بایگانی

بایگانی اسفند

حضرت باباجان

۵ اسفند ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

حضرت بابا جان
حضرت بابا جان (۱۸۰۶-۱۹۳۱) در یک خانواده اشرافی به دنیا آمد.نام واقعی او گلرخ بود. پدر او شاهزاده ای پاتان بود. او در بلوچستان انگلیس، پاکستان کنونی ،‌ به دنیا آمد. تاریخ تولد او نا مشخص است. برخی آن را سال ۱۷۹۰ و برخی حتی ۱۸۰۶ نیز نقل کرده اند. او یک قدیسه مسلمان بلوچ بود. پیروانش او را قطب خود می دانستند. او سال ها آخر عمرش را در پونای هند به سر برد و در همانجا از دنیا رفت. مقبره او در پونا قرار دارد.

بابا جان حافظه ی بسیار خوبی داشت. گفته می شود او قران را در سال های ابتدا زندگی اش کاملا حفظ داشت. در سن ۱۸ سالگی به خاطر ازدواج اجباری از شهر خویش فرار کرد و گام به سوی جستجوی حق برداشت. ابتدا به پیشاور سپس به راولپندی رفت. حدود یک سال و اندی در کوهستان هایی که امروز پاکستان نامیده می شود تحت تعلیم یگ گوروی هندی بود.
بعد از دومین جلوس در راولپندی که با استاد هندو اش ماند، چندین بار به کشورهای خاورمیانه  سوریه، لبنان، عراق و شهر مکه رفت. او در طول سفر لباس مبدل مردانه می پوشید. در مکه او پنج بار در روز نماز می خواند و همیشه در گوشه ای عزلت گزیده بود. در مکه اغلب برای فقرا غذا فراهم می کرد و از بیماران شخصا پرستاری می کرد.
بعد از مکه به مدینه رفت. در آنجا سیاق پیشین  را برای عبادت و نماز گذاشتن برگزید. بعد از ترک عربستان به بغداد رفت و از آنجا به پنجاب بازگشت.
در سال ۱۹۰۳ باباجان دومین سفر خود به مکه را آغاز کرد.  حدود سال ۱۹۰۴ حضرت باباجان به بمبی باز گشت. خیلی زود به سمت اجمر در شمال هند رفت. بعد از اجمر بار دیگر به بمبی بازگشت که بعدا به پونا سفر کرد.
در پونا باباجان  آخرین مقصدش را بنا گذاشت. ابتدا زیر یک درخت چیرش نزدیک مسجد شاه بخاری در جاده رستا سرپناهی برای خود ساخت. بعدها در بخش چاربودی پونا سرپناهی بنا کرد که تا پایان عمرش در آنجا ماند.
حضرت باباجان در چاربودی پونا در ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۱ زیر درخت چیرشی که سال های پایانی عمرش را در آن گذارنده بود از دنیا رفت. در آنجا ، اطراف آن درخت،‌ برای او مقبره ای بنا شد.

Categories: فارسی Tags:

کمال خان رفت

۲ اسفند ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

فارسی

امروز خبر دردناکی به من رسیدم. تنم لرزید. تا مدتی نه توانستم چیزی بگویم. خبر ساده و جانگداز بود. ملا کمالان خواننده بزرگ بلوچی امروز از میان ما رفت. چه درد اندوهی در بلوچستان بی او خواهد بود. کسی نیست که در بلوچستان نوای شیوای او را نه شنیده باشد.

او تاریخ زنده بلوچستان بود. با خواندن اشعار حماسی بلوچستان تاریخ این سرزمین کهنه را برای نسل ها و نسل ها زنده نگه داشت. او نوای بلوچستان بود. او همه بلوچستان و بلوچستان همه او بود.

چه درد اندوهی بر مردم بلوچ و فرهنگ دوستان این خطه چیره خواهد شد. حالم بسیار خراب است نمی توانم بیشتر بنویسم. 🙁

بدین وسیله درگذشت او را به همه مردم بلوچستان و خانواده محترم ایشان تسلیت می گویم

بلوچی

مروچی بلوچستانء مزن نام و وش الهانین پهله وان ملا کمال هان ای کوروین دنیاء یله کت بله آیی نمیران انت چیا که آیی دان ابد مئی دلانی تها زندگ انت

زندگی نامه او

خبر درگذشت او در همشهری

نوشته ای از من درباره او

localized spins

۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

Today I want to add some points to ongoing discussion about localized spins in Fedora Project. As a member of translation team, I think there is no need to create such spins. In translation of any packages there are two surfaces that every localizers can work on. The first one is the translation of GUI. As my experience shows that great majority of users prefer to use the source language rather than their localized GUI. This case is very special for RTL languages, like Persian and Balochi. Because the users   based on their previous experience with LTR interface are not familiar with this new interface. He can spend sometimes on RTL environment for example here, then when he surfs in internet, he uses LTR web pages. So the translated UI is not as favorable as we expect. For example, I myself get confused as I use a translated UI, because I don’t get accustomed a RTL interface at all.
The next item is translation of documentations. This is the point we should emphasis in localizing. A lot of Fedora users are not English native speakers or have difficulties in understanding English. As they get into trouble in using Fedora they are unable to find any local help, I mean in their computers. Localized docs can be useful here.
Shall we have a localized spin? frankly I should say that NO. As I check in Transifex in Fedora I find that we have 89 languages. If the Board authorized creation of a language-based spin for one language or two, the other languages that don’t have any spin up to that time may request a new spin. One day we have a lot of spins. I think it’s better to have a plan in development process to have some sort of modifications in coding for example in Anaconda. As a user select his region, for example, Anaconda  suggest usage of localized version. developers can think about installing of selective packages based on users locale, for example.

Any thought?Idea?

Categories: English Tags: , ,

منی بلوچی رپورٹ

۱۸ بهمن ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

بازگین وهدی انت که من ادان بلوچی نه لکتت. یکی چه دلیل شی بیتت مه من باز گون دگه کاراں دست بند بوتگاں۔ چنت وهد اینت که گوں ترجمه بلوچی کمتر کار کنگاں پی چی که من ته این پروژه ان وت وت کار کنان و دگه بلوچ په چوشین کار کمتر در کپیت.

بله من هنگت بلوچی ویکی ءَ ترجمه کنگان و بری بری آی ءَ کمی سری کار کناں۔ الان من گوں وتی سنگتان لوٹین یک نوکین لینوکسی شر بکنین. ای پروژه هنگ راه نه گپتت بله ما وتی طرح و دگه کارءَ انجام داتت و دان چنت وهد دگه منی امیتنت که ای لینوکس آماده ببیت.

همه چنت روچ پیش یکی چه اسلواکیا ایمیلی په من راه داتت و لوتگی که آیءَ وبسایت که کشاورزی و باگ داری سر ءّ کار کنگت په بلوچی ترجمه کنان. یک کمی من آیانی وب سایت ءَ چارت و من دیست که ای شرین وهدی اینت که بلوچی زبان ته وب دنیا پیش بروت و دگه مهلوک و حتی بلوچ وت بگندیت که آیی ءَ زبان دگه چاهان هم کارمرز بیت باز شر ات.

من الان لهتی چه ای ترجمه انجام دادتت. منی امیت شی انت که دگه سنگتانن که اینترنت سر ءَ و دگه جاهان بلوچی زبان سر ءَ کار کننت وتی نوشتانک اینترنت سر شنگ بکننت تا بلوچی زبان ته وب دنیا جاه بکپیت

بلوچی سبز انت

Categories: بلوچی Tags:

تحریم های اینترنتی

۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ۴ دیدگاه

بار دیگر دردسر ها ما با این تحریم ها نا جوانمردانه آمریکا در زمینه اینترنت شروع شد. اگر خواننده همیشگی این وبلاگ باشید مسایل و مشکلات من رو در این زمینه بارها حتما خوانده اید. آخرین نمونه ای که بار دیگر باعث به وجود آمدن سروصداهای میان کاربران اینترنت در ایران شد تغییر سیاست سورس فورج بود که دانلود از مقصد ایران را محدود ساخته است. در این باره افراد زیاد در وبلاگ ها و بولتن ها اطلاع رسانی کافی انجام داده اند من دیگر نمی خواهد تکرار مکررات کرده باشم تنها به ذکر چند سوال اساسی درباره این گونه تحریم ها و سیاست شرکت های آمریکایی بسنده می کنم امیدوارم روز در جهان هیچ گونه تحریم از سوی هیچ کسی اعلام نشود.
سوال اول من مربوظ به زمان و نحوه اجرای چنین قوانینی از سوی آمریکا و شرکتهایی تابع قوانین آن کشور است. چرا اکنون شما این قانون را اجرا می کنید؟ آیا اعمال تحریم ها بیشتر و اجرا قوانین قبل که هنوز پابرجا هستند در این برهه از زمان معنای خاصی دارد؟ آیا شرکت های آمریکایی نگران اعمال فشارها بیشتر بر ایران از سوی آمریکا از طریق کنترل اجرا قوانین هستند؟
به نظر من مسئله تحریم ها الان در بین شرکت ها و افراد که در آمریکا فعالیت می کنند بسیار جدی است و آنها نگران عواقب نادیده گرفتن قوانین هستند. پس آنها سریعا دست به تغییر رویه زده اند. بسیار از شرکت ها سال ها پیش این قانون تحریم شش کشور از سوی آمریکا را رعایت می کردند و از خدمات دهی به نهادها و افراد وابسته به کشورهایی مانند ایران طفره می رفتند. شرکت هایی مانند گوگل، گوددی  و چنین شرکت مهم در زمینه اینترنت مدت زیادی است که حتی دسترسی ای‌پی ها ایرانی را به سایت ها خودشان مسدود کرده اند.
سوال دوم من درباره عدم اجرا قانون تا زمان حال است. چرا سازمان ها و برخی نهادهای آمریکایی تا کنون این قوانین را رعایت نمی کرده اند؟ آیا آنها خود را از شمول این گونه قوانین خارج می دانستند؟
اگر به قوانین موجود در آمریکا که مربوط به تحریم ایران است نگاهی بیندازیم در سال ۱۹۹۷ با دستور اجرایی ۱۳۰۵۹ رییس جمهور آمریکا ساکنان این کشور  از معامله با ایران در بسیار از موارد محروم شده اند. اکنون چگونه است که شرکتها مانند گوگل، یاهو و سورس فورج تازه به فکر اجرا قانون افتاده اند. آیا انها که از این قوانین اطلاع داشتند چرا سهل انگاری کرده اند؟ تکلیف دیگر شرکتهایی که هنوز خدماتی به ایران می دهند چیست؟
حال بگذارید بحث را کمی تخصصی تر در زمینه نرم افزار و قوانین آن دنبال کنیم. بسیار از کشورها از جمله آمریکا و کشورهای عضو ناتو بعد از جنگ جهانی دوم قوانینی درباره صادر کردن تجهیزات و برنامه کدگذاری شده وضع کردند. بعد از سال ۱۹۹۲ آمریکا چنین تولیداتی را در دسته جنگ افزارها طبقه بندی کرد. به عبارت دیگر برنامه های کدگذاری شده همه از نظر آمریکا جنگ افزار به حساب می آیند و کسانی که مثلا برنامه ای را به کشورهای تحریم شده ارسال کند در واقع قوانین جنگ افزاری را نقض کرده است. برای کسانی که این قوانین را نایده بگیرند مجازات سخت و جریمه های سنگینی درنظر گرفته شده است.
کاتولیک تر از پاپ
برخی شرکتها آن قدر افراط در این قانون کرده اند که حتی قانون گذاران چنین خواسته هایی در آن قانون مطرح نکرده اند. مثلا گوگل کدهایی که افراد دیگر در سرورهای آن شرکت به اشتراک گذاشته اند را در اختیار کاربران ایرانی نمی گذارد. نمونه دیگر سایت ثبت کننده دامنه و خدمات هاستینگ گوددی است. این سایت یکی از قوی ترین شرکت ها در زمینه ثبت دامنه در همه جهان است. این سایت به کاربران ایران حتی اجازه ورود به سایت خود را نمی دهد چه رسد به ارائه خدمات به کاربران ایرانی. این چنین محدودیت های خودساخته ای متاسفانه ضررهای به کاربران معمولی وارد می کند. به قول معروف آنها از سوی دیگر بام افتاده اند و کاتولیک تر از پاپ شده اند.
به هر سو اینترنت و دنیا تکنولوژی بسیار پیشرفته است. کمتر کسی می تواند ادعا کند که بر آن تسلط و کنترل دارد. آیا با این تحریم ها اینترنت در ایران پیشرفت نکرده است؟ آیا در ایران هیچ شرکت و نهاد و حتی فردی وجود ندارد که وبلاگ و سایتی داشته باشد؟ در این چند سال تعداد کاربران و مشارکت آنها در تولیدات وب در ایران رشد چشم گیری داشته است. هر چند این سنگ اندازی ها باعث مشکلاتی فراوانی برای کاربران ایرانی شده است ولی خوشبختانه آنها از پای نه ایستاده اند و به همه موانعی در سر راهشان بوده است به راه خود ادامه داده اند. اگر زمانی در ایران داشتن یک دیتاسنتر یک آرزو بود امروزه شرکت ها زیادی آماده ارائه خدمات هاستینگ در داخل دیتاسنترهای ایرانی هستند. پس این محدودیت ها باعث ترقی و تولید تکنولوژی بومی شده است.

* نوشته های اخیر برخی از دوستان در این زمینه:

هدایت و باز هم

Categories: فارسی Tags: