که گوی حاکمان بی چون و چرا جهان هستند و مرد در چنگال آنها اسیر هستند. مانند این سریال های ۹۰ شبی که مهران مدیری و دیگران می سازند. تا این زمان مصداق واقعی برای این گونه شخصیت ها به گونه نمایش داده شده در جامعه ندیده بودیم که با این داستان مصداق آن هم یافت شد. وقتی بحث همسر آزاری را در جهان دنبال می کنیم در اکثر موارد به آسیب رساندن مرد به زن برخواهیم خورد ولی این نوع همسر آزاری دیگری است 😆 .
Categories: فارسی Tags:

مربی تساوی ها

۱۳ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
تیم فوتبال ایران بار دیگر به تساوی رسید. تیم ملی فوتبال ایران در بازی های انتخابی جام جهانی ۲۰۱۰ در ورزشگاه آزادی نه توانست مقابل تیم ملی امارات متحده عربی نتیجه بهتر از تساوی کسب کند. این بازی در حال پایان یافت که در کارنامه سرمربی تیم ملی ایران،علی دایی، یک تساوی دیگر به ثبت رسید.
تیم ملی ایران علی رغم داشتن بازیکنان برتر به لحاظ فنی و اسمی در بازی های اخیر نه توانست از عهده ی بازی ها بر آید. نام و آوازه ی هر کدام از بازیکنان ما برای ساخت یک تیم مقبول کافی است. حتی اگر آنها مربی هم نداشتند می توانستند تساوی از حریفان خود کسب کنند. امیدوارم با بررسی های دقیق تر بازی های انجام شده تیم ملی بتواند به مرحله بعدی صعود کند.
Categories: فارسی Tags: