طبقات در بلوچستان

طبقات در بلوچستان

این متن خلاصه‌ای از طبقات اجتماعی و اقتصادی در بلوچستان را نشان می دهد ۱.طبقه ملک: بالاترین طبقه، شاهزادگان و خوانین۲.طبقه میر: خوانین محلی و ملاکان بزرگ۳.طبقه ارباب: زمینداران یا فئودال ها که با کوشش فردی کسب مال کرده‌اند۴.رئیس: طبقه متوسط و بیشتر خرده مالک۵. باشنده: این طبقه خوش نشین است، برای خورده مالکان کار…

چابهار و گردشگری

چابهار و گردشگری

ظرفیت ها مهمترین ظرفیت‌های گردشگری چابهار را می توان به چهار گروه عمده دریا، طبیعت، مردم(فرهنگ) و تجارت(منطقه آزاد) کرد. چابهار و منطقه باستانی تیس(تیز) از دیرباز تا کنون یک بندرگاه مهم تجاری حد واسط شبه قاره هند و آسیا- آفریقا بوده است. از دوره لیدیایی بعدا هخامنشیان و دوره‌های معاصر تیس-چابهار یک مسیر تجاری…

طعم خون

طعم خون

در سرزمین‌های سوخته رویاها رنگ و طعم خون می دهند. در سرزمین‌های شمالی رویا را می توان با کوشیدن به داشته تبدیل کرد اما در سرزمین‌ سوخته رویا با گلوله‌ای گلگون می شود و همراه صاحبش به زمین می افتد و می میرد.فرزند ندیده “مونا نقیب¹” با تیری از غیب به زمین افتاد تا به…

وقت زندگی

وقت زندگی

ناگهان از خواب بیدار شد. زمان و مکان را به درستی درک نمی کرد. دهانش خشک شده بود. گاهی مزه گس بر زبانش احساس می کرد. هنوز جمله آخری که پیش از بیداری در خواب کسی به او گفت بود را زیر زبان تکرار می کرد.نمی دانست که بود و از کجا حرف می زد….

قبیله باران ندیده
|

قبیله باران ندیده

۱)ای اهورامزدا ما بندگان خشکسالت آمده‌ایم به درگاهت دعا کنیم تا مهر میتراییت بجوشد و به آناهیتا امر کنی به تدبیرش ما را سیراب کند.موبد تند تند زیر لب وردهایی می خواند. گاهی صدایش را در سر می انداخت و صداهای عجیب و غریب از خودش در می آورد. هو هو یا میثرا، ای هورمزد،…

سیل سال ۹۸

باران تویی-فقط غرق‌مان نکن

الان که دارید این یادداشت را می خوانید حتما از هوای ابری لذت کافی را برده‌اید. حتما اخبار جنوب استان سیستان و بلوچستان بخصوص بارندگی هایش را شنیدید. اگر حافظه متوسط هم حتی داشته باشید حتما این اخبار برایتان تکراری است. آبگرفتگی معابر، سیل و چیزهایی مشابه این را قبلا شنیدید و مطمئنا بعدا هم…

آمر صاحب
|

آمر صاحب

مرد شال بلندی دور سرو و تنش پیچیده بود. دو کودک با لباس های مندرس کنار او ایستاده بودند.گاهی زیرچشمی آنها را نگاه می کردم. منتظر دوستم بودم که داخل اتاق رفته بود. ما برای دیدن آمر صاحب آمده‌ایم…مرد شال پوش به سمت مرد منشی خم شده بود چند جمله دیگر گفت. منشی سعی داشت…