طریقه رندی «مصطفی دانشور»

آرشیو ماهانه: بهمن 1396

استارتاپ ها در ایران

استارتاپ و کسب و کارهای نوین در ایران راه‌اندازی کسب و کار از طریق تبدیل ایده‌ها به فعالیت اقتصادی سود‌ده یکی از دغدغه‌های اصلی کارآفرینی نوین است. به همین دلیل شرکت‌های مختلف و دولت‌ها از طریق راه‌اندازی رویدادها، حمایت از استارتاپ‌ها و ارائه خدمات تسهیلاتی مالی و تسهیل مقررات کسب و کار به رونق فعالیت‌های […]

اصلاح طلبی محلی

اصلاح طلبی محلی اصلاح طلبی مردمان سیستان و بلوچستان با آنچه در مرکز ایده پردازی می شود و در اینجا اجرایی می شود زمین تا آسمان با هم فرق دارند. ایدئولوگ‌های مرکز نشین اصلاح طلب در تهران «تَکرار» می کنند و متوقعند همه از شرق تا غرب مملکت چنین کنند. ظاهرا این اواخر مردم می […]

چاهان

چاهان چند شب پیش در یکی از برنامه‌های شبکه هامون،شبکه استانی سیستان و بلوچستان، که معمولا پس از اخبار هشت پخش می شود یکی از مجریان مشغول خواندن پیامک‌های ارسالی بینندگان است. معمولا مردمان شهر و روستاها که دسترسی سخت‌تری به مسئولین دارند تنها راه رساندن پیام خود را از رادیو و تلویزیون جستجو می […]

نگاهی به ممنوعیت زبان آموزی در مقطع ابتدایی

چند روزی است خبر ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در مقطع ابتدایی جنجال‌آفرین شده است. پایه استدلال در آنجا این بوده است که در آن مقطع تحصیلی باید زبان فارسی تقویت شود. در مقالات علمی متعدد بارها تاکید شده است یادگیری زبان دوم تاثیرات زیادی دارد. شخصا در اینجا نمی خواهم بدان بپردازم. در این یادداشت […]

حافظ در زاهدان

حافظ در زاهدان دست را تا نیمه بالا آورد. چندین تاکسی از کنارش به سرعت رد شدند. – خرابات دربست پرایدها با حرکات زیگزاگی از خیابان عبور می کردند. گاه صدای افتادنشان در دست‌اندازها به گوش می رسید. مرد جوان پای بر روی ترمز گذاشت و جلوی پیرمرد توقف کرد. لباس‌های عجیب و غریب مسافر […]

نگاهی بر رمان نقطه‌ی صفر مرزی

نوشته مرتضی خبازیان‌زاده، نشر مرکز ، تهران، ۹۶ داستان بر محور روایت گروگانگیری سربازان مرزبان ایرانی در منطقه بلوچستان شکل می گیرد. داستان دارای ساختاری منسجم و قوی است. نقطه قوت داستان تعلیق‌های گوناگونی است که نویسنده سعی داشته با استفاده از آنها خواننده را با خود تا پایان داستان همراه خود کند. این داستان […]

جان‌بیزار

جان‌بیزار روی چمن پارک بلوچ دراز کشیده بود. آفتاب تند و تیز زاهدان بر روی چهره تکیده‌اش می تابید. گاهی صدای رد شدن جیپ‌های ژاندارمری از خیابان به گوش می رسید. جان‌بیزار لنگ دستارش را باز کرده و بر روی خود کشیده بود تا از گزند پشه‌ها زاهدان در امان باشد. وسط ظهر معمولا پارک […]