بایگانی

بایگانی ۸ شهریور ۱۳۹۱

چرا سرزمین ماگان (سیستان و بلوچستان باستانی) سرزمین دیرین مغان بوده است؟

۸ شهریور ۱۳۹۱ ۴ دیدگاه

این مطلب بازنشری از وبلاگ فرهنگ و هنر است. به دلیل در دسترس نبودن مطالب آن در ایران به طور مستقیم، آن را به طور کامل بازنشر کرد.

منابع مسیحی قدیم اصرار دارند که گندوفارس یا همان گندآور (۱۹-۴۹ق.م) از خاندان پهلوها (پهلوانان) یا پرتو سورها توسط سنت توماس از قدیسین و مبلغین مسیحی آیین مسیحی را پذیرفت. آشکار است او که در عهد پیش از میلاد زیسته نمی توانسته است مسیحی بوده باشد. این گفته مسیحیان در واقع به سبب محبوبیت وی و دارا بودن عناوین منجی (سئوشیانت) و شاهنشاه بزرگ زرتشتی بوده که بر اثر کشور گشایی های او در سمت شرق فلات ایران پدید آمده بوده است. وی آخرین امیر باختری و یونانی کابل یعنی هرمایوس شکست داده و حکومت او را منقرض نموده است.
علاقه مسیحیان اولیه به حکومت گندوفارس به احتمال زیاد به واسطه عنوان منجی وی صورت گرفته است. این علاقه به حکومت و سرزمین او و اخلافش در داستان سه مغ شرقی بیشتر آشکار میگردد. انجیل متی به صراحت از سه مغ شرقی سخن می راند که منابع کهن مسیحی نامهای ایشان گاسپار (کناری)، ملخیور (ماهیخوار) و بالتازار (پرتو- سور= پهلوانان نیرومند) که به وضوح نشانگر پریکانیان، ایختوفاقهای منابع یونانی (ماهیخواران) و پهلوها (پرتو سوره ها، نیاکان اصلی بلوچان) می باشند. در این عهد مغان در اطراف دریاچه هامون سکنی داشته اند و نیروی نظامی بزرگ محسوب نمی شدند ولی آن قدر مهم و پر تعداد بوده اند که باور ایشان راجع به نگهداری شدن نطفه های زرتشت در دریاچه هامون که بعداً تبدیل به باور سه سئوشیانت در آئین زرتشتی شده بود.
علاوه بر این باورهای زرتشتی کهن از جمله تقدیس خارپشت تنها در نزد مردم سیستان دیر پائیده بود. چون یاقوت حموی در طی سخن از سجستان (سیستان) از ابن الفقیه نقل کرده، می نویسد: ” در هنگام گشایش سجستان به دست عربها، مردمان آنجا می گفتند که نباید خارپشت ها را کشت و نه آنها را راند زیرا که آنها مارها را می کشند. سجستان پر است از مار در هر خانۀ آن دیار یک خار پشت نگاه می دارند. متقابلاً پلوتارخوس نویسنده یونانی ۴۶-۱۲۰ میلادی می گوید: “مغان پیروان زرتشت، خارپشت را بسیار گرامی می دارند”. از آنجایی که در فرگرد سیزده وندیداد و در بندهشن فصل ۱۴، فقره ۱۹ خارپشت را از جنس سگ شمرده اند لذا معلوم میشود بر خلاف تصور رایج سیستان نه به معنی سرزمین سکاها بلکه به همین معنی سرزمین خارپشت بوده است. در فرگرد اول وندیداد این نظر قویاً تأیید می گردد: ” هفتمین بخش از بهترین بخشهای اسه و شوئیثره که اهورامزدا آفرید وئکرته (بادخیز) است آنجا که خارپشت لانه دارد. آفت این سرزمین که انگره مینیو آفرید زن جادو (پئیریکا)ی خنن ثئیتی است که به کرساسپ (در هم شکننده راهزنان) پیوسته بود”. دو نام کهن دیگر سیستان یعنی گدروسیا (گت- رئُژیا) و نیمروز (نمه- رئُژ) را هم می توان “محل بزرگداشت رئُژ (روباه، منظور خارپشت)” گرفت.
از منابع کهن یونانی و اسلامی معلوم میشود که قبایل مغان غالباً در مناطقی به صورت کلنی هایی می زیسته اند. از این جاست که در آذربایجان روستاهایی به نام مغانجیق (جایگاه مغان) خوانده شدند. به ظاهر به نظر می رسد نام دشت مغان از تلخیص آموکان (محل رود نیرومند) در عهد ساسانی عاید شده است و ربطی با نام مغان ندارد. اما چنانکه دکتر عنایت الله رضا در کتاب خود آذربایجان و اران می آورد:”هکاتیوس میلتی، مورخ یونانی سدۀ ششم و اوایل سدۀ پنجم پیش از میلاد، ضمن بحث پیرامون قبایل ساکن آلبانیا (اران) از قیبله ای به نام میک یاد کرده است که در دشتهای کرانۀ رود ارس سکنی داشته اند. هرودوت، مورخ مشهور عهد باستان نیز از قبیله مذکور نام برده است. برخی از محققان به درستی نام مغ و دشت مغان را پدید آمده از نام این قبیله دانسته اند.” جالب است که هکاته میلتی و هرودوت هم نامِ این قبیله باستانی سمت دشت مغان و هم ساکنین باستانی سمت سیستان را تحت همان نام واحد میکها (مُغها) بیان نموده اند. تحت رشید یاسمی در کتاب خود “کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او” می آورد: “استرابون با استناد به اراتستن از مغان پارس نام می برد و می گوید که قومی بسیار متعصب و پرهیزکار و حافظ اصول اخلاقی هستند.”
بنابراین هیچیک از کلنی های مغان در فلات ایران به بزرگی سرزمین سیستان و بلوچستان باستانی یعنی مکران (محل مکها) یا مکوران (محل مغان) نبوده است که در عهد سومریان (بیش از دو هزار سال پیش از میلاد) به نام ماگان (سرزمین منسوب به مغها) نامیده می شده است و بین آراتتا (جیرفت کرمان) و ملوخا (مه لوکا= سرزمین بزرگ، هند) قرار داشته است. دلیل قاطع این همانی سرزمین ماگان با مغان از تحقیقات بسیار جالب دوستمان پیام سیستانی بر می آید که با دلایلی متقن از راه بررسیهای زبانشناسی زبان سیستانی و مقابله آن با زبان گاثایی (از لحاظ آواشناسی و ریشه لغات) به طور قطع اثبات می نماید که لهجه سیستانی و مصطلحات آن یادگار و ادامه زبان گاثایی مغان باستانی این منطقه می باشد. چون زبان گاثایی مغان چنین ارتباط نزدیک را با هیچیک از دیگر لهجه های ایرانی ندارد.
بر این پایه معلوم میگردد که شهر سوختۀ سیستان از شهرهای باستانی مغ نشین بوده است. احتمال دارد نام این شهر در اصل به معنی محل پر سود (سئو- کته) بوده و با نام سئوشیانتِ (سود رسانِ) دریاچۀ هامون ارتباط داشته است. بودایی های عهد ساسانی هم در هنگام سفر هسوآن تسانگ به بلخ و هندوستان در حوالی فلات ایران از شهر سوخته و ویران شده ای به نام جایگاه مقدس و مرتفع سومرو نامبرده اند که بعید است از این شهر اساطیری شهرسوخته سیستان (سئو-کته) منظور بوده باشد. چه نام این شهر یا ولایت بلند معبد به وضوح یادآور سرزمین باستانی سومر و زیگوراتهای بلند آن در جنوب بین النهرین است که می دانیم نامش تا عهد هخامنشیان زنده بوده است.

منبع: +

قدرت سینما

۸ شهریور ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

دنیا امروز را اگر دنیا رسانه بنامیم سخنی به گزاف نگفته‌ایم. در این بین یکی از قوی‌ترین رسانه‌های این قرن سینما است. با پیشرفت دنیا در زمینه‌ها تکنولوژی و علم ارتباطات این رسانه نیز سعی کرده‌ است از این دستاوردها بهره حداکثری ببرد. چند مدت پیش درباره فیلم‌های سینمایی و قدرت ایجاد ارتباط فرهنگی در این بلاگ بحث کردیم. امروز می خواهم به عنوان نمونه چند مورد از قدرت‌نمایی‌هایی سینما در عرصه فرهنگی و هنر را به شما نشان دهم.

سینما

سینما

تبلیغات

یکی از روش‌های مدرن تبلیغات، تبلیغ محصول به صورت غیرمستقیم در فیلم است. این نوع تبلیغات هرچند پیشینه‌ای طولانی در سینما دارند اما امروزه شرکت‌های بزرگ با بازتعریف این شیوه سعی در معرفی محصولات خود از این طریق دارند. مثلا قبلا در فیلم‌های سینمایی شرکت‌ها تولید کننده سیگار سعی می کردند با لابی کردن با تهیه کنندگان فیلم سعی کنند بازیگر مشهور فیلم در بخشی از سکانس‌ها مثلا سیگار بکشد. بعدها دولت‌ها این نوع تبلیغ را در فیلم‌ها برای سیگار ممنوع کردند. این نوع تبلیغات آگاهانه و به صورت غیرمستقیم در فیلم‌ها استفاده می شود. مثلا مادر خانواده غذا را با فلان ماده غذای محصول شرکت فلان می پزد. این گونه تبلیغات در ناخودآگاه افراد تاثیرگذار هستند.

به تازگی والت‌دیزنی سازنده فیلم‌های انمیشنی در یکی از نمایش‌هایش به نام «Shake It Up» به طور غیرمستقیم از زبان یکی از شخصیت‌ها کارتونی به نرم‌افزارهای متن باز حمله می کند. فرد در یکی از دیالوگ‌ها می گوید «آیا از کد متن‌باز برای صرفه‌جویی وقت و ویروسی که در آن پنهان است استفاده می کنی؟» این گفتگو بحث‌های زیادی را درباره نقش منفی و مخرب والت‌دیزنی در جامعه متن‌باز/آزاد به راه انداخته است. این نوع حمله را آنها از نوع حمله‌های اپل به این گونه نرم‌افزارها می دانند. خوب والت‌دیزنی در حال حاضر متعلق به پیکسار یکی از اقمار اپل است. این نوع حمله به جامعه متن‌باز از طریق کانال دیزنی که برای کودکان برنامه بخش می کند آنها را به این گونه نرم‌افزارها بدبین می کند.

یکی دیگر از انواع تبلیغات که معمولا در فیلم‌ها مشاهده می شود تبلیغ محصولات اپل است. مثلا بازیگر اصلی فیلم وقتی با لپتاپش کار می کند به طور برجسته مارک اپل را نشان می‌دهند. یا وقتی می خواهد آهنگ گوش کنند حتما آیپاد را در دستش می بینیم. نمونه دیگر از تبلیغات فیلم‌های هالیودی تبلیغ و بزرگنمایی دستاورد‌های نظامی آمریکا است. به عنوان نمونه در فیلم بتل‌شیپ کارگردان به روش‌های بصری گوناگون تجهیزات نظامی آمریکایی را به نمایش می گذارد. نوع همیشگی پروپاگاندای آمریکایی قدرت بلامنازع این کشور است. در فیلم‌ها اکثرا می بینیم قهرمان فیلم که کشور یا حتی همه جهان را از دست دشمنان زمینی و غیر زمینی نجات می‌دهد یک آمریکایی است. او از تجهیزات بسیار پیشرفته برای نابودی دشمنان استفاده می کند. حتی اگر کسانی دیگر در این نبردها شرکت دارند ولی تحت امر آن فرد امریکایی هستند. نمونه‌ها این گونه تبلیغات را در سری فیلم‌های انتقام‌جویان، بتل‌شیپ، جان کارتر و کلبه‌ای در جنگل که همگی محصول ۲۰۱۲ هالیود هستند می بینیم. پیام غالب این فیلم‌ها عبارت است از قدرت ماورایی آمریکا، نجات بخشی آمریکا از خطرات زمینی و ماورای آن، داشتن تکنولوژی‌های منحصر به فرد و قدرتمند، رهبری آمریکا و چیزهایی از این قبیل.

قدرت رسانه

به درستی اهداف پیش پرده که در غالب هنر و سینما می آیند کاری ندارم ولی باید به قدرت تاثیرگذاری سینما حتما باید اشاره کرد. اینکه کدام نوع توسعه نرم‌افزار درست است یا اهداف آمریکا به حق هستند یا خیر موضوع بحث این نوشته نیست بلکه به قدرت سینما در نفوذ در ضمیرناخودآگاه و آگاه بشر باید معترف بود. آنها(آمریکایی‌ها) به درستی این حقیقت را دریافته‌اند و از این ابزار برای پیشبرد اهداف خود بهره می جویند. برای مطالعه بیشتر در زمینه رابطه پنتاگون و هالیود می توانید به مقاله «پنتاگون و هالیود» نوشته رونالد هیلتون از دانشگاه استنفورد مراجعه کنید.

ما و سینما

در کشور ما نیز معمولا فیلم‌های هالیودی خیلی زود پس از اکران در صدا و سیما به نمایش گذاشته می شوند. خوب فیلم‌ها آمریکایی خودتان می دانید کمابیش سکانس‌هایی دارند که در صدا و سیما به نمایش گذاشته نمی شوند. صحنه‌هایی که خودتان بهتر می دانید منظورم چیست. اما واقعا ساده‌انگاری است که فکر کنیم فقط با بریدن این گونه سکانس‌ها فیلم را به قول معروف می توان تطهیر کرد. این گونه بخش‌ها مانند شکلاتی هستند که درونش با مغز دانه‌ها پر شده است. وقتی شکلاتی را می خورید حتما آن دانه را نیز فرو خواهید برد. چیزی که نویسندگان سعی می کنند به خورد مخاطب دهند معمولا اگر مخاطب نسبت به آن هوشیار باشد کمتر آن را جذب می کند ولی پیام‌های اصلی معمولا در لابه‌لای بخش‌های مختلف تعبیه می شود به گونه‌ای که مخاطب نسبت به آن کمتر آگاه هست. نمونه‌های بالا را برای تبلیغات بار دیگر مرور کنید تا متوجه این حرفم شوید.

در پایان بار دیگر تاکید می کنم که باید از رسانه‌ها سینما غافل نبود. نکته‌ی دیگر اینکه وقتی یک اثر هنری را می بینید یا مطالعه می کند آن را  با ذهن نقاد پیگیری کنید.

پی‌نوشت اول: اگر علاقه‌مند به داستان‌های علمی تخیلی از نوع فضایی هستید بد نیست به مناسبت حضور مریخ نورد کنجکاوی فیلم جان کارتر را ببینید.

پی‌نوشت دوم: اگر خطای نوشتاری در متن دیدید تقصیر خواب‌آلودگی و شب‌نویسی است ۸-O

Categories: فارسی Tags: