بایگانی

بایگانی ۱۹ اسفند ۱۳۹۰

ما را چه شده است؟ در محکومیت حمله به یک استاد دانشگاه آزاد زابل

۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ۲۰ دیدگاه

وقتی خبر را می خواندم بسیار متاثر شدم. دانشجویی سر کلاس درس به استاد خانم با چاقو از پشت حمله کرده است. اینجا کجاست؟ غرب وحش؟ بعضی اوقات هنگامی خبر حمله به محیط آکادمیک و مدارس را در کشورهای خارجی مانند آمریکا می شنوم بسیار تاسف می خورم برای کسانی که خود را جهان اول می داند حال آنکه منطق بربریت را به کار می برند.

حال حکایت دانشجو دانشگاه زابل است. چگونه برای مسئله‌ای به نام “نمره” با استاد دانشگاه درگیری فیزیکی منجر به جرح صورت می گیرد. این یک واکنش یک دانشجو! به مسئله است حال بیاید چنین مسایل را به جامعه تسری دهید. چگونه می توان از عوام توقع داشت خیلی متمدنانه تر از این دانشجو رفتار کنند؟ ما را چه شده است؟ به کجا می رویم؟ نظام ارزشی ما چیست؟ آیا باید از پشت خنجر زد؟امیدوارم جامعه‌شناسان این استان تحلیل‌های رفتار شناسانه از این گونه خشونت‌ها ارائه دهند. این بر عهده یاسر کرد و دیگران است.

خوب حتما گیر داده به دانشجو! نمره نداده! بد برخورد کرده! اینها را بارها از دانشجویان شنیده‌ام. بارها کسانی بوده‌اند که داستان‌هایی از جنگاوری دانشجویان که به مثابه گنگستر‌های نیویورکی به همدیگر تاخته‌اند داشته اند. امروز فلان گروه دانشجو با فلانک درگیر شد. امروز فلان نفر وارد دانشگاه شد و فلان دانشجو را به باد کتک گرفت، جلو چشم نگهبانان، و رفت. راستی این است جامعه آکادمیک ما؟

چرا دانشگاهیان ما چه اساتید چه دانشجویان فضای گفتگو،نقد و تفاهم را ترویج نمی دهند؟‌چرا باید ما چنین داستان‌هایی را که برد وسیع جهانی و کشوری دارند در محیط دانشگاهی این استان بشنویم؟ کمی به خود آید آقایان و خانوم‌ها! باید سلاح منطق را تیز کرد نه تیغ را. آیا از دانشگاه خرد و منطق انتظار می رود یا تیغ و اسلحه؟چرا؟!

Categories: فارسی Tags:

سیمین رفت

۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ۶ دیدگاه
سیمین دانشور

سیمین دانشور

خبر کوتاه و دردناک بود. سیمین رفت.

 

سیمین دانشور پس از یک دوره بیماری در سن نود سالگی ۱۸ اسفند،روز جهانی زن، از دنیا رفت. من به عنوان یکی از علاقه‌مندان ادبیات ایران درگذشت این بانو بزرگوار را به جامعه ایران تسلیت می گویم. امیدوارم روحش قرین رحمت الهی باشد. یاد و خاطره او در ادبیات ایران و حتی جهان برای همیشه ماندگار خواهد ماند.

Categories: فارسی Tags:

جنگ هویت – بلوچ ، ایرانی یا مسلمان؟

۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه
بلوچستان

بلوچستان

زمانی برای دانستن موضوعات تاریخی باید به کتب زیادی مراجعه می کردم. آن زمان‌ به مسئله تاریخ ایران باستان خیلی علاقه مند بودم.حتی خواندن خط میخی را فراگرفتم!!. کم کم به مسئله هویت بلوچ در ریشه‌های باستان علاقه‌مند شدم. ممکن است برخی از نوشته‌‌ها تند یا شاید عجیب من را درباره هویت ایران باستان خوانده باشید. آنها محصول همان دوره هستند. در اثر همان تاملات هنوز  چالش‌های درونی و برونی سر همین مسئله هویت دوگانه یا چندگانه دارم.

کوروش یا چاکر

آیا ما بلوچ هستیم؟ آیا ما بلوچ ایرانی هستیم؟ آیا ما ایرانی بلوچ هستیم؟ آیا مسلمان یا مسلمان بلوچ و یا بلوچ مسلمان می باشیم؟ خوب به فراخور هر سوال مسلما باید با افرادی جهت پذیرش عقاید یکی به دو می کردیم. ایرانی‌های متعصبی که فقط تا دوره قبل اسلام ایران را می بینند فقط به همان داشته‌ها چسبیده اند و ترمز را کشیده‌اند. حالا شما بیا به آنها بگو که من بلوچ بیش از تو تاریخ دارم؟ درست مانند کاریکاتوری که آمریکایی سفید پوستی به همه مهاجرین می گوید به خانه‌شان برگردند به وقتی به سرخ پوستی می رسد چیزی برای گفتن ندارد! حال شما بیا و ثابت کن تو از آنها حداقل تاریخی تر هستی. مگر به خوردشان می رود. آقا فقط کوروش و فرودسی و از این قضایا را می شناسند. چرا می خواهید نوروز یا چهارشنبه سوری و این چیز‌ها را به خورد ما دهید؟

نه خیر آقا جان فقط ملا و لاغیر. حالا نسل نو می گوید هرچیز غیر ملا! این هویت دینی هم برای ما مسئله ساز است. حتما جدل‌ها خیلی را با ملاها و ملانماها شنیده‌اید. آیا ملا راست می گوید یا حامی؟ در مسئله چالش بین ملا و غیر باید به این نکته توجه کرد که بسیار از ملاها ندانسته یا حتی شاید دانسته به تخریب اساس فرهنگ مردم بلوچ کمر بسته‌اند. بسیاری برای آنکه برای خود نامی در نام‌ها بیابند راه انکار و تکفیر را پیش گرفته‌اند. زمان را کمی به عقب‌تر ببریم مثلا ۵۰ سال و قبل‌تر می بینیم کسی حرف از  حرام بودن اجزای فرهنگ بلوچی نمی زند. بلکه خود همان‌ها از حامیان و مروجان فرهنگ بلوچی هستند. پس از این چند ساله چه اتفاقی افتاده است؟ چرا این همه تند روی؟ چرا اکنون همه مظاهر فرهنگ بلوچ از نظر بسیاری از ملاها حرام و مکروه شده‌اند؟ آیا دین دچار تحولی شده است؟ آیا ملاها در نیم قرن اخیر تحولی شگرف داشته و به دانسته‌‌های جدید دست یافته‌اند؟ همین مخالفت‌های آقایان با فرهنگ مادری باعث شده‌است که هم مخالفانی در میان مردم بلوچ داشته باشند و هم باعث شوند آن مظاهر کمرنگ شده و رو به زوال باشند.وگرنه مردم بلوچ از دینمداری‌ترین مردمان ساکن این سرزمین هستند حداقل در ظاهر اینگونه بوده است.

حالا ما چه کنیم؟ چه باشید؟ بلوچ؟ مسلمان؟ایرانی؟چه؟

در بحث هویت فرهنگ ما باید بلوچ باشیم و بمانیم. فرهنگ‌هایی مانند فرهنگ ایرانی باید باز تعریف شوند و هویت‌های بومی را به عنوان هویت ایرانی ترویج دهد. باید دامنه این تعریف بسیار گسترده‌تر از فرهنگ پارس و زردشتی باشد. هر چند بسیار از نماد‌‌ها و نمود‌های فرهنگی میان این باشندگان این فلات مشترک است. اما باید به تکثر فرهنگی اعتقاد داشت. در مسئله دین باید به اعتدال رفتار کرد. نمی شود که همه نماد‌های فرهنگی یک جامعه را مورد حمله قرار داد و انتظار عکس‌العمل نداشت. باید قشر ملاها به فرهنگ مردم احترام بگذارند. اگر نیتی برای اصلاح دارند باید کار فرهنگی انجام دهند و بداند این هجمه‌ها نتیجه عکس می دهد. همین کارهای نسنجیده برخی ملا‌ها کارهای دیگران را که واقعا نیت اصلاح دارند را بی اثر می کند.

شما چه فکر می کنید؟ سفر هفت سین‌تان آماده شده؟ چهارشنبه سوری می کنید؟ و یا ساز و آواز حرام می کنید؟

Categories: فارسی Tags: