بایگانی

بایگانی آبان

کافر عشق

۹ آبان ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

شعری از امیرخسرو دهلوی – شاعر پارسی‌گوی هند

خسرو

خسرو

کافر عشقم مسلمانی مرا در کار نیست

هر رگ من تار گشته حاجت زنار نیست

از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب

دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست

ناخدا در کشتی ما گر نباشد گو مباش

ما خدا داریم ما را ناخدا در کار نیست

خلق می گوید که خسرو بت پرستی می کند

آری آری می کنم با خلق ما را کار نیست

Categories: فارسی Tags:

چابهار،ترور وقبح آن

۲۹ مهر ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

خشونت

ظاهرا تولید خشونت و بازتولید آن داستان ادامه داری در این استان و حتی در مواردی در کشور می باشد. «من از تو می کشم چون تو از من کشته‌ای و تو از من می کشی که از تو کشته‌ام». گویا این دور باطل را هیچگاه پایانی نیست. این برای یک جامعه که هدف خود را توسعه و تحرک و پویایی قرار داده است به مثابه سم است.

قبح و عادت

زمانی  درباره عملیات انتحاری در عراق یا افغانستان خبری می شنیدیم همه در بهت و حیرت فرو می رفتیم. کم کم که دامنه و تعداد این حرکات زیاد شد دیگر حتی به آنها اهمیتی هم نمی دهیم. فقط آنهایی که افراد مهم یا شمار زیاد را هدف قرار داده‌اند را شاید پررنگ تر بشماریم. حتی عادت کردن ما به این جریانات به امری عادی بدل می شود. حتی گاه ممکن است ارزش را ضدارزش یا برعکس قلمداد نمایند.

ادبیات

دلبردی از من به یغما ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من

بگزارید از ادبیات ایران برایتان مثال‌های بزنیم. در زمان حمله مغول و بعد از آن این مسئله آن قدر از درجه وقاحت خارج شد که این عمل گاه به ارزش و برعکس به کار می رفت. مثلا در شعری حتما « ترک غارت‌گر» را که مشهور است را شنیده‌اید که شاعر برای تمثیل معشوق به کار می برد. یعنی عمل تهاجم مغول چنان کم رنگ شده بود و یا قباحت خود را از دست داده بود که برای مردم عادی شد و شعرا آن برای مقاصد عکس به کار می بردنند. البته ادبا در این باره بهتر می توانند نظر دهند اما چنین برداشتی از رویدادهای تاریخی و آثار ادبی محتمل به نظر می رسد.

حال با توجه به جریان اخیر ترور در چابهار که بانیان و گردانندگانش هر که بوده‌اند اما گویا ما مطابق سنن جامعه بشری کم کم به سمتی سوق داده می شویم  که این گونه حرکات را بی‌اهمیت و روزمره تلقی کنیم. به عبارت دیگر کشت و کشتار به امری عادی همانگونه که در عراق یا افغانستان شده است برای خودمان نیز مبدل سازیم. البته امیدوارم جامعه وارد آن فاز‌‌های فوق‌العاده خطرناک  نشود.

چابهار

اگر بخواهم از میان مردم ایران ،که با اقوام و فرهنگ‌های زیادی به تناسب علاقه‌ای که داشته‌ام مراوداتی داشته‌ام، دو نمونه برای معادل واژه خوب (nice) انتخاب کنم یکی از آنها مردم مهربان چابهار را نام خواهم برد. گروه دوم دریا دلان بوشهری است. از میان دوستانی که داشته‌ام بوشهریان واقعا به معنای کلمه خوب  مهربان هستند. رفتار مهربانانه و انسان دوستان در میان مردم چابهار واقعا به عینه مشاهده می شود. واقعا همیشه گفتم مردم نجیب چابهار شایسته بهترین‌ خدمات بوده و هستند. قطعا چنین تحرکاتی به آن مردم شریف و بی ادعا آسیب فروان خواهد رساند. مسلما مظلومان مظلوم‌تر به گوشه‌ای رانده خواهند شد.

پ.ن: ترور ترور است ترور، خوب ندارد.

Categories: فارسی Tags:

دانشگاه پیام پیر

۲۶ مهر ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

داستان مدیریت اتوبوسی در این استان، سیستان و بلوچستان، داستان جالبی دارد. شما نیازی ندارید در این صندلی‌هایی که نشسته‌اید دارای توان و استعداد خاصی باشید فقط باید دم شوفر را ببینید. امروز این اتوبوس وارد یک سازمان می شود باید سایر سواران اتوبوس‌های دیگر بار و بندیل ببندند و جای دیگر برای خود دست و پا کنند. کافی است به یکی از سازمان‌های ادارات مرکز استان سری بزنید حتما متوجه حرفم خواهید شد.

پیام نور؟

پیام نور؟

بگذارید مثال روشن و دم دست برایتان بزنم. اگر سر و کارتان به دانشگاه پیام نور مرکز زاهدان افتاده باشد یک نام‌خانوادگی در آنجا بیش از همه به گوشتان آشنا می آید. بله حدستان درست است (OLDI 😆 ). اگر آدم معاشرتی باشد و از همان دم در با نگهبان خوش و بشی کنید اسمش را بپرسید و بگوید فلان کار را دارم، اولا اسمش حتما از همان نوع اسم‌‌ها است و شما را به هم‌فامیلی خود در بخش مورد نظر ارجاع می‌دهد. حالا که کارتان رو انجام دادید و همه انواع یک‌فامیل را دیدید دلتان هم خواست مثلا چایی هم بخورید آقای آبدارچی هم همانی است که باید باشد. اگر خدا خواست درسی هم خواندید حتما همه هم‌فامیلان را که یک فایل هستند را خواهید دید. در آنجا یک نفر جور کمبود نیرو را می کشد. شما زیاد نیازی نیست زحمت بکشید فقط یکی از آن پیران را ببینید حتما ۹۰ درصد واحد‌های درسی‌تان را با او خواهید داشت.

داستان وقتی بغرنج تر می‌شود که پیران  ۸-) آموزش دهنده که خوشبختانه سطح سوادشان بسیار بالا است کمبود مدرک تحصیلی دارند. مثلا لیسانس! آبیاری گیاهان دریایی در آنجا از ادبیات گرفته تا برنامه نویسی و طراحی و این چیزها به شما آموزش می‌دهد. خوب این دوستان بیشتر سوار بر اتوبوس بوده‌اند و کمتر توانسته‌اند سایر مدارک مورد نیاز را کسب کنند.

در آخر برای آنکه کمتر مشکلی در آنجا پیش آید توصیه‌های ذیل مطرح می شود:

۱.تابلو سردر را عوض کرده و نام آنجا را پیام پیران بگزارید

۲. بر روی لباس کارکنان و غیره برچسبی گذاشته شود که فقط اسم کوچک آنها نوشته شود چون نام خانوادگی مشترک را همه دارند.

۳. وقتی کسی را به هم دیگر پاس می دهند فقط نام کوچکش را استفاده کنند. چون باعث سردرگمی مراجع کنندگان و حتی خودشان خواهند شد.

Categories: فارسی Tags:

شرح پریشانی – بت عربده‌جو

۲۵ مهر ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

شرح پریشانی ترکیب‌بندی منحصر به فرد در زبان فارسی، از سروده‌های وحشی بافقی است. ارزش ادبی آن به خاطر آرایه‌های ادبی بسیاری که در آن به کار رفته‌است مورد توجه قرار دارد.

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصهٔ بی‌سر و سامانی من گوش کنید گفت‌وگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان‌سوز نگفتن تا کی
سوختم؛ سوختم؛ این راز نهفتن تا کی
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم
دین و دل باخته، دیوانهٔ رویی بودیم بند در سلسلهٔ سلسله‌مویی بودیم ادامه ی نوشته
Categories: فارسی Tags:

جریمه‌های قطعی غیرمجاز اینترنت در کشور اعلام شد

۱۶ مهر ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

براساس قوانین تعریف‌شده، شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی SLA در صورتی که بیش از حد‌ مجاز قطعی ماهانه داشته باشند موظف هستند براساس میزان قطعی غیرمجاز، جریمه‌ای را در شارژ‌های ماهانه مشترکان خود بازپرداخت کنند.

به گزارش خبرنگار فن‌آوری اطلاعات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با فرض ۳۰ روز برای هر ماه و ۲۴ ساعت برای هر روز و ۶۰ دقیقه برای هر ساعت، مدت برقراری یک لینک دو ماه با میزان دسترسی ۱۰۰ درصد برابر با ۴۳ هزار و ۲۰۰ دقیقه خواهد بود، اما اغلب شرکت‌های ارائه‌کننده خدمات اینترنتی با حدی از قطعی مواجه هستند که برای حد مجاز این قطعی‌ها جداولی طراحی شده و لازم است در صورتی که بیش از حد تعریف شده در ارائه‌ی خدمت قطعی وجود داشته باشد، جریمه‌ای به ازای آن پرداخت شود.

براساس قوانین موجود برای هر سرویس مدتی به عنوان قطعی مجاز در نظر گرفته شده که اگر اختلالات بیش از آن حد شود قطعی غیرمجاز نام می‌گیرد.

در این میان جداولی طراحی شده و برای انواع سرویس‌های SLA مدت زمانی مجاز قطعی‌ها اعلام و عنوان شده که براساس این میزان قطعی میزان دسترسی کاربر چگونه خواهد بود.

بر اساس این جدول یکی از مدل‌ها مدل برنزی نام گرفته که میزان دسترسی آن ۹۹ درصد اعلام شده و تا ۴۳۲ دقیقه در ماه زمان مجاز قطعی در این بخش است.

سرویس نقره‌ای سرویس دیگری است که ۹۹٫۴ درصد دسترسی دارد و حدود ۲۵۹٫۲ دقیقه مجاز به قطعی‌های ماهانه است. اما در سرویس‌ طلایی که برای آن دسترسی ۹۹٫۹ درصد تعریف شده شرکت ارائه‌کننده‌ی خدمات تنها مجاز است ۴۳٫۲ دقیقه در ماه قطعی داشته باشد و در نهایت در سرویس موسوم به الماس که ۹۹٫۹۹ درصد دسترسی برای آن تعریف شده تنها ۲۵۹ ثانیه در ماه قطعی اینترنت مجاز است.

بر اساس قوانین تعریف شده در سازمان تنظیم مقررات رادیویی برای قطعی‌های غیرمجاز بسته به میزان آنها جریمه‌های پنج تا ۱۰۰ درصد برای شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ خدمات تعریف شده و شرکت‌ها موظف شده‌اند در صورتی که در ارائه‌ی هر سرویس بیش از حد مجاز قطعی داشتند، جریمه آن را در همان ماه پرداخت کنند.

منبع:ایسنا

Categories: فارسی Tags: ,

حمله شخصی

۱۶ مهر ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

حمله شخصی یکی از حربه‌ها شرقیون برای عدم تحمل نقدپذیری است. وقتی اندیشه از مرحله فکری به بیان می رسد گسست خود را از بانی خویش اعلام می دارد. حال اندیشه بخشی از جریان فکری جامعه می شود و دیگران آن را باید براساس محتوایش ارزیابی کنند. دیگر متفکر از فکر دو بخش جدا خواهند بود. مثلا نقد ادبی یک رمان را در نظر بگیرید وقتی آن اثر ادبی وارد دارای‌های جامعه ادبی شد دیگر فراغ از نویسنده‌اش باید مورد نقد قرار گیرید. حال ممکن حتی یک نقد و برداشت از یک اثر در موارد برعکس اندیشه اولیه پدیده آورنده آن حتی باشد.

ما ریشه اندیشه را همیشه در ارتباط با شخص مورد ارزیابی قرار می دهیم. گاه اگر صاحب یک اندیشه ندانیم به  راحتی درباره آن نظر مثبت خواهیم داد اما بمحض اطلاع از نویسنده اثر مثلا جبهه‌گیری خواهیم کرد. به راستی چرا ما چنین رفتارهای را در تقابل با اندیشه‌ها بروز می‌دهیم؟ دلایل زیادی را می توان برای این نوع حمله مورد بررسی کرد. اما مهمترین بخش این استدلال عدم توانایی فرد مهاجم در زمینه مقابله با اندیشه از طریق استدلال است. پس ساده‌ترین کار همان حمله شخصی به فرد مورد نظر است تا نقد آن اندیشه. شما برای آنکه به نقد یک ایده بپردازید باید دارای حداقل‌هایی باشید مانند اطلاعات درباره موضوع مورد بحث. اما برای نقد شخص صرفا یک سری اطلاعات درباره فرد می تواند کافی باشد.

دکترها مریض نمی شوند؟

کل اگر طبیب بودی… از بخشی از یک ضرب‌المثل فارسی است. نشان می دهد که اگر کسی به شما توصیه و نصیحتی کرد باید در وهله اول در مورد خودش مصداق پیدا کرده باشد در غیر این صورت حتما چیزی بدرد بخوری نیست. مثلا شما اگر به سراغ یک پزشک پوست بروید ولی کچل باشد آیا نسخه او برای خود قبول می کنید؟ یا اگر دکتری خودش سرما خورده باشد نمی تواند برای شما نسخه‌ای برای سرماخوردگی شما تجویز کند؟ جواب این سوالات نحوه نگرش شما را به رابطه فرد با فکر مشخص می کند. اگر می گویید که بله پس شما به ارتباط فرد و فکر رابطه متناظر دارند. برای پذیرش یک فکر باید خود فکر و نتایج آن را مورد بررسی قرار داد نه اینکه بخواهیم فاکتور فرد را در این نوع بررسی‌ها وارد کنیم.

حمله شخصی یکی از رفتارهای ضدتوسعه می‌تواند مطرح باشد. شما وقتی یک طرح توسعه محور را بدون در نظرگرفتن محتوای آن صرفا با نگاه به ارائه دهنده‌ی آن مورد بررسی قرار می‌دهید عملا کاری بدون نتیجه‌ای را شروع کرده‌اید. این گونه رفتارهای خصمانه معمولا ریشه در اندیشه‌های چپ-محور دارند. مثلا سالیان سال در شوروی با هرچیزی که از سمت غرب می آمد فقط به دلیل آنکه محصول سرمایه‌داری است مورد مخالفت قرار می‌گرفت. یا در کشور ما تحث تاثیر افکار چپ همیشه از غرب‌زدگی سخن گفته می شود بدون آنکه اندیشه یا محصولات غرب صرفا قائم به خویشتن مورد بررسی قرار گیرد، چون از غرب آمده‌اند حتما بد هستند.

بسیاری در این جامعه ایده‌های مختلفی برای از بین بردن فقر و عدم توسعه‌یافتگی مطرح می کنند اما متاسفانه بدون بررسی محتوایی طرح‌ها فقط به خاطر آنکه ما طراح را به لحاظ فکری قبول نداریم پس طرحش نیز مردود می دانیم. ما برای توسعه جامعه خود چه جامعه بلوچستان چه جامعه بزرگتر ایران باید همه طرح‌ها و ایده‌های توسعه محور را بدون در نظرگرفتن مبلغین آن، فقط از منظر منافع جمعی و سودرسانی بیشتر به جامعه مورد بررسی قرار دهیم.