بایگانی

بایگانی شهریور

مهر آمد

۲۶ شهریور ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
باز هم ماه مهر آمد. ماهی که همیشه یادآوری شروع آموختن و قدم برداشتن به طرف دانایی است. وقتی که دانش آموز بودیم از رسیدن مهر هم خوشحال بودیم و هم ناراحت. خوشحال چون بار دیگر دوستان دوران تحصیل را می بینیم و قدمی دیگر جهت آموختن چیزهایی نوین برمی داریم. ناراحت بودیم چون تعطیلات خوش تابستان تمام شده است.
حال با گذشتن آن دوران آن دغدغه های هنوز با ما همراهی می کنند. حال که به کسوت آموزگاری در آمده ایم همان دغدغه های کودکان و نوجوانان خویش را داریم. ناراحتی تمام شدن تابستان و شادی حضور در میان دانش آموزان.
یکی از مشکلاتی مهمی که ما چه در کار معلمی و چه دانش آموزان را سردرگم می کند نه بود برنامه مدون آموزشی در آموزش و پرورش است. ما معلمان و دانش آموزان وقتی مدارس شروع به کار می کنند نمی دانیم چه هنگامی نیمه سال فرا خواهد رسید. این مشکل به خصوص برای ما معلمان بسیار ایجاد مانع می کند. چون ما باید برای سال تحصیلی از ابتدا برنامه ریزی کنیم و بدانیم در هر برهه ای از زمان چه کاری باید انجام دهیم.
وقتی ماه مهر می رسد تقریبا حدود یک ماه از سال تحصیلی را بی هدف می گذارنیم چه ما معلمان و چه دانش آموزان. ما معلمان در باید چند هفته با اداره آموزش و پرورش برای مسایل جزیی به قول بعضی دوستان کشتی بگیریم. مرحله بعدی این ماراتن کش و قوس هایی است که مدیران مدرسه برای تنظیم کردن برنامه درسی هر مدرسه ای دارند. خلاصه با همه این مسایل ریز و درشت مهر بدون اینکه فعالیت آموزشی قابل توجهی صورت گیرد تمام می شود.
برای این گونه مسایل راه حل های بسیار ساده ای وجود دارد که نظام آموزش و پرورش ما هم باید از آنها تبعیت کند.
اول اینکه مانند همه کشورهای مترقی باید هر مدرسه و آموزشگاهی تقویم آموزشی داشته باشد چیزی که در سیستم آموزشی ایران چه در آموزش عمومی چه در آموزش دانشگاهی وجود ندارد اگر هم باشد بسیار ناقص و غیر قابل اجرا.
دوم: رفع تمرکز گرایی از این سیستم است. باید نظام آموزشی به خصوص در زمینه تصمیم سازی و تصمیم گیری استانی و حتی منطقه ای عمل کند. بسیار از تصمیم هایی که در مرکز گرفته می شود در دیگر مراکز قابل اجرا نیست. اگر بتوان آنها را اجرا کردن نتیجه مطلوب حاصل نمی شود.
به هر حال امید است مسئولین آموزش کشور تصمیماتی بگیرند که به منافع کل دانش آموزان مهین باشد.
Categories: فارسی Tags:

فی لتر یا فیل تر

۲۶ شهریور ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه
درباره مسایل فنی فی لتر کردن سایت های نوشته های را قبلا از طریق این وبلاگ منتشر کرده ام. امروز درباره مسایل جامعه شناسی این پدیده کمی می خواهم بنویسیم.
همه ما کمابیش با مسئله ی فی لتر کردن سایت ها و وبلاگ ها برخورد کرده ایم. این پدیده در همه کشورهای شاید کلمه همه درست نباشد ولی در اکثر کشورها این موضوع مطرح است. مثلا در کشور آمریکا بعد از حملات یازدهم سپتامبر فعالین حقوق شهروندی بارها به مسئله ی شنود مکالمات اعتراضاتی کرده اند. البته شاید کسی بگوید مسئله شنود با جلوگیری دسترسی آزاد به اطلاعات متفاوت باشد ولی هر دو آنها نوعی فی لتر هستند. در مسئله شنود اطلاعات به دست مخاطب می رسد ولی در بین راه ممکن است کسانی به آنها دسترسی غیر مجاز داشته باشند که مخاطب از آنها آگاه نیست. در فی لتر گذاری سایت های مخاطب وقتی سعی در دسترسی به اطلاعات را دارد متوجه وجود مانعی می شود که نمی تواند به آنها دست یابند.
مقوله کنترل کردن اطلاعات در میانه ی ارسال به مقصد همیشه یکی از مناقشه های حقوق شهروندی بین دولت و نهادهای مدنی است. به بیان کلی تر همیشه بین نهاد قدرت و نهاد مردم مسئله تعیین مرز وجود دارد که دسترسی آزاد به اطلاعاتی یکی از مقوله های است که در این دسته می گنجد.دولت ها همیشه سعی می کنند محدوده ی عمل خود را گسترش دهند و مردم نیز سعی در محدود کردن اختیارات دول خویش دارند.مثلا مقوله کم کردن تصدی دولت در اقتصاد یکی از این نمونه ها است.
بررسی دقیق مسئله محدود کردن دسترسی به اطلاعات مقوله پیچیده است. این مسئله دارای مولفه های بسیاری است که بررسی آنها از حوصله این نوشته خارج است. من تنها به یکی از این مولفه های موثر که محدودیت دسترسی اطلاعات باعث آن شود می پردازم یعنی رادیکالیزه کردن افکار و برخوردها در جامعه.
برخورد قهری با مسایل اجتماعی همیشه نتایج منفی به بار می آورد. مسایل هر جامعه از طریق خود جامعه و اجزای فرهنگی مناسبی که هر جامعه ای باید به آنها مجهز باشد باید حل و فصل شوند. استفاده از کاتالیزورها در مسایل جامعه چندان مطلوب نمی باشد. یکی از این کاتالیزورها استفاده از فشار و اجبار برای حل مسایل قابل حل جامعه است.
در زمینه فی لتر کردن باید سراغ علت رفت. همه ما می دانیم حتی در جوامع لیبرال محدودیت های از نظر دسترسی آزاد به اطلاعات وجود دارد. مثلا شما اطلاعاتی که در وزارت خارجه آمریکا یا انگیس هستند را نمی توانید بدون گذشت زمانی خاص رویت کنید. حتی بسیاری اسناد وجود دارند که بیش از چند دهه از زمان وقوع آن حوادث می گذرد ولی منتشر نمی شوند.
یکی از نتایج محدودیت دسترسی به اطلاعات در افراد به خصوص در زمینه اینترنت تند شدن نوشته های برخورد های و حتی مهمتر شدن اطلاعاتی است که شاید افراد کمی را به خود جلب می کرد ولی با اعمال این گونه محدودیت ها اشتیاق کاذبی به وجود می آید. مثلا چند سال پیش طی آماری که یکی موتورهای جستجو اعلام کرده بود درصد بالایی از کلید واژه هایی که در آنها جستجو شده از مقصد ایران مربوط به مسایل جنسی و سایت های پرنوگرافی بوده است. این آمار بالا در جستجو و حتما بعدا مراجعه به چنین سایت های خود به خود فی لتر کردن سایت ها را بی اعتبار می کند. چون همه می دانیم اینترنتی که برای همه چیز راه حل می دهد برای خودش حتما راه حلی دارد.
در بررسی مضمونی برخی سایت های و وبلاگ هایی که من انجام داده ام به این نتیجه رسیده ام لحن نوشتار قبل و بعد از فی لتر شدن بسیار متفاوت است. اگر شخصی در وبلاگ شخصی خود گاهی نوشته ای قرار می داد و از جایی انتقاد سازنده ای می کرد بعد از فی لتر شدن سیاق نوشتنش ۱۸۰ درجه تغییر می کند و تند تر می نویسد . دوست نکته سنجی در این باره می گفت ما سایت های را فی لتر نمی کنیم بلکه فیل تر می کنیم.

 

Categories: فارسی Tags:

سحرهای بی آب و برق

۲۴ شهریور ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
چند روزی است که سحرهای نوینی را تجربه می کنم. چند شب قبل وقت سحری ناگهان برق قطع شد. سحری خوردن در تاریکی تجربه ی تازه ای بود که قبلا آن را نداشتم.به هر حال تقریبا نیم ساعتی را در تاریکی سپری کردیم تا جناب بابا برقی تشریف بیاورند و آنجا را منور فرمایند.
تجربه دوم قطع بودن آب است. در حال حاضر که این یادداشت را می نگارم از نعمت آب چند ساعتی است که بی بهره ایم. امید است تا وقت سحر ایشان هم تشریف بیاورند.
Categories: فارسی Tags:

بلوچی نویسگ ته وب

۲۴ شهریور ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
چنت وهدن که بلوچی کمتر نویسگان ترسان که نویسگ بلوچی هم شموشان. من ته ای بلاگ فارسی نویسان په چی که فارسی زبان واسط ته ای ملک انت. اگر ما دایم بلوچی بنویسین لهتی مردمی سرپد نه بنت . می شمی کار شی انت که وتی گپء په دنیایء مردمان و هنچو وتی مردمانء برسانین.
بلوچی بایدن گیشتر ته وب نوشتانکی ببیت من په وتی بهر چنت کار بلوچی زبان کتگت. یک بری من گون یکی چه استادان دانشگاه بلوچی کلمات ته وب بررسی کت. آ واجه لهتی کلمه چه شعر مکران که من داتگ وبء توکا گردگی زتت و آیانی تکرار بیگء منی داتنت. یک بری دگه هم آیی گردگی زتت و وبء توکا آیانی تکرار بیگء منی دات و چه منی لوٹ چه غیر بلوچی کلماتء در گیزان که من کمی گران جانی کت.

Categories: بلوچی Tags:

پهلوی و بلوچی

۲۴ شهریور ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه
به علت کارهای زبانی در بلوچی و زبان های همسایه مانند پارسی گاهی به سراغ ریشه شناسی واژگان می روم. وقتی نگاهی به واژه نامه های پهلوی می اندازم بسیاری از واژگان هنوز در بلوچی به همان سیاق تلفظ می شودند. حتی در برخی لهجه های بلوچی گویا زبان باستانی ایران هستند.
زمینه نوشتن این یادداشت شروع به نوشتن مقاله ای درباره واژه ‘کد’ است. این تکواژه که اکنون یک تکواژه وابسته است در زبان بلوچی با کمی تغییر هنوز در برخی لهجه های استفاده می شود.
این واژه به معنی خانه است. این واژه در لهجه سراوانی ‘کت’ گفته می شود.
ادامه این بررسی ها در مقاله ی در سایت
Categories: فارسی Tags:

کهن دیارا

۲۳ شهریور ۱۳۸۷ ۳ دیدگاه
شعری از نادر نادرپور
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم

نه پای رفتن نه تاب ماندن چگونه گویم درخت خشکم
عـجـب نـباشـد اگر تبرزن طـمـع بـبـندد در اسـتـخـوانم
در این جـهـنم گل بـهـشـتی چگونـه روید چگـونـه بـوید
من ای بهاران ز ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم

کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم

صدای حق را سکوت باطل در آن دل شب چنان فرو کشت
که تا قیامت در این مصیبت گلو فشاند غم نهانم
کبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست
که تا پیامی به خط جانان ز پای آنان فرو ستانم
ز بال آنان فرو ستانم
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم

آه ای دیار دور ای سرزمین کودکی من
خورشید سرد مغرب بر من حرام باد تا آفتاب توست بر آفاق باورم
من نقش خوش را همه جا در تو دیده ام
تا چشم بر تو دارم در خویش ننگرم
ای ملک بی غروب ای مرز و بوم پیر جوانبختی
ای آشیان کهنه سیمرغ یک روز ناگهان
چون چشم من از پنجره افتد به آسمان
مبینم آفتاب تو در برابرم

سفینه دل نشسته در گل
چراغ ساحل نمی درخشد
در این سیاهی سپیده ای کو
که چشم حسرت در او نشانم

الا خدایا گره گشایا به چاره جویی مرا مدد کن
بود که بر خود دری گشایم غم درون را برون کشانم
کبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست
که تا پیامی ز خط جانان ز پای آنان فرو ستانم
ز پــای آنان فرو ستانم

کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
کهن دیارا دیار یارا
کهن دیارا دیار یارا
کهن دیارا دیار یارا
به عزم رفتن دل از تو کندم
ولی جز این راه وطن گزیدن
نمی توانم نمی توانم

Categories: فارسی Tags:

نه-یازده

۲۱ شهریور ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
هفت سال پیش یک واقعه ای رخ داد که کمتر کسی تصور می کرد آن نقطه ی عطفی در تحولات آینده جهان باشد.
انفجار برج های دوقلوی سازمان تجارت جهانی در آمریکا و برخورد هواپیما په پنتاگون جهان را وارد گفتگوی جدیدی کرد. از آن روز به بعد در واژه نامه های سیاسی کلمات ترور و بنیادگرایی رنگ نوینی به خود گرفتند. بعد از حوادث یازده سپتامبر گفتمان سیاسی جهان حول محور مبارزه علیه تروریزم تغییر یافت
به راستی حوادث جهان همه بعد از آن رویداد سهمگین جهت دیگری گرفت. جهان دو جنگ در کشور را افغانستان و سپس عراق را به خود دید.
برخی در تحلیل های که از این رویداد ارائه دادند مدعی شدند که آمریکا خود در این کار نقش داشته تا بتواند از طریق این حادثه به کشور های جهان دست درازی کنند. به نظر من این تحلیل بدور از واقعیت است. حداقل شواهد و مدارک چنین ادعایی را تایید نکرده است.
من در آن زمان
در لحظه مخابره خبر خواب بودم. وقتی بیدار شدم دیدم که تلویزیون ساختمان در حال سوختی را نمایش می دهد. فکر کردم شاید جایی آتش گرفته است. وقتی که به دقت گوش کردم و از خانواده پرسیدم تازه فهمیدم که چه شده است. بعد ها در خبرها خواندم که ایران جز اولین کشورهایی بوده است که این حادثه را محکوم کرده است. همچنین در تهران گویا به یاد قربانیان حادثه شمع های افروخته بودند. وقتی هفته نامه تایم را ورق می زدم جمله مشهور جرج بوش نظرم را بسیار جلب کرد که گفته بود تروریست ها نمی توانند بنیاد ملت ما را مورد حمله قرار دهند گرچه آنها بنیان ساختمان هایمان را مورد حمله قرار دادند. نیوزویک هم با انتشار نسخه ای اختصاصی این رویداد را پوشش داده بود.