بایگانی

بایگانی دی

Happy 2013

۱۱ دی ۱۳۹۱ بدون دیدگاه
linux-tux-xmas
Jingle Bells
Dashing through the snow
In a one-horse open sleigh
O’er the fields we go
Laughing all the way
Bells on bobtail ring’
Making spirits bright
What fun it is to ride and sing
A sleighing song tonight!
Jingle bells, jingle bells,
Jingle all the way.
Oh! what fun it is to ride
In a one-horse open sleigh.
Jingle bells, jingle bells,
Jingle all the way;
Oh! what fun it is to ride
In a one-horse open sleigh.
Categories: English Tags:

ریشه عناصر فرهنگی بلوچ – مقدمات ۲

۲۹ آذر ۱۳۹۱ ۶ دیدگاه

در بخش اول این مقاله به بررسی منابع تامین عناصر یک فرهنگ پرداختیم. بخش دوم این مقاله به بررسی بخش‌های باقی مانده برای شکل دهی عناصر فرهنگی در جامعه بلوچستان می پردازیم.

مذهب و اعتقادات

اعتقادات یا مذهب در بلوچستان تا زمان کنونی نقش بسیار پررنگ و تاثیرگذاری در جامعه بازی کرده است. در حال حاضر مردم بلوچ اکثر سنی مذهب و پیرو دین اسلام هستند. اصطخری اسلام آوردن آنها را مربوط به دوره خلفای عباسی می داند. هر چند برخی معتقدند که بلوچ‌ها پیش از سکونت در منطقه‌ی کنونی بلوچستان دین اسلام را پذیرفته بودند.

در منطقه‌ی بلوچستان اعتقاد به مزار و پیر رواج داشته و برخی مناطق قبیله نشین این مسئله مشاهده می شود. برخی از این مزار و مشایخ گفته می شود پیش از دوره‌ی اسلامی مربوط می شود. از برخی مزارها می توان به «سلیمان شاه»، «حضرت غوث» یا «چتن شاه» در نزدیکی کلات نام برد. این قبور مشایخ برای نذر و نیاز و زیارت مورد احترام مردم بلوچ بوده و هستند. برخی از آنها فقط صرفا شهرت منطقه‌ای دارند و برخی دیگر در میان همه مردم بلوچستان مشهور هستند. در این مزار مردم برای تحقق آرزو‌ها و نیازهای خود با بستن دخیل‌هایی مانند پارچه، سنگواره، زنگوله یا شیپور و دیگر اشیای دیگر نیاز خود را می خواستند. در برخی مزارها یا پیرها مثلا رسم بوده است که بیمار برای شفا به دور قبر و بارگاه می چرخیده است.

در بلوچستان در ادوار مختلف مذهب و رویکردهای دینی و عرفانی گوناگونی بوده‌اند. مثلا  فرقه ذکری‌ها در بلوچستان به خصوص در بخش پاکستان آن حضور پر رنگی داشته است. عقاید آنها آمیزه‌ای از عقاید متصوفه اسماعیلیه، مهدویت و برخی عقاید و سنن محلی است. در زمان رضا شاه اختلاف زیادی میان مسلمانان سنی و ذکری‌ها در بلوچستان ایران رخ داد. این درگیری‌ها باعث کم شدن تدریجی آنها و پنهاهنده شدنشان به ‌کوه‌های بلوچستان شد. این فرقه در پاکستان گفته می شود نفوذ فراوانی دارد.

توتم

توتِم‌ها اجسامی نمادین هستند که در اقوام بومی بیشتر قاره‌ها کاربردهای آیینی دارند. در فرهنگ بومیان توتم نقشی تابویی و شاید قانونی داشته باشد. به این ترتیب که نباید حیوان توتم را خورد. اندیشمندانی همانند فروید و یونگ درباره توتم و ریشه‌ی تابویی آن نظراتی ارائه داده اند.

برخی محرمات بلوچی در برخی برهه‌های زمانی شباهت ریشه‌ای در توتم دارد. مثلا نخوردن  گوشت شتر، ماهی و تخم مرغ در برخی قبایل بلوچ اصل توتمیستی دارد. در میان بلوچ نمونه اعمال توتمیستی گزارش نشده است. رابطه توتمیستی اشاره به نوعی رابطه عرفی و عبادی میان گروه از جامعه و دسته‌ای از اشیاء یا گیاهان را مشخص می کند.

کشاورزی (طبیعت)

در بررسی ریشه شناسی لغت مربوط به «کشاورزی» در زبان‌هایی مانند فارسی یا انگلیسی و حتی، رابطه‌ای میان ریشه این واژه با ریشه‌ی فرهنگ در همان زبان رابطه تنگاتنگی وجود دارد. مثلا «cultivation» یا «agriculture» با واژه فرهنگ یعنی «culture» هم‌ریشه است. به عبارت دیگر می توان نتیجه گرفت که کشاورزی ریشه و بنیاد فرهنگ و لوازم مربوط به آن بوده است.

در فرهنگ ایرانیان باستان به جشن‌ها و رویدادهای مختلفی در روزهای سال برمی خوریم. تقریبا می شود گفت که اکثر آنها ریشه در زندگی مردم کشاورز آن فرهنگ داشته‌اند. جشن‌های مانند نوروز یا سده و یا جشن‌هایی که در هر ماه برای نکوداشت آن ماه رخ می داد همه ریشه در کشاورزی دارند.

طبیعیت در بلوچستان و کشاورزی آن نیز چنین نقشی را در رابطه با فرهنگ مردم بلوچ ایفا کرده است. اگر ادوار مختلف انسان را در نظر بگیریم اکثر جامعه بلوچ در مرحله دامداری یا کشاورزی قرار دارد. پس این تاثیر هنوز در شکل دهی فرهنگ آن بسیار زیاد است. شیوه زندگی مردم بلوچ طبیعیت، روش تعامل او با طبیعت که گاه برای زندگی آن مانع می شود، زمینه ساز ایجاد روابط انسان و طبیعت و جذب عنصرهای طبیعی در فرهنگ مردم بلوچ می شود.

562153_orig

بلوچستان در منطقه‌ای تقریبا گرم و خشک ( یا نیمه خشک) واقع شده است. به علت گستردگی جغرافیای بلوچستان تنوع آب و هوایی در آن بسیار زیاد است. کویر،دشت،دریا،کوه، بیابان از بخش‌های مهم طبیعت بلوچستان به شمار می آیند. شیوه زندگی و تعامل مردم بلوچ با طبیعت با این تنوع زیست-محیطی از یک منطقه تا منطقه دیگر دارای تفاوت‌های گاه عمیقی با هم دیگر است.

زندگی مردم بلوچ علاوه بر آنکه عمدتا از کشاورزی می گذرد اما دامداری نیز بخش مهمی از زندگی آنها را تشکیل می دهد. شتر، گاو، گوسفند  و بز از عمده دام‌هایی هستند که در بلوچستان پرورش داده می شوند. اخیرا با تاکید بر کشاورزی و دامداری صنعتی و حمایت دولت شکل دامداری و کشاورزی در این ناحیه تغییراتی داشته است. تولید محصول متنوع و با کیفیت همراه با تولید انبوه از اهدافی است که در این دو بخش دنبال می شود.

دریا بخشی از طبیعت منطقه بلوچستان می باشد. ناحیه جنوبی بلوچستان در امتداد دریای مکران می باشد. دریا باعث تغییر سبک زندگی مردمان ساحل نشین بلوچستان شده است. دریانوردی و صیادی بخش مهمی از زندگی مردمان آن بخش را تشکیل می دهد. به دلیل موقعیت آب و هوایی معتدل‌تر مردمان این بخش عمدتا اعتدال بیشتر و خشونت ظاهری یا طبیعتی کمتری را از طبیعت جذب کرده‌اند.

اسطوره

اسطوره، قصه‌ایست با خصلتی خاص، یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند. انسان بدوی قبل از آنکه بتوانند رویدادهایی که در زندگی و تعاملشان با طبیعت رخ می دهد توجیه کنند نیروهای قدرتمندتر از خود را در شکل گیری این رویدادها موثر می دانستند. انسان باستان زندگی و رویدادهای آن را ازدیدگاه اساطیر تعبیر و تفسیر می کرد. بارش باران، رعد و برق، سیل و غیره را ناشی از نیروهای ماورای طبیعت می دانستند که به آنها اله یا خدا (الهه) می گفتند. در هنگام وقوع برای تبری جستند نیروی تخریبی این گونه رویدادها یا گرفتن نیروی مضاعف از آنها مدد می جستند. اساطیر نیز علاوه بر روابطی که با انسان داشتند با خود نیز روابط و درگیری‌‌هایی داشتند. پیروزی یکی از آنها بردیگر در بند کشیدن مغلوب و کشتن اسطوره تم اصلی چنین داستان‌هایی بود.

اسطوره در همه فرهنگ‌ها کمابیش حضور دارد. مثلا ثور پسر اودین در اسکاندیناوی مثلا خدای رعد برق است. زئوس در یونان پادشاه خدایان است. در ایران اهوره مزدا خدای و مظهر خیر و دانایی مطلق است.

در فرهنگ بلوچ تاثیر گذاشتن طبیعت بر روی سرنوشت انسان از طریق نیروهایی که دارد نیز نمود دارد. بسیار از خرافه‌های بلوچی ریشه اسطوره‌ای دارند.

جامعه

502375_orig

جامعه بلوچ و سبک زندگی او را به می توان به چهار گروه تقسیم کرد: عشیره‌ای، دهقانی، دهقانی-عشیره‌ای، شهری. این نوع تقسیم بندی جامعه از نوع بررسی جامعه‌ای هم‌زمانی است. یعنی در زمان فعلی مردم بلوچ چهار سبک گوناگون زندگی در منطقه بلوچستان دارند. عده‌ای کوچ رو که بیشتر در مناطق شمالی و مرکزی مشاهده می شود به علت دشواری‌های طبیعی مجبور به کوچ در مناطق مختلف بلوچستان و مناطق همجوار هستند.

بخش زیادی از مردم بلوچستان اکنون به کشاورزی مشغول بوده و سبک زندگی کوچ روی را ندارند. آنها در مناطق روستایی بلوچستان به زراعت مشغول می باشند. این سبک زندگی دارای قدمت طولانی میان مردم بلوچ است. مردم علاوه بر کشاورزی از طریق دام و صنایع دستی به اقتصاد خانواده‌شان کمک می کنند.

گروه دیگری از مردم بلوچ با تلفیق هر دو نوع زندگی کشاورزی و کوچ نوع دهقانی-عشیره‌ای را برای خود برگزیده‌اند. نوع زندگی آنها بر اساس ییلاق و قشلاق می باشد. آنان برای برداشت محصول خود در مدت‌‌های مشخص به سکونتگاه اصلی خود بر می گردند.

در سال‌های اخیر به خصوص پس از انقلاب ۵۷ در ایران روند شهرنشینی در ایران و بلوچستان رشد سریعی داشته است. در برهه‌ای از زمان در بلوچستان به علت خشکسالی‌های متمادی مردم روستا مجبور بودن برای نجات زندگی و رفاه بیشتر به سمت شهرها کوچ کنند. این مهاجرت بی رویه باعث شکل‌گیری سبک جدیدی از نوع زندگی در بلوچستان شد. بررسی این جامعه شناختی این قشر مستلزم تحقیقات بیشتر برای معرفی و شناخت این قشر جامعه بلوچ است. در دهه ۸۰ و ۹۰ با رشد آموزش عالی در کشور بلوچستان نیز از این جریان بی بهره نبود. تعداد زیادی از جوانان شهری و روستایی به مراکز دانشگاهی استانی و در موارد خارج استانی وارد شدند. همه این عوامل دست به دست هم داد تا قشر شهرنشین شبه مدرنی در بلوچستان شکل گیرد.

در همه جامعه بلوچستان به خصوص در بخش‌های عشیره‌ای یا دهقانی نظام طبقاتی وجود دارد. افراد به جامعه به طبقاتی مانند میر، رئیس،خان، نوکر، بلوچ و درزاده تقسیم می شود. هرچند در جامعه شهری و تحصیل کرده کم کم این نظام طبقانی در حال رنگ باختن است اما این موضوع در بسیار موارد به صورت پر رنگ در جامعه مطرح می شود. مسئله ازدواج و نوع روابط این طبقات در خانواده‌های سنتی بسیار رعایت می شود.

جامعه بلوچستان جامعه‌ای متکثر و متنوع از لحاظ لایه‌های مختلف اجتماعی است. این لایه‌های مختلف باعث شکل گیری جامعه‌ای بر مبنای تکثر عناصر فرهنگی و اجتماعی شده است. نوع روابطی که مردم با هم با نظر داشت به این روابط و سلسله مراتب دارند باعث شکل گیری انواع و اقسام فرهنگ دامداری، کشاورزی میان مردم بلوچ شده است.

ادامه دارد …

دلبر صنمی شیرین

۲۷ آذر ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

“نظامی گنجوی”

دلبر صنمی شیرین، شیرین صنمی دلبر —— آذر به دلم بر زد، برزد به دلم آذر
بستد دل و دین از من، از من دل و دین بستد ——— کافر نکند چندین، چندین نکند کافر
دو رخ چو قمر دارد دارد چو قمر دو رخ ——— عنبر ز قمر رسته، رسته ز قمر عنبر
چوگان سر زلفش زلفش ز سر چوگان ———— چنبر همه در جوشن، جوشن همه در چنبر
هرگز به صفت چون او، چون او به صفت هرگز ———- آزر نکند نقشی، نقشی نکند آزر
چشمش ببرد دلها، دلها ببرد چشمش ———– باور نکند خلق آن، خلق آن نکند باور
حیران شده و عاجز، عاجز شده و حیران —— بتگر ز رخش چون بت، چون بت ز رخش بتگر
عاشق شده‌ام بر وی، بر وی شده‌ام عاشق ———— یکسر دل من او برد، برد او دل من یکسر
نالم ز رخش دایم، دایم ز رخش نالم ———– داور ندهم دادم، دادم ندهد داور
گریان من و او خندان، خندان من و او گریان ——- لاغر من و او فربه، فربه من و او لاغر
مسته صنما چندین، چندین صنما مسته ———- می خور به طرب با من، با من به طرب می خور
منت به سرم بر نه، بر نه به سرم منت ——— ساغر به کفم بر نه، بر نه به کفم ساغر
ازرق شده بین گردون، گردن شده ازرق بین ——– اخضر شده بین هامون، هامون شده بین اخضر
بستان به فلک ماند، ماند به فلک بستان ———— عبهر چو قمر بر وی، بر وی چو قمر عبهر
گلبن به سرش دارد دارد به سرش گلبن ———– بر سر زوشی معجر، معجر زوشی بر سر
سوسن به طرب برزد، برزد به طرب سوسن ——– زیور ز خط گل گل، گل گل ز خط زیور
ژاله همه شب بارد بارد همه شب ژاله ——— بی مر به جهان لولو، لولو به جهان بی مر
بلبل به فغان آمد آمد به فغان بلبل —— از بر شده بین ناله‌اش، ناله‌اش شده بین از بر
رفته به سفر یارم، یارم به سفر رفته ———— ایدر چه کنم تنها؟ تنها چه کنم ایدر؟

Categories: فارسی Tags:

زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند

۱۹ آذر ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

دهنت را ببند و حرف نزن و راجع به چیزی که نمی فهمی اظهار عقیده نکن.
ارنست همینگوی – زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند؟

ساز انتخابات برای شوراها ظاهرا در فضای مجازی استان سیستان و بلوچستان کم کم کوک می شود. از مقالات کلی گو گرفته تا حملات به شهرداری و شورای‌های کنونی که چنین هستند و چنانند. در تحلیل این نوشته‌ها باید چند نکته را مدت نظر قرار داد تا به نتیجه عقلانی‌تری برسیم.

۱. حمله شخصی: بنده قبلا در همین وبلاگ درباره حمله شخصی به تفصیل صحبت کرده‌ام. خلاصه‌اش این است که باید اندیشه را نقد کرد و یا عملکرد را نه این که به فرد تاخت و تاز شود. شما اگر با عملکرد فلان سازمان مشکل دارید پس همان را مورد بررسی قرار دهید تا اینکه مثلا بگوید حسنک ریس آن سازمان بد است. بسیاری از نوشته‌های انتخاباتی دوستان در همین خط سیر می کند. آنها قلم‌های زهرآلود خود را برکشیده‌اند تا بر پیکر این و آن فرو کنند. که چه؟ که خود یا از طیف خود کسی را علم کنند.

۲. عروس کور و کچل: برخی از همین الان شروع کردن به کلی گویی درباره شهر و انتخابات و شورا و ازاین داستان‌ها. که مثلا دموکراسی این است. شهر خوب چنین است. شهرداری بهمان است. این روند ادامه پیدا می کند تا فصل انتخابات برسد. بعدها مقاله نویسان که این همه قلم فرسایش داده‌اند آس خود را در فضای مجازی یا حقیقی رو می کنند. یادت هست گفتم عروس ما از خوشگلی نباید تا داشته باشد؟ پیرهن تنش اطلس باشد؟ راه که می رود چنین و چنان باشد؟ خوب باید این هم همان! حالا شماید و چیزی ناشناخته در پس چادر، اگر آن را کنار بزنید معلوم نیست حوری باشد یا نه؟ پس مواظب گربه رقصانی‌ها باید بود. تا جایی که ممکن است اطلاعات درست کسب کنید از چندین منبع کسب کنید. آنها را در کنار هم قرار دهید و بسنجید آخر سر نتیجه بگیرید.

فعلا تا اینجا برای این بخش فکر کنم کافی باشد. شب دراز است و داستان قلندری ما بی پایان. یاهو

ریشه عناصر فرهنگی بلوچ – مقدمات

۱۹ آذر ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

بخش اول مقدمه

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که عناصر یا چیزهایی که به فرهنگ شما مربوط می شوند در چه ریشه دارند؟ اولین بار از کدام منبع نشات گرفته‌اند؟ مثلا در فرهنگ بلوچ میارجلی از کجا آمده است؟ یا در سایر فرهنگ‌ها مثلا در ایران مراسم عاشور و تعزیه خوانی از کجا آمده است؟

عناصر مادی و غیر مادی فرهنگ دارای سیر تاریخی مشخص و گاه نامشخص در هر فرهنگی هستند. برخی فرهنگ‌ها که دارای مطالعات مربوط به فرهنگ بوده‌اند یا سیستم ثبت وضبط این گونه رویدادها را داشته‌اند این گونه مسایل را به شیوه‌های مختلف نگهداری کرده یا می کنند. شهروندان هر فرهنگ با مطالعه مثلا ادبیات یا شرکت در  مراسم و آیین مربوط به فرهنگ خود آنها را کم کم یاد می گیرند. اما برای دانستن ریشه برخی از این عناصر تامل در مسایل فرهنگی یا تاریخی ضروری می نماید. عناصر فرهنگی از منابع گوناگونی وارد  فرهنگ می شوند. برخی منابع انحصارا در اختیار یک فرهنگ خاص است پس آن عناصر در آن فرهنگ منحصر به فرد خواهند بود. اما منابع اصلی تغذیه عنصرهای گوناگون فرهنگ چیستند؟

بلوچستان

بلوچستان

زبان

بلوچی از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی است. این زبان در ایران ( اکثر در بلوچستان)، پاکستان، عمان، افغانستان و برخی نقاط ترکمنستان مورد استفاده گویشوران است. این زبان با زبان‌‌هایی مانند کردی یا پهلوی قرابت‌های ریشه‌ای دارد. به لحاظ تقسیم بندی گویشی در سیستم استاندارد، زبان بلوچی دارای سه شاخه: غربی ، شرقی و جنوبی است. تا پیش از قرن نوزدهم میلادی بخش کتابت زبان بلوچی هنوز وجود نداشت. بعدها با تاثیرپذیری از الفبای عربی-اردو رسم‌الخطی برای زبان بلوچی به وجود آمد. در سال ۱۹۵۱ گلخان نصیر با انتشار گلبانگ از الفبای اردو و عربی استفاده کرد. بعدها سیدظهورشاه هاشمی با تدوین شیوه‌نامه‌ای برای نوشتن بلوچی با به کاربردن الفبای عربی-اردو لقب پدر زبان بلوچی را برای خود کسب کرد. این رسم‌الخط عمدتا در بلوچستان شرقی و غربی مورد استفاده قرار می گیرد.

ادبیات

به دلیل عدم وجود رسم‌الخط در زبان بلوچی عمده‌ی آثار ادبیات بلوچی شفاهی بودند. برای آنکه رویداد‌های تاریخی و قصه‌ها و افسانه‌های بلوچی از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند مردم سعی می کردند این آثار را به صورت شعر در آورده و در حافظه خویش حفظ کنند. داستان‌های تاریخی، افسانه‌های عاشقانه، مثل‌ها، لالایی‌ها و چیستان‌ها همه و همه به صورت شعر و شفاها سینه به سینه نقل می شدند. تا اینکه در قرن نوزدهم میلادی توسط اروپاییان ( بیشتر انگلیسیان) مانند لوئیس، مایر و لانگورث دیمز برخی آثار ادبی جمعاوری گردید.در ادبیات کلاسیک بلوچستان درباره  مضامینی همانند تاریخ بلوچ، جنگ و نبرد آنها با هم یا با بیگانگان، عشق و عاشقی و … اشعاری یافت می شود. در اوایل قرن بیستم رویکرد اشعار بلوچی بیشتر گرایش به سمت احساسات ملی‌گرایانه بلوچی بود. شعرایی همانند محمد حسین عنقا یا گلخان نصیر از این دست شاعران بودند. بعدها شاعرانی همانند عطاشاد یا  آزات جمالْدینی بیشتر  به سبک نو و غیر سنتی بلوچی آثاری را ارائه کردند.

تاریخ بلوچستان

تاریخ بلوچستان

تاریخ

تاریخ بلوچ را می توان در دو بعد مورد بررسی قرار داد. بعد اول نگاه تاریخی خود مردم بلوچ به سرگذشتشان است و دیگری روایت‌هایی است که از ملل همسایه درباره‌ی آنها برجای مانده است. بلوچ، همانگونه که در بخش زبان اشاره شد دارای کتابت جوانی است. اما در همان بخش‌هایی که در ادبیات شفاهی مربوط به تاریخش برجای مانده است درباره ریشه و سرگذشتش سخن گفته است. اولین ادعای مربوط  به حضور آنها در حلب و یاری رساندنشان به امام حسین در واقعه کربلا است. آنها در آنجا از نوادگان حمزه عموی پیامبر می دانند. بعد از این حوادث آنها به سیستان و رودبار و مکران در مقاطع مختلفی نقل مکان می کنند.برخی رد پای تاریخی بلوچ را تا ۴۰۰۰ یا ۹۰۰۰ سال پیش به سرزمین بابل می رسانند. بخشی دیگر از تاریخ بلوچ که در شاهنامه به آن اشاراتی شده است بودنش در منطقه مکران یا حتی راندنش از گیلان به سمت مکران توسط شاهان ایران است. البته این ناهماهنگی ها در گزارش تاریخ بلوچ بیشتر مربوط به زمان باستان و پیدایشش می شود. بعدها که سیاحان مختلف از این مناطق عبور کردند از ساکنان مکران اطلاعاتی در اختیار خوانندگان قرار داده‌اند. به همین دلیل بهتر می توان در تاریخ بلوچستان تحقیق انجام داد. تاریخ بلوچ همواره پر بوده است از جنگاوری و نبرد با دشمنان یا همراهی با سایر ملل جهت کمک رساندن در کسب پیروزی است. مثلا کمک خواستن شاه ایران از شاه مکران، کمک بلوچ‌ها در فتح دهلی و رویدادهایی از این دست زمینه ساز تاریخ بلوچ در اعصار مختلف بوده است.

موسیقی

علی محمد بلوچ

علی محمد بلوچ

موسیقی بخش جدایی ناپذیر فرهنگ بلوچ است. در فرهنگ بلوچ از بدو تولد تا مرگ یک انسان انواع موسیقی وجود دارد. هر کدام از انواع این موسیقی بسته به شرایط محیطی و فرهنگی بلوچستان دارای تنوع بسیاری هستند. در موسیقی آوازی بلوچ از صدای آواز یک ساربان شتر تا مویه و شادی دارای تنوع شگرفی است. بلوچ از روزی که به دنیا می آید با شپتاکی برایش جشن سرور برپا می شود. وقتی که می خواهد بخوابد مادر یا دایه‌اش برایش لیلو یا لالایی در گوشش زمزمه می کند. با سوت عاشق می شود و با نازینک عروس(دامادش) می کنند. وقتی که دلتنگ می شود لیکو یا زهیروک گوش می دهد(می خواند). در مرگ عزیزانش موتک می شنود. این گونه است که موسیقی در لحظه لحظه زندگی‌ او حضور دارد.

در بخش بعدی به بررسی مذهب،توتم، اسطوره و کشاورزی (طبیعت) در فرهنگی بلوچی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد …

با اینترنت ۱۲۸ کیلوبیتی نمی‌توان تجارت الکترونیک را رونق داد

۱۸ آذر ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

هم اکنون کیلومترها فیبرنوری کشده شده در استان‌های کشور مورد استفاده مردم قرار نمی‌گیرد.

مدیرعامل کانون تجارت الکترونیک ایران گفت: درحالی که طبق برنامه پنجم باید ۴۰ درصد تجارت خارجی ایران الکترونیک باشد، آمارهای غیررسمی سهم ایران را از معاملات اینترنتی دنیا ۲ صدم درصد اعلام می‌کند.

به گزارش ایتنا از فارس به نقل از دبیرخانه کنگره موبایل ایران، علیرضا درخشان مهم‌ترین مشکل عدم شکل‌گیری واقعی تجارت الکترونیک در ایران را محدودیت پهنای باند اینترنت عنوان کرد و گفت: تا زمانی که دسترسی به اینترنت چند مگابیت بر ثانیه در ایران میسر نشود، تجارت الکترونیک با سرعت ۱۲۸ کیلوبیت معنایی ندارد و امکان پذیر نخواهد بود.

مدیر عامل کانون تجارت الکترونیک ایران اظهار داشت: براساس آمارهای غیررسمی، ایران ۲ صدم درصد از معاملات تجارت اینترنتی دنیا را انجام می‌دهد؛ این درحالی است که در برنامه پنجم باید حداقل ۴۰ درصد تجارت خارجی ایران به صورت الکترونیک انجام شود.

وی یادآور شد: هم اکنون کیلومترها فیبرنوری کشده شده در استان‌های کشور مورد استفاده مردم قرار نمی‌گیرد.

وی تصریح کرد: تجارت الکترونیک، سبب تغییر در قوانین تجارت و روش انجام معاملات شده و با حذف رابطه‌ها، واسطه‌ها، دلالان و توزیع کنندگان، تولید به مصرف به معنای واقعی تحقق یافته است.

درخشان با اشاره به اینکه تجارت الکترونیک و اینترنتی به معنای واقعی در ایران وجود ندارد، اظهار داشت: از جمله دلایل این نقیصه، عدم جلب اعتماد مردم نسبت به تجارت الکترونیک و حتی تجارت اینترنتی است؛ زیرا در بسیاری مواقع کالاهایی که از طریق اینترنت خریداری می‌شوند با مشکلات بسیاری مواجههند.

این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: در گذشته دلیل حضور ۲۵ درصد ارباب رجوع‌ها در شعب بانک‌ها، پرداخت قبوض بود که با الکترونیکی شدن فرآیندها، صف‌های طویل بانک‌ها کاهش یافت.

بر اساس این گزارش، کنگره موبایل ایران ۲۹ بهمن تا دوم اسفندماه سال جاری در تهران برگزار می‌شود؛ کسب و کار خدمات همراه یکی از محورهای تخصصی این کنگره است.

منبع: ایتنا

Categories: فارسی Tags: ,

بررسی عملکرد قانون‌گذاری شش ماهه نمایندگان استان در مجلس

۱۶ آذر ۱۳۹۱ بدون دیدگاه
Categories: فارسی Tags: