بایگانی

بایگانی آذر

Twitter Weekly Updates for 2008-12-19

۲۹ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

ادامه ی نوشته

Categories: فارسی Tags:

بادبادک باز, کتابی که باید خواند

۲۸ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

خالد حسینی جز معدود رمان نویسانی است که در اولین اثر خود به موفقیت چشم گیر می رسد. او نویسنده ای است که در افغانستان به دنیا آمده است و اکنون شهروند و ساکن آمریکا است.

درباره ی رمان بادبادک باز سخن و نقدهای فراوانی نوشته شده است من نیز بعد از آن که آن را به پایان رساندم بر خود واجب دانستم که کوتاه سخنی درباره ی آن بنویسم. در همین اول باید اعتراف کنم که این رمان جز معدود رمان هایی است که مرا بسیار به خود مجذوب کرد. یکی از دغدغه هایی روزانه من خواندن این رمان جذاب بود. روزها و شب ها به هیچ وجه حاضر نبودم آن را کنار بگذارم. این همان چیزی است که هر نویسنده ای آرزویش را دارد یعنی نوشتار جذاب. این رمان سرشار از طراوت و شادابی است خاصی است. رمان یعنی زندگی این تعبیری است که خالد حسینی بسیار در این کتاب از آن بهره جسته است. شور و حرارت زندگی کودکانه خستگی و ملال زندگی بزرگسالی در این رمان به خوبی تصویر شده اند.

بادبادک باز داستان دو کودک و خانواده ی آنها است که در سال های دور در افعانستان زندگی می کرده اند. شخصیت اصلی داستان,امیر, از قوم پشتون و حسن فرزند یک هزاره است. آن دو در رویاهای کودکانه خود سرگرم هستند. راوی داستان شخصیت اصلی داستان است. شروع داستان از میانه ی ماجرا شروع می شود. نویسنده گریزی به گذشته می زند. تا نیمه های کتاب همه داستان بر رویدادهای که گذشته اند استوار است. بعد از آن که امیر به پاکستان می آید داستان به زمان حال بر می گردد. در بسیار از جاهای نوشتار حضور و تاثیر تجربیات خود نویسنده نمایان می شود.

یکی از ویژگی های این رمان وجود حوادث پی در پی است که برای شخصیت های داستان روی می دهد. در هر چند صفحه از کتاب اتفاقی روی می دهد و تا چند مدت شخصیت های درگیر این حادثه اخیر می شوند. شخصیت های در این داستان آنقدر با حوادث گوناگون سر و کار دارند که تا حدودی داستان را از روند اصلی خویش به حاشیه می برد. نقل حوادث گوناگون برای مخاطبی که هیچ چیزی درباره ی آن مناطق و افراد ندارد منبع خوبی برای کسب اطلاع است. بعد از شروع جنگ آمریکا و هم پیمانانش در افغانستان مرکز جلب توجه بود. مردم جهان بسیار می خواستن درباره مردم و فرهنگ آن دریار بدانند. این رمان این اطلاعات و نحوه ی زندگی آنها را به تصویر می کشد.

تم اصلی داستان بسیار ساده است. درک این پیام برای اکثر خوانندگان کتاب به راحتی میسر است. آنچه که آنها را به ادامه خواندن تشویق می کند اطلاعاتی است که از شخصیت ها و خود نویسنده درباره مردم افغان به ما در جای جای داستان می دهد. برخوردهایی قومی و طایفه ای در این داستان به بهترین نحوه در زمان های مختلف به تصویر کشیده شده اند. مثلا برخورد هزاره های و پشتون ها از زمان های بسیار دور یعنی از زمان پدربزرگ راوی تا زمان حال این برخوردهای نمایش داده می شود.

یکی از نقاط ضعف داستان شاید کشدار شدن روایت است. نویسنده سعی می کند خواننده خود را به گونه مجاب کند تا همراه او تا پایان داستان بماند. او برای این کار از ساخت حوادث گوناگون بهره می جوید. این طول داده در برخی موارد ملال آور نیز می شود. به خصوص بعد از عبور داستان از اوج خود در هنگامی که امیر به پاکستان رسیده است بسیار از حوادث متعاقب ناخوش آیند هستند.

آنچه که خالد حسینی و بادبادک باز را مشهور ساخته است خلاء چندین سال یک اثر ادبی درباره افغانستان و از افغانستان بود. هر چند این داستان به انگلیسی نوشته شده است ولی برخی منتقدان آن را جزیی از ادبیات معاصر افغانستان می دانند. هرچند پنداشتن این اثر به عنوان یک اثر افغانی درست نمی باشد ولی چون درباره افغانستان است پس می تواند قابل توجه باشد. امروزه انچه درباره افغانستان در ذهن هر شنونده ای نقش می بندد جنگ و خونریزی است ولی خالد حسینی با آفریدن بادبادک باز چهره ای بهتر از آن دیار را به مردم دنیا نشان می دهد.

Categories: فارسی Tags:

خواندن کتاب زبان و ادبیات پهلوی( فارسی میانه) را به پایان رساندم

۲۵ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

بعد از چند روز مطالعه کتاب زبان و ادبیات پهلوی فارسی را به پایان رساندم. همانگونه که در کتابخانه خویش وعده کرده بودم مختصری از برداشت خود را درباره آن شرح خواهم داد.

این کتاب همانگونه که در معرفی لیست آن آمده است توسط مرد پارسی هند جهانگیر تاوادیا تالیف شده است. مترجمه و مولف هر دو شرحی بر زبان پهلوی نوشته است. من در این نوشته قصد نقد و بررسی آن را ندارم تنها به خلاصه ای از آن می پردازم. عنوان آن شاید تا حدودی برای خواننده کتاب گمراه کننده باشد. چون از کتاب انتظار می رود مجموعه ای از نوشتارهای دینی و ادبی پهلوی را در خود جای داده باشد. اگر چه مختصری از آنها نوشته شده است ولی بیشترین کاری مولف بررسی کارهای موجود در زبان پهلوی است. اگر کسی همانند من بخواهد به آن داستان های و نوشته برسد باید بگویم مسیر اشتباهی را پی گرفته است.

نویسنده در بخش ها مختلف کتاب به بررسی و اعتبار سنجی نوشته های موجود در زبان پهلوی می پردازد. او گفتار و نوشتارهای گونه گون را درباره هر موضوعی نقل کرده و کنار هم می گذارد تا بلکه تصویر درستی به خواننده خویش عرضه کند.اگر کسی بدون آشنایی با زبان و آثار موجود در زبان پهلوی به سراغ این کتاب بیاید حتما سرخورده خواهد شد زیرا متن آن بسیار تخصصی و برای خواننده نا آشنا سنگین می باشد. شاید تنها بهره ای که شخص نا آشنا از نوشتار این کتاب بگیرد دید کلی درباره آثاری است که در زبان پهلوی وجود داشته یا دارند. دومین سودی که خواننده از آن می گیرد پی بردن به برخی لغت پهلوی است که ممکن است در زبان پارسی نو هم با کمی تغییر استفاده شوند.

آنچه را که مرا وادار به خرید و خواندن کتاب مورد بحث کرد دانش کمی من در باره آثار دینی و ملی است که به زبان پهلوی برای ما به جای مانده اند. من نیز به سان خواننده نا آشنا در نظر اول گمان می کردم شاید این کتاب خلاصه ای از آن ادبیات به من بدهد ولی بعد از مطالعه کامل آن این نظر من درباره کتاب اصلاح گردید.

این کتاب و فرهنگ لغت پهلوی برای من بسیار جالب هستند. همانگونه که در نوشتاری قبلا اشاره کردم زبان بلوچی شاید یکی از برجای مانده ترین زبان هایی است که می تواند در شناخت و بازشناخت زبان های باستانی کمک شایانی کند.

مولف به علت اصلیت هندی خویش به زبان سنسکریت آشنایی داشته است. او و سایر زبان شناسان متخصص در مورد زبان پهلوی یکی از راه های باز شناخت زبان پهلوی را مراجعه به زبان همسایه آن یعنی سنسکریت می داند. این نظریه بارها برای بازشناخت زبان پهلوی مطرح شده است. من فکر می کنم زبان بلوچی امدادگر مناسبتری برای شناخت پهلوی است. برای این دلایل متعددی وجود دارد. اولین و شاید مهترین دلیل هم ریشه بودن و نزدیکی بیشتر زبان بلوچی با پارسی نو و میانه است تا زبان های دور تر همانند سنسکریت. نزدیکی جغرافیایی منطقه بلوچی و پارسی می تواند نشانی از تاثیر پذیری آنها در زمان های مختلف از همدیگر می باشد. برتری نسبی که سنسکریت به زبان های همانند بلوچی دارد این است که در آن زبان کار فراون صورت گرفته است. سنسکریت دارای منابع اصلی و تحقیقی بسیار زیادی است. وجود منابع مکتوب کار تحقیق و تطبیق را در زبان سنسکریت نسبت به زبان بلوچی آسانتر می نماید. این یکی از دلایلی است که کمتر به زبان های همانند بلوچی در زبان شناسی تاریخی توجه شده است. ناشناخته بودن نسبی زبان های مانند بلوچی نسبت به سنسکریت باعث شده است که زبان شناسان در عبور به شبه قاره به این منطقه ی حایل توجه کمتر داشته باشند.

Categories: فارسی Tags:

K or G

۲۴ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

If you are a Gnu/Linux user you can distinguish between KDE and Gnome desktop. I am not going to compare these two famous desktops just want to share my experience using of them. At the first using of Gnu/Linux I used Redhat. I can’t remember  what kind of desktop it had, but it’s not so user-friendly.
After a long time I come back again to the open-source world. Working with two fedora, I reached to Ubuntu.
In two versions of Fedora I added all packages. When I updated my old Fedora to new one it took a lot of time. About my desktops I should say that I used both of them. I did all my works in Gnome but adhered to  KDE’s programs. I used G environment for its stability. K desktop always crashed and it made me so angry.   But here is a very important point, I can’t ignore K’s application at all. KDE 3.5 was very horrible. When I entered I could get out of it until I should reboot my PC. If you change the place of mouse indicator that’s enough for crashing. Wow!
But now in new KDE things are going better than before. Crashes are very rare. Some of applications are not working properly like Akregator or Ark. Remember I’m using KDE 4.1.2 not the newest of K. as I heard form guys working with new one, it has a very good development.
For ending of this note, I think both of named Desktop are good in their places. It depends on your request and what you’re going to do with your computer. A lot of my friends do not recommend to use both Desktop in one computer, but I think it is not bad idea having both altogether.
Do you want to join us in open-source world?

Categories: English Tags:

Twitter Weekly Updates for 2008-12-12

۲۲ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
  • جند الله هر ۱۶ گروگان‌ نظامى حادثه سراوان را به قتل رساندند http://tinyurl.com/6354ar #
  • افرادی که در سلامت اقتصاد بلاروس تردید کنند، تحویل پلیس می شوند http://tinyurl.com/5ub6zh #
  • مرچی دلا را ترانگی زورتت #

ادامه ی نوشته

Categories: فارسی Tags:

وردپرس نو آمد

۲۱ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

امروز بعد از مدتی ها نسخه جدیدی از وردپرس به جهان عرضه گردید. این نسخه مدتی است که در وبلاگ های عمومی خود وردپرس استفاده می شده است. من امروز می خواستم این نسخه جدید را از سایت وردپرس بگیرم اما پایین آوردنش همیشه برایم دشوار بوده است. نسخه قبلی وردپرس را به فانتاستیکو به روز کردم. امروز وقتی در وردپرس گشتی زدم یک افزونه ی بسیار جالب را دیدم. این افزونه به طور خودکار وردپرس شما را به آخرین نسخه ی وردپرس به روز می کند.

بر خود واجب دیدم مقداری درباره ی این نسخه جدید وردپرس بنویسم. مهمترین شاخصه ی این وردپرس جدید تغییرات اساسی است که در طراحی میزکار خود ارائه کرده است. این میز کار همه چیزها در دسترس شما هستند. این یکی از مشکلاتی بزرگی بود که در نسخه های قبلی وجود داشت. برای کاربران مبتدی پیدا کردن لینک ها و سر و کله زدن با وردپرس قبلی کمی دشوار بود ولی الان همه چیز در صفحه اول ورودتان برای شما فراهم است.

سریع

یکی از بهبودی های جدید در این نسخه استفاده از سریع نوشت (QuickPress) است. شما در صفحه اول بدون آنکه به جایی دیگر کلیک کنید با نوشتن مطلب خود سریعا آن را با جهان در میان بگذارید. در همان صفحه اول میزکار شما می توانید همه کارهایتان را بدون گشتن های قبلی انجام دهید. مثلا تایید نظرات و اصلاح آنها و کارهایی از این دست را می توانید در صفحه اول انجام دهید.

عید سعید قربان مبارک باد

۱۹ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

امروز در ایران عید قربان اعلام شده است. معمولا اعیاد مهم در ایران با اختلاف یک روز از جاهای دیگر برگذار می شود. به هر حال سه روز بودن عید قربان و رمضان این مشکل را حل می کند.

عید شما هم مبارک باد

Categories: فارسی Tags: