شعر بشیر بیدار

۳ آذر ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

ترجمه غزلی از بشیر بیدار(شاعر بلوچ)

سرک نمی کشیدم آن خانه را ای کاش

نمی دیدم آن چشمان خمار را ای کاش

با همین حال و خیال بی انجام

مرا سیلاب «کیچ» با خود می برد ای کاش

تاسی آب صد سال وفا نگه می داشت

چنین پناهی را نگه نمی داشتم ای کاش

خبرت گویی از جانم بندی بگسست

به انتظارت ننشسته بودم ای کاش

حسودان را روز و روزگار ای بشیر

زندگانی بی صدا گذر می کرد ای کاش

ترجمه از بلوچی

Categories: فارسی Tags:

زاهدان و هویت

۲ آذر ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

زاهدان شهری در جستجو هویت یا ساخت هویت

📌وقتی نام تهران را می شنوید در ذهن اکثریت چیزهای مشابهی به ذهن خطور می کند: برج میلاد و آزادی. حال اگر زاهدان را تصور کنید چه به خاطرتان می آید؟

📌هویت دارای مولفه‌های زیادی است. تاریخ و فلسفه زندگی می توانند نقش بسزایی در نمود هویت اجتماعی و بصری داشته باشد.

📌زاهدان شهر جوانی است به لحاظ سابقه تاریخی. اراده نیروی سیاسی مرکز پس از قشون کشی جهانبانی به بلوچستان و قبلتر با تصویب مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۲ بر اساس روستای دزاپ که محل عبور و مرور تجار هندی و نیروی‌های نظامی انگلیسی با ساکنین بلوچ بنای تاسیس شهر جدیدی به نام زاهدان گذاشته شد. بلوچ‌ها ساکن شمال منطقه کنونی زاهدان، سیستانی‌ها، سیک‌های هندی، کرمانی‌ها، بعدها آذربایجانی‌ها، یزدی‌ها و بیرجندی‌ها و چند قومیت دیگر بنای اجتماعی شهری را نهادند که قرار بود مرکز «بلوچستان و سیستان» باشد. این مردمان با سابقه‌ی تاریخی-اجتماعی متفاوت به همراه نیروی تمرکزگرای حاکمیتی سعی بر تاثیرگذاری بر مولفه‌های هویتی این شهر داشتند. برآیند این نیروها در معماری، هویت بصری، هویت اجتماعی و سیاسی نمود پیدا کرد. معماری کویری شهر که بیشتر دست‌ساز معماران کرمانی و بعدها یزدی است در بافت قدیمی مشاهده می شود. ساخت و ساز‌های کنونی شهر تقلایی است برای نشان دادن چهره‌ای شبه مدرن با آسمان‌خراش‌های بدقواره که هیچگونه هارمونی و هویت بصری را تداعی نمی کنند.

المان‌ها و نمادهای شهری از عناصر متعددی الهام گرفته شده‌اند: اسطوره‌های ایرانی، مذهب، فرهنگ بومی، هنر مدرن. هیچ کدام از این نمادها نتوانسته به عنوان برند شهر خود را معرفی نماید. ساختمان مسجد مکی که تاحدودی توانسته نماد تداعی کننده‌ی زاهدان باشد خود ملهم از معماری مسجد ایا صوفیه در ترکیه است.

📌تجار رهگذر هندی که بعدها ساکن شهر شدند، یزدی‌های تاجر و معمار، بلوچ‌های کوچ‌رو که دیگر یکجانشینی را برای دامداری و کشاورزی انتخاب کرده بودند به همراه نیروهای دیوانسالاری مهاجر از خراسان و قهستان گرد آمده بودند شهری جدید با الگوی ایرانی بنا نهند.

📌زاهدان شهر تکثر و تنوع با چاشنی تسامح و همزیستی است. اما نتوانسته هویتی مستقل بر اساس این تنوع بنا کند. هرچند بسیاری از بازیگران عرصه اجتماع سعی کرده‌اند با پررنگ کردن عناصر مطلوب خود وزنه هویت را به سمت خودشان سنگین کند اما مکانیزم خوداصلاحی شهر کمتر اجازه داده است این تکثر به نفع عده‌ای تغییر کند.

📌حرکت به سوی الگوی مدرن شهری مسیری دشوار است. زاهدان تاکنون نتوانسته آن نماد باشد

@balanchir

Categories: فارسی Tags:

شهرهای بلوچستان

۱ آذر ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

شهرهای بلوچستان حول محور یک روستا شکل گرفته اند. سپس با محوریت اقتصاد با رویکرد خدمات گسترش می یابند و اکثرا تولیدمحور نیستند. یک بلوار در آنها ساخته می شود و همه دستگاه های اداری و تجاری اطراف آن بنا می شوند. تبدیل شدن به زیست مدرن شهری این شهرها را با چالش های متعددی رو به رو ساخته است. از تضادهای هویتی تا عدم تطابق سبک زندگی با عنوانی که یدک می کشد همه باعث می شوند عناصر این زیست متناقض در تعارض با هم باشند. مثلا دامداری در همه این شهرها یکی از مشکلات اساسی شهروندان با نهادهای خدماتی همانند شهرداری است. رها شدن دام ها در شهرهای بلوچستان یک تصویر آشنا در این شهرهاست. همین ایرانشهر زمانی رها شدن گاوهای مرحوم غیب الله را اکثر معمرین شهر به خاطر دارند.

این یکی از انواع تعارضات در گذار از سنت به زندگی مدرن است. هنوز بسیاری از ساکنین این شهرها هویت جدید شهری را نپذیرفته اند. چون این گونه شهرها بر اساس مهاجرت ساکنین روستاهای همجوار و دورتر تشکیل شده اند پس ساکنین این شهر جدید حتی پس از چند نسل هویت خود را منتسب به همان روستای آبا و اجدادی می دانند. بسیار کم از زبان ساکنین این شهرها می شنویم که مثلا خود را ایرانشهری ، نیکشهری یا غیره بدانند.

البته باید بگویم سیستان در شمال استان وضعیت مشابهی دارد. مثلا کسی به شما نمی گوید هیرمندی است.

جنگ هویت، سنت و مدرنیته در اشکال مختلف نمود یافته است. مردمی که هنوز با عادات قبلی سعی می کنند در قالبی جدید زندگی کنند. نهاد دولت سعی می کند مظاهر مدرن را به طرق گوناگون وارد زندگی مردم کند. گاه این کشمش با موازنه منفی دولت همراه می شود. مردم به دنبال حقوق فردی یا صنفی خود در زندگی مدنی هستند اما نظام سیاسی سعی دارد با آنها معامله سنتی خان وسرداری انجام دهد. خلاصه فرد یا نهاد دولت در چنین جامعه ی در حال گذری دچار سردرگمی در برگزیدن هویت متناسب است.

Categories: فارسی Tags:

حاشیه نشینی چابهار

۳۰ آبان ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

📝فرماندار چابهار گفته است که ۷۹٪ مردم چابهار از آب آشامیدنی شبانه روزی محرومند. این شهر یکی از بزرگترین حاشیه نشینی های کشور را با جمعیت ۵۳هزار نفر دارد.

این شهر تنها بندر اقیانوسی کشور می باشد.

✅مسئولین استانی و کشوری هر وقت از جنجال های سیاسی روزمره خویش فارغ گشتند لطفا به داد این مردم نجیب و سربه زیر برسند. آنها بدانند چابهار فقط بازارهای لوکس منطقه آزاد نیست. زیر این پوسته نازک به ظاهر زیبا انبوهی از تبعیض و فقر پنهان شده است.

Categories: فارسی Tags:

انفعال سازمانی شوراها

۱۹ آبان ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

انفعال سازمانی شورا

شوراها در بدو شکل گیری امید زیادی برای مشارکت گسترده مدنی در مدیریت امور شهر و روستا برانگیخت. اما پس دوره اول که با موفقیت نسبی همراه بود. بعدها از طریق اصطکاک و مانع تراشی دولتی آن اهداف اولیه به حاشیه رانده شد.

حال در آغاز دوره پنجم مردم به دید شک به کارایی این نهاد می نگرند.

مشورت اصل بنیادی شکل گیری نهاد شورا است. متاسفانه شوراها در ماه های اول و حداکثر تا یک سال ابتدایی جسته و گریخته سعی در ایجاد مشارکت در مردم با به کار گیری صاحب نظران دارند. بعدها با روزمرگی و دور تسلسل مواجهند تا ماههای اخر دوره شان که به تکاپو می افتند.

تجربه کار کردن با دو شهرستان‌ حداقل در چهار دور پیشین ضعف و انفعال رادر پیش رو می بینم. نبود درآمدهای پایدار و اتکای بیش از حد به کمکهای دولتی این نهاد را به کارگاه کارآموزی مدیریت کم اثر تبدیل کرده است. راه حل برون رفت از این رخوت انتخاب افراد کاربلد و پیگیر در کوتاه مدت و در بلند مدت تحصیح قوانین شهرداری و شوراهاست.

نکته آخر را اختصاص می دهم به شوراهای روستایی. پیشخوان دولت تنها نامی است که می شود بر این نهاد در روستاها گذاشت. درآمدزایی در حد صفر و همه چشم‌ها به دولت دوخته شده است. برای دولتی ها شورا محل اسکان و پذیرایی بین راهی دیده می شود.

Categories: فارسی Tags:

صبا دشتیاری 

۱۱ خرداد ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

صبا دشتیاری، نماد تلاش،شجاعت و فداکاری سال ۱۹۵۴ در کراچی پاکستان به دنیا آمد. استاد مطالعات اسلامی دانشگاه بلوچستان کویته بود. عمده فعالیت او درباره زبان و فرهنگ بلوچستان بود. شاعری توانا و نویسنده چیره دست همچنین محقق ریزبین با پشتکار مثال زدنی بود. بیش از ۲۴ جلد کتاب ادبی، تاریخی، فرهنگی و فلسفی تالیف کرد. بزرگترین یادگار او تاسیس کتابخانه مرجع «سید ظهورشاه هاشمی» است که بزرگترین کتابخانه ادبیات بلوچی به شمار می آید. 

صبا همه عمر خود را صرف علم و فرهنگ کرد. اول ژوئن ۲۰۱۱ به هنگام بازگشت از دانشگاه در خیابان توسط عده ای ناشناس مورد سوقصد قرار می گیرد. به علت جراحت ناشی از آن در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم کرد. گفته می شود به علت مخالفت آشکار با سیاستهای ارتش پاکستان در سرکوب مردم بلوچ و همچنین شرکت در تظاهرات ضد دولتی و سخنرانی در برخی تجمعات توسط عوامل دولتی ترور شده است. از آثار او می توان به «فلسفه اسلام و یونان»، «گلکار و چکن‌کار»، «بلوچی زبان عاقبت»،« ترانگی بن‌زه» اشاره کرد.

Categories: فارسی Tags:

مرغ و خروس نامه

۱۷ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

این دو از همزیست های ما هستند. زندگی تقریبا مسالمت آمیزی با هم دارند. سرکار خانم برای خودش می چرخد، خاکها را مدل طوفان دوار به هوا پرتاب می کند. در اثر طوفان ایشان گودالی در محل زندگی شان حفر می شود. بر اثر گردخاکی که خانم به پا کرده جناب خروس سر از پایش قابل شناسایی نیست. گاه این دو ترک تخاصم می کنند. خروس بیشتر سعی می کند خودش را از جدل برهاند. شیطنت سرکار خانم گاه گل می کند. خروس به او بی محلی می کند. نوک زدن و کندن پرهای دم جناب خروس برای سرکار جنبه تفنن و جنگ افروزی پیدا می کند. آن وقت گردخاکی به پا می شود که بیا و ببین. به هم پریدن چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد، سپس هر کس به حالت قهر چاله ای بر روی زمین حفر می کنند

Categories: فارسی Tags: