بایگانی

بایگانی آذر

«فراقی»

۸ آذر ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

احمد شاملو (فروردین ۱۳۵۴ – رُم، ایتالیا)

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمونِ تلخِ زنده به گوری!
چه بی تابانه تو را طلب می کنم !
بر پشت سمندی
گوئی
نوزین
که قرارش نیست.
و فاصله
تجربه ئی بیهوده است.

بوی پیراهنت،
این جا
و اکنون . –

کوه ها در فاصله
سردند

دست
در کوچه و بستر
حضور مأنوس دست تو را می جوید،
و به راه ْ اندیشیدن
یأس را
رج می زند
بی نجوای انگشتانت
فقط .-
و جهان از هر سلامی خالی است

Categories: فارسی Tags:

تهاجم یا تعامل فرهنگی

۲۹ آبان ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

نگاه به مقاله « تهاجم فرهنگی یا دایه مهربان تر از مادر؟! » نوهان در مقوله فرهنگ

فرهنگ چیست؟

اگر بخواهید تعاریف دقیق واژه فرهنگ را بیشتر بدانید به مقاله‌ی من که در همین زمینه نوشته‌ام مراجعه کنید. مبحث فرهنگ و روابط آن در حیطه بلوچستان در این وب‌لاگ بارها از دیدگاه‌های گوناگون مورد بررسی آکادمیک قرار گرفته است. برای آنکه دوستان مخاطب ما را در صقیل نویسی مورد عتاب قرار ندهند سعی خواهم کرد تا جایی که ممکن است به سادگی و همراه با مثال این مقوله فرهنگ و تعاملات آن را تشریح کنم.

بگذارید به تعریف ویکی‌پدیا درباره فرهنگ نگاهی بیندازیم

«فرهنگ را ادوارد تایلور (۱۹۱۷-۱۸۳۲)، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کند.»

فرهنگ

فرهنگ

فرهنگ یک بسته اجتماعی دارای دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است که دارای عناصری می باشد. عناصر نرم‌افزاری فرهنگ  یا غیر مادی مانند زبان، تحصیلات و سایر نهادهای اجتماعی تشکیل دهنده یک اجتماع هستند. از طرف دیگر عناصر غیرمادی یا سخت افزاری فرهنگ قرار دارند. مثلا رودخانه بمپور، کارخانه بافت بلوچ و چیزهایی از این دست بخشی از فرهنگ مادی بلوچستان می باشند. یک فرد وقتی در اجتماع قرار می گیرد به طور مداوم در معرض جذب اجزای فرهنگ خود از طریق آموزش، تکرار،اجرا و تعامل با افراد جامعه می باشد.اگر به تعریف تایلور و بسته‌ای بودن فرهنگ دقیق شویم متوجه این نکته خواهیم شد که تنوع در اجزای فرهنگ‌ها یک ضرورت انکار ناپذیر است. همین تنوع در عناصر فرهنگی جذابیتی برای همه برای شناخت هر فرهنگی به وجود می آورد.

فرهنگ غالب و مغلوب

فرهنگ‌ها با توجه به داشتن عناصر گونه‌گون مادی و غیرمادی دارای تنوع بسیار زیادی هستند. برخی فرهنگ‌ها دارای عناصر مادی بسیار زیادی هستند. در کنار عناصر مادی عنصرهای غیرمادی فروانی از گذرگاه تاریخ، توسعه، دانش وفن‌آوری و علوم انسانی به فرهنگ‌ها افزوده می شود. از همین رهگذر فرهنگ‌های با درجه بالای عناصر فرهنگ‌هایی قرار دارند که دارای بخش‌های مادی کمتری هستند. حتی آن بخش‌های عمومی که در همه جوامع وجود دارد در آن فرهنگ دارای رشد مناسبی نمی باشد. وقتی این دو فرهنگ در ارتباط با هم قرار می‌گیرند به دلایل کاملا واضح ارتباطی تقریبا یک سویه یعنی از فرهنگ غالب به سمت مغلوب شکل می گیرد. بگذارید در پایین چند مثال ملموس در این زمینه برایتان ارائه کنم:

۱. دستگاه‌های الکترونیکی که در خانه‌تان دارید را امروز یک بار به دقت وارسی کنید. مثلا ساخت کدام کشور هستند؟ همه آنها نماینده بخشی از فرهنگ مادی آن کشور محسوب می شود. شما بدون آنکه بدانید یکی از عناصر فرهنگی مثلا کشور کره یا ژاپن را به خانه‌تان راه داده‌اید. چرا چون در فرهنگ مثلا کره تعداد زیادی از این عناصر وجود دارد ولی این طرف این عنصرها کمتر یافت می شود. یا حتی اگر هم یافت شوند آن کیفیت را نخواهند داشت.

۲. در کامپیوتر یا ماشین‌تان حتما آهنگ‌هایی به زبان فارسی یا دیگر زبان‌ها وجود دارد. هر کدام از آنها نماینده عنصری از فرهنگ مبدا هستند که همراه شما هستند.

۳. در خانه‌ی یک اروپایی یک فرش ایرانی نمادی از فرهنگ ایران است که آنجا قرار دارد.

همانگونه که مشاهده کردید این تعاملات و بده بستان‌ها در جوامع بشری امری کاملا طبیعی است. حتی جابه‌جایی عناصر از یک فرهنگ بزرگ به کوچک امری کاملا طبیعی است. مثالش برای آنکه بهتر درک کنید حرکت جریان آب بیشتر از سربالایی به سمت پایین است. حرکت عکس غیرممکن و اگر هم انجام شود با فشار غیر طبیعی است. به این طریق فرهنگ‌ها بزرگ سیطره خویش را بر فرهنگ‌های خرد همیشه حفظ خواهند کرد.

تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگی به معنی انتقال معانی میان نظام‌های فرهنگی بدون رضایت دوطرفه است. ویکی پدیا

تهاجم واژه‌ای با بار منفی در زمینه مسایل اجتماعی می باشد. در تهاجم همیشه یک طرف برنده و طرفی بازنده یا شکست خورده خواهیم داشت. همانگونه که در تعریف بالا مشاهده می کنید تهاجم یک ارتباط یک‌سویه بدون رضایت دوطرف است.

آیا این تهاجم همانند جنگ‌های معمولی است؟ خیر برای برنده شده در این نبرد شما باید دو کار مهم انجام دهید. اول تقویت و افزایش توان فرهنگی خود. یعنی باید از طریق اجتماعی، سیاسی، اقتصادی بیش از پیش عناصر فرهنگی خود را تقویت و افزایش دهید. در این مرحله توان اقتصادی و هنری نقش پررنگی ایفا خواهند کرد. هرچقدر شما متمول‌تر و شیک‌تر بنظر برسید عنصرهای فرهنگی شما برای دیگران جذاب تر خواند بود.

دوم تاثیر غیر مستقیم بر فرد: شما اگر به کسی بگوید این ماده سم است لطفا آن را بخور به نظرتان قبول خواهد کرد؟ جواب کاملا روشن است خیر. پس باید از طریق غیر مستقیم این عمل صورت گیرد، مثلا حل شدن در ماده‌ای دیگر. در این مرحله کار روانشناسان و مهندسان اجتماعی آغاز خواهد شد. آنها با نشانه گیری ضمیر ناخودآگاه فرد سعی در الغای پیام مورد نظر را دارند. مثلا شما در یک فیلم در دست هنرپیشه نقش اول گوشی با مارک فلان را بارها مشاهده می کنید. این مشاهده پیام غیرمستقیمش این است که این محصول خوب است چون در دست این قهرمان است. اگر می خواهید دراین زمینه بیشتر بخوانید مقاله «قدرت سینما» را مطالعه کنید.

 

تعامل فرهنگی

یا همان مبادله فرهنگی عبارت است از

انتقال معانی فرهنگی به طور ارادی و گاه با برنامه‌ریزی فرهنگی‌است؛ چنان که هر نظام فرهنگی عناصری از فرهنگ‌های دیگر را می‌پذیرد. ویکی‌پدیا

در همه فرهنگ‌ها میل به شناخت و شناخته شدن وجود دارد. پس فرهنگ‌ها از طریق تعامل با تهاجم سعی دارند عناصر خود و دیگران را درک کنند. در زمینه تعامل دو فرهنگ آگاهانه میل دارند بخشی از عناصر یک فرهنگ را جذب کند. معمولا دولت‌ها و مردم این اقدامات را تشویق هم می کنند. مثلا ترجمه کتابی از یک زبان به زبان دیگر یا برگزاری هفته‌های فرهنگی در شهرها یا حتی کشورها نمونه‌هایی از این گونه تعاملات هستند.

من و نوهان و فرهنگ

هر دو ما به ضرورت تقویم عناصر فرهنگ بومی اعتقاد داریم. مثال‌هایی که او از عدم توجه به هنر مثلا موسیقی از طرف متولیان امر می زند در واقع سندی برای مدعای عدم تقویت عناصر مادی فرهنگ جامعه می باشد. در زمینه تقویت عناصر مادی نوهان کمتر به مسئله پرداخته است. چیزی که در این برهه حساس اقتصادی پرداختن به آن دو منفعت بزرگ برای جامعه به همراه خواهد داشت. زمینه‌ی ایجاد اشتغال بومی و دیگر تقویت ارزش‌های فرهنگی از مزایای این بخش از فرهنگ می باشند.

نکته‌ی دیگری که دوست دارم به آن بپردازم عدم توجه به جریان حرکت عناصر فرهنگی است. همانگونه که در بالا اشاره‌ی به آن شد فرهنگ‌ها همیشه از هم‌دیگر تاثیرپذیر هستند. داشتن شرایط اجتماعی، اقتصادی بهتر برای یک جامعه به عنوان یک مزیت برای انتقال یا جا‌به‌جایی حتی اجباری این عنصرها منجر می شود. در بالا چند مثال را مشاهده کردید. این یک خصلت عمومی بشر است که برای جلو رفتن به از خود بهتران نگاه می اندازد تا فرودستان. مثلا ما هیچ وقت فلان کشور فقیر را الگوی برای مدل موسیقی قرار نمی دهیم دلیلش کاملا واضح است. همان چیزی که در گفتار عامیانه کسرشان یا پایین آمدن کلاس می گویند. پس نگاه به یک کشور مدرن برای  الگوی زندگی گرفتن در همه شون حتی کاری عجیب نیست.

 

نکات پایانی

۱. مبحث فرهنگ و مباحث اطراف آن بسیار پیچیده‌تر از آن است که پنداشته می شوند.

۲. جابه‌جایی های میان فرهنگ‌ها امری کاملا طبیعی است.

۳. تحمیل عناصر فرهنگی یک جامعه به جامعه‌ای دیگر پدیده‌ی جدیدی نیست.

۴. شیوه‌های انتقال و تبادلات فرهنگی با پیشرفت علوم انسانی و تکنولوژی بسیار پیشرفته‌تر شده‌اند.

۵. برای آنکه از حمله فرهنگی جلوگیری شود باید عناصر فرهنگ خود را تقویت کرد و افزایش داد.

۶. مبادلات فرهنگی را باید افزایش داد تا آنچه را که مردم واقعا دوست دارند با علاقه و اختیار برگزینند.

دو سایت خبری جدید در بلوچستان

۲۷ آبان ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

چند صباحی است دو سایت خبری جدید در زمینه اطلاع رسانی درباره استان سیستان و بلوچستان فعالیت خود را آغاز کرده‌اند. از دور نظاره‌گر کارهای آنها بودیم تا چند و چون کار و مرام‌شان دستمان آید.

ندای زاهدان:

ندای زاهدان

ندای زاهدان

«پایگاه خبری تحلیلی استان سیستان و بلوچستان» با شعار « دانستن حق مردم است» کار خبررسانی را مدتی است شروع کرده است. این سایت با اخبار تولیدی خود و استفاده از تولیدات خبرگزاری‌های رسمی کشور سعی دارد در زمینه اطلاع رسانی در استان سیستان و بلوچستان در میان خیل عظیم سایت‌ها و بلاگ‌های خبری و شخصی استان در رتبه‌ای قابل قبول قرار گیرد. تا بدین زمان ظاهرا موفقیت‌هایی هم بدست آورده است. خروجی این سایت که از مطالب وب‌نگاران بلوچستان نیز استفاده می کند در طول روز به نسبت بالا است که خود نشانه‌ی خوبی برای بالاندگی در زمینه اطلاع رسانی در استان است. امیدوارم این شور اولیه در ادامه کار نیز یاری‌گر آنها در تولید خبر و اطلاع رسانی باشد.

در این مدت با توجه به تجربه اولیه کار در فضای مجازی آنها چندین خطای مهم انجام داده‌اند که گویا جمعی معتدل‌تر و خرمند‌تر با کنترل و توقف جریانات مخرب سعی در نگاه‌داشت این سایت خبری در جریان اصلی راه خود که همانا اطلاع رسانی است، داشته‌اند. اولین اشتباه آنها در قضیه دیدار محمدسعید اربابی و برخی سخنانی که وی در زمینه علت سوال از رئیس جهمور رخ داد. البته در این جریان طرفداران دو جریان و سران آنها سهو‌هایی در زمینه محاسبات سیاسی -خبری انجام دادند. در این قضیه هر دو طرف به یک اندازه مقصرند. اینکه مدیران سایت و نماینده با توقف جریانات انحرافی آن دیدار خود را از دور تسلسل جواب-بیانیه رهانیدند کار عاقلانه‌ای بود. هرچند اشتباهات دو طرف غیرقابل قبول بود. امیدوارم با پرهیز از جنجال‌آفرینی این سایت خوب خود را به عنوان یکی از منابع خبری معتبر برای استان سیستان و بلوچستان مطرح نماید.

 

کلات نیوز:

کلات‌نیوز

کلات‌نیوز

اشکان اروند با رکود بی سابقه در زمینه وب‌نگاری این بار با سایت خبری کلات نیوز به عرصه خبررسانی استان سیستان و بلوچستان برگشته است. او که با نوشتن مطالب انتقادی در شهر ایرانشهر به شهرت فزاینده‌ای دست یافته بود، در میانه انتخابات سال قبل به دلایل شخصی کمتر به وب‌نویسی پرداخت. او با پایه گذاری کلات نیوز می خواهد با شیوه خاص خود در زمینه مشکلات شهری و استانی اطلاع رسانی کند. او با کمک دوستانش قصد دارد زاویه جدید به منظر اطلاع رسانی استان سیستان و بلوچستان بگشاید.

پرداخت یک بعدی به مسایل خبری یکی از مسایل این سایت است. کلات نیوز باید زمینه‌های فعالیت اطلاع‌رسانی خود را در همه زمینه‌های خبررسانی تقویت کند. این امر با مشارکت خبرنگاران مختلف میسر خواهد بود. کلان‌نگری به مباحث استان و شهرستان‌ها می تواند منافع زیادی برای مردم داشته باشد. امید که مسئولین کلات نیوز به این مهم دقت داشته باشند.

برادران دالتون در شهر

۲۲ آبان ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

شهر گل و بلبلی داریم. خبر را بخوانید:

تیراندازی شهردار ایرانشهر در جریان درگیری با مالکین یک قطعه زمین!

دالتون‌ها

دالتون‌ها

ظاهرا خبر صحت دارد. ما به کجا می رویم؟ امور شهر را به دست چه کسانی داده‌ایم؟ امیدوارم شهرداری ایرانشهر و شورای اسلامی شهر در این باره اقدام قاطع و عاجل انجام دهند. آیا شهر را برادران دالتون می چرخانند؟ آیا شیوه احقاق حقوق عمومی از طریق هفت‌تیر کشی رسم تازه‌ای در شهر است؟ آیا مثلا اگر فردا من قبض آب و برق را پرداخت نکنم سازمان آب و فاضلاب یا برق من را با هفت‌تیر تهدید به پرداخت قبض خواند کرد؟ آیا گروگانم می برند؟ واقعا ظنز جالبی در شهر جاری است.

کهنه شراب و کتاب

۲۲ آبان ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش         که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

پرده اول

رمان

مدت زیادی است که داستان و رمان استخوان‌دار نخوانده‌ام. هر چند گاه گاه نوشته یا داستانی کوتاه را ورق می زنم اما آنچه که به دل نشیند و از همه مهمتر یک ضرب و بدون زمین گذاشتن بخوانی دست‌گیرم نشده است. روزگار شر و شور است. هر کسی در پی امورات خویش مشغول است. کمتر  در جامعه حقیقی یا حتی مجازی سخن از رمان و کتاب به گوش می رسد. قحطی محتوا و زیبایی آفرینی که داستان خود را دارد. کاش کسی بود از حال هوای امروز و دیروز مردم رمانی قرص و محکم دستمان می داد. بسیار در ادبیات معاصر و نشر کنونی به دنبال چیزهایی از نوع «جای خالی سلوچ» دولت‌آبادی هستم. رمانی که بسیار فضا و گفتارش در ذهنم مانده است. دولت‌آبادی است دیگر چیزی نوشته است که ردخور ندارد و جانشین کمتر برایش پیدا خواهد شد.

پرده دوم

کتاب

کتاب

کتاب

این هفته معمولا در تقویم ایران به نام کتاب و کتابخوانی شناخته می شود. کتاب و کتابخوانی داستان غریبی در این سرزمین دارد. گویا کم کم باید با این کالای فرهنگی با ارزش خداحافظی کرد. شاید به لطف توفیق اجباری دانشگاه و مدارس ساعات مطالعه ما ایرانیان اندکی بهبود یافته باشد ولی باید قبول کرد که کتاب دیگر در سبد کالای ما جایی ندارد. راستی شما آخرین کتابی را که خوانده‌اید به خاطر می آورید؟ زمانش را چطور؟ حداقل این هفته را بهانه‌ای برای آشتی با این یار مهربان قرار دهیم.

پرده سوم

واحد، شراب کهنه

مدتی از آخرین ملاقاتمان می گذرد. نبودنم در این مدت در شهر این فراق را طولانی‌تر کرده است. هفته‌ی پیش در جامعه وب استان مطلبی درباره‌اش دیدم. گلایه‌ای بود از اول از نبودنش در آن فضا وب و دیگر از سیاحت نرفتنش. البته مطلب را پس از دیدارش خواندم. او دیگر آن واحد وب‌نگار سابق با عطش نوشتن وب‌نامه نیست. او در یک تبعید خودخواسته برای پرداختن به زندگی‌اش به سر می برد. چیزی که من آن را با توجه به شناختی که از او دارم خیلی برای فرهنگ بلوچستان مفیدتر می دانم. باز در این دیدار سخن از همه چیز رفت تا سخن اصلی‌مان که همان داستان و ادبیات بود. خیلی وقت پیش قول داده بود «سیه‌مار و ملگ» را بدهد بخوانم که این بار چنین شد. چند بار پیشین خلاصه و معرفی‌اش را از زبان خودش شنیده بود. از خواندنش توسط بزرگان ادبیات ایران و حظ کردنشان داستان‌ها به گوش خورده بود. مایل به خواندن شروع کردم به تورقش. هنوز صفحه‌ی اول را کامل نخوانده بودم که پیغامش دادم که  بی‌هوش متن و گفتار شدم. سخن گفتن درباره‌ی داستانی که هنوز منتشر نشده است شاید کاری نادرست و نامربوط باشد چون باید مخاطب بداند از چه سخن گفته می شود. باری مختصر سخن آن که داستان از منظر کلام، نوشته‌های دولت‌آبادی را در ذهن تداعی می کند. فضای داستان یک فضای رزمی-بلوچی است. پر است از بازی واژگان و صحنه‌آرایی کلامی. توصیفات صحنه‌ها و افراد، آنها را جلو چشمان زنده می کند. گاه چسبیدن صرف به واژه‌پردازی حرکت داستان را به کندی می کشاند.

 

عبدالواحد برهانی

عبدالواحد برهانی

وقتی چنین داستانی جان‌دار خواندم از اینکه عبدالواحد برهانی به جایگاهی که می تواند برسد و هنوز نرسیده است مغموم می شوم. غمم از آن جهت بیشتر می شود که قلمش را آن طور که بایسته است در خدمت رمان و داستان برای این فرهنگ نمی گیرد. حال که مدتی است از این فضا نوشتار وب درآمده است امیدوارم همان توصیه همیشگی من را نسبت به خود برای نوشتن و جمع‌آوری داستان‌هایش برای انتشار هرچه سریع‌تر جدی بگیرد. خدا را چه دیدید شاید سال آینده در هفته کتاب و کتاب‌خوانی از کتاب یا کتاب‌های واحد سخن بگوییم.

توفان سندی و دیتاسنترها

۱۶ آبان ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

در جهان چند دیتاسنتر وجود دارد؟ سوال سختی است چون بسیاری از شرکت‌‌ها درباره اعلام تعداد دیتاسنترهای خود در برخی موارد به صورت اطلاعات محرمانه برخورد می کنند. شرکت امرسون نتورک پاور در گزارشی درباره رشد این صنعت در سال ۲۰۱۱ می گوید در حدود ۵۰۹۱۴۷ دیتاسنتر در جهان وجود دارد. فضایی که این تعداد دیتاسنتر در جهان اشغال می کنند در حدود ۵۹۰۰ زمین فوتبال است.

دیتاسنتر

دیتاسنتر

تعداد بسیار زیادی از آنها در کشور آمریکا و شهرهای مهم آن از جمله در نیویورک واقع شده‌اند. کن ادیسون گزارش داده است که بیشتر دیتاسنترهای اصلی شهر نیویورک که براثر توفان سهمگین سندی در هفته گذشته دچار مشکلاتی شده بود کم کم به سیستم برق شهری و ثبات بازگشته‌اند. دیتاگرام پس از یک هفته کشمکش با ژنراتورهای استفاده از آنها برق شهری و حالت ثبات باز گشته است. از شرکت‌‌های بزرگ دیگر ورایزن اینترپرایز بود که در این هفته دچار مشکلات داون بودن بود. ظاهرا بیش از یک میلیون گالن (واحد اندازه‌گیری) سیلاب به ساختمان‌های این شرکت سرازیر شده بود. به دلیل شوری آب تجهیزات کابلی-مسی و فیبری دچار مشکلاتی شده‌‌اند. بنا به گزارش‌ها یکی از مراکز آنجا به وسیله ژنراتور بر خط باز گشته است. بنابر گزارش‌ها دیتاسنترهایی که در نیوجرسی واقع شده‌اند به آرامی به وسیله ژنراتور و برق شهری فعالیت خود را به آرامی از سر گرفته‌اند.

بنابر اینفوگرافیک امرسون نتورک پاور به طور متوسط زمان داون بودن دیتاسنترهای در آمریکا در شرایط عادی در حدود ۱۳۴ دقیقه است. هزینه داون بودن در حدود ۳۰۰۰۰۰ دلار در ساعت می باشد. برای آنکه به بزرگی این مبلغ پی ببرید آن در مدت زمان یک سال در نظر بگیرید چیزی در حدود ۴۲۶ میلیارد دلار در سال می شود. با این پول می توان برای همه مردم مونیخ آلمان یک قایق تفریحی خرید!!! حال اگر این سنجش را در زمینه داون بودن مربوط به توفان سندی در نظر بگیرید متوجه خسارات بسیار سنگین آن در صنعت آی‌تی خواهید شد.

بود آیا؟

۱۶ آبان ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

برداشتی آزاد از یکی از اشعار مبارک قاضی

برای نشان دادن اندیشه‌‌های نهفته در اشعار نوین بلوچی

گویند مردم، زمانه زمانه‌ای دگر است
اما این دل همانی است که بودست

بود آیا؛
آفتاب به هنگام پرتو فشانی کند؟
بود آیا؛
ستارگان به «گل‌زمین» آیند؟
بود آیا؛
بلبل الحان کند
بود آیا؛
شادی و سرور بدون مویه شود
لبخندت مرا شعر و غزل خواهد شد
بود آیا؛
جحیم آتشی بر آب شود؟
صاعقه از دیدگان چون ابر روان شود
بود آیا؛
«گوریچ۱» چون نسیم خرامان شود
بود آیا؛
انجیر چو خرما بپزد
بود آیا؛
انسان بار دیگر چنین شادمان شود

بود آیا؛
انسان به خویشتن خویش باز گردد؟
بود آیا؛
در جهان عالمی نو بنا شود؟
زمین با آسمانی بدل شود؟
بود آیا؛
خورشید از غروب برآید؟
بود آیا؛
این زندگی با کامیابی شود؟
من آن روز،

به دست و پای مردم خواهم افتاد

«بود آیا

که خرامان ز درم بازآیی

گره از کار فروبسته‌ی ما بگشایی»۲

————–

۱. باد سرد زمستانی

۲. بیتی از عراقی