بجار

۱۵ آذر ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

به موضوعات و مسایلی که قابل اندازه گیری با موازین کمی نیستند و به آسانی آنها را نمی توان مقایسه و ارزیابی نمود فرهنگ غیر مادی می گویند. هنر، ادبیات، ضوابط و روابط خانوادگی از نمونه های فرهنگ غیر مادی یک جامعه هستند و هویت فرهنگی آن جامعه را تشکیل می دهند. تغییر و از دست دادن هر کدام از عناصر فرهنگی غیر مادی ضایعه فرهنگی برای آن فرهنگ به حساب می آید. تغییر و تحول در عناصر غیر مادی فرهنگ بسیار کند و در عین حال محافظه کارانه است. مردم نسبت به تغییر اینگونه عناصر بسیار حساس هستند. در فرهنگ بلوچی عناصر مادی و غیر مادی فراوانی وجود دارد که مردم بلوچ به آنها معتقدند و آنها را مراعات می کنند. در این فصل به بررسی نمونه های فرهنگ غیر مادی بلوچ می پردازیم و هریک را به فراخور موقعیت توضیح خواهیم داد. بجار کمک به هم نوع از ویژگی های پسندیده بشری است. انسان موجودی اجتماعی است و حیات و کمال او در گرو زندگی اجتماعی او است. او در شادی و غم به یار و یاور نیاز دارد. او نیاز دارد که در شادی دیگران به او کمک کنند و دیگران را در این شادی شریک کند. در بلوچستان مردم نیز در مراسم های گوناگون مردم سعی می کنند به همنوعان خود کمک کند. این کمک ممکن است کمک مالی یا غیر مالی باشد اما همه دوست دارند در مراسم های گوناگون به یکدیگر کمک کنند. آنها سعی می کنند تا با کمک خود باری را از دوش فرد بردارند. “بجار” یکی از این نوع همیاری های مردم بلوچ است. بجار در واقع کمکی است افراد و آشنایان به هزینه عروسی شخص کمک می کنند. هر کس به فراخور وضعیت مالی خود سعی می کند به داماد مقداری پول کمک کند. این کمک گاهی غیر نقدی نیز ارائه می شود مانند گوسفند،پارچه و غیره. اما معمولا کمک های نقدی را بجار می نامند. کمک نکردن به این امر کاری ناپسند است و در میان مردم بلوچ عیب شمرده می شود. بل کپوت تو نالگاں وشتوارانی من ء کشتگ زهیرانی چم خمارانی

Categories: فارسی Tags:

باهوت

۱۰ آذر ۱۳۷۸ ۱ دیدگاه

باهوت اگر شخصی از شهر و دیار خود به هر دلیلی بیرون رود و به گروهی دیگر در جایی پناهنده شود، شخص پناهنده را باهو‎ٹ می گویند. در زبان بلوچی به باهوت میار ( پناهنده) و کسی که پناهنده را می پذیرد میار جل (باهوت داروک) می گویند. حفاظت از مَیار برای میار جَل حکم مرگ و زندگی را دارد. میار جل همه تلاش خود را انجام می دهد تا او را خطراتی که تهدید می کند برهاند. میار تا زمانی که در خانه میار جل است در امنیت قرار دارد. درباره تاریخچه این فرهنگ گویند که حاکم قندهار، میرزا کامران، به سردار ملک خطی خان که یک بلوچ بوده است دستور می دهد که برود همایون شاه را دستگیر کرده و به نزد او بیاورد. ملک خطی خان همه صحراها و بیابان های را زیر رو می کند ولی او را نمی یابد. شب هنگام خسته به خانه بر می گردد. در خانه را می گشاید ولی می بیند که همایون شاه در خانه اش نشسته است. ملک خطی خان که همایون شاه را در خانه خود می یابد، دچار سردرگمی می شود و نمی داند چگونه دستگیر کند. ملک خطی خان که می بیند همایون شاه به او پناه آورده و در واقع میار او شده است، پس نمی تواند او را دستگیر کند. سرانجام تصمیم می گیرد که به طریقی او را از محدوده حفاظتی خود خارج کند تا بعد بتواند او در جایی دیگر دستگیر کند.

Categories: فارسی Tags:

بررسی تحول واژه کد

۲۰ آبان ۱۳۷۸ ۱ دیدگاه

زبان و تحول

زبان چون نهادی از جامعه بشری است پس همیشه از خصلت های جوامع بشری پیروی می کند. زبان و فرهنگ و در مقیاسی وسیع تر جامعه چون با موجود زنده ای به نام انسان در تعامل هستند خصلت زنده بوند و تغییر یافتن را اکتساب می کنند. فرهنگ که بارها درباره آن سخن گفته ایم یکی از مولفه های موجود در تعریف آن پویایی آن است. زبان هم جزیی از آن است پویایی منحصر به خود را دارد. در برخی قسمت های زبان به سرعت و در برخی به کندی هر چه تمام تر تغییر می یابد. یکی از تغییرات عوض شدن واژگان هر زبانی است. گاه یک واژه ممکن است به طور کامل مطرود شود و گاهی یک واژه نیز در مولفه های معنایی خود دچار تحول می شود. مثلا ممکن است یک واژه در یک دوره زمانی معنی خاص و در زمانی دیگر معنی کاملا متفاوت بدهد. در هر زبانی از این نمونه ها بسیار مشاهده می شود.
تغییر در سطح واژه

کلمه چون که بخشی از زبان هستند خصایص آن سیستم را در خود دارند. یکی از تعاریف زبان آن را به مجموعه قانونمند که از مجموعه های کوچکتر ساخته شده است و آن زیر مجموعه های نیز دارای نظامندی خاص خود هستند. تغییراتی که در سیستم واژگانی زبان انجام می گیرد سریع تر و قابل مشاهده تر هستند تا تغییراتی که در مثلا سیستم دستور یک زبان انجام می شود. پس مردم نمود این تغییرات را به راحتی در زبان خویش احساس می کنند. چون ساختارهای زیرین زبان مانند خط یا دستور محکم تر هستند تغییرات کند و یا به ندرت در آنها روی می دهد. مردم به این تغییرات بسیار حساس و حتی ممکن تغییری که در دستور یا خط داده می شود از طرف گویشوران آن زبان رد شود یا با اکراه پذیرفته شود. نمونه این نوع اصطکاک در زبان ترکی و خط آن که در زمان آتاترک صورت گرفته به وضوح مشاهده می شود. چون نیروهای ماورای زبان در این مسئله نقش داشتند این تغییر سریع تر صورت گرفت.
طرح مسئله

آنچه قصد داریم در این مقاله بررسی کنیم تحولی است که تکواژ کد(kad) یا کت(kat) در زبان فارسی و بلوچی به آنها مواجه شده است. در زبان فارسی معیار تکواژ کد اکنون یک تکواژ آزاد نیست. یعنی در زبان فارسی امروز کلمه کد که تغییر یافته کت است به تنهایی استفاده نمی شود. بلکه همراه تکواژه های دیگر می آید تا معنی بیابد. مانند کدخدا ، کدبانو ،دهکده یا ماتمکده که بر اثر تغییرات زبانی اکنون آنها یک تکواژ به شمار می آیند. ریشه تکواژ کد بر گرفته از کن(kan) از زبان اوستایی است که به معنی خانه به کار می رفته است. تکواژ کن با ت در می آمیزد و کلمه ی کنت(kant) را می سازد. تکواژه کنت در زبان پهلوی معادل شهر است. تکواژه کنت اکنون با نام برخی از شهرهایی بلوچستان و حتی ایران با کمی تغییر به کار رفته است مانند نسکند(نسکنت) یا قصرقند(کسرکند) در فارسی کندژ یا کهندژ را داریم که در همه آنها کنت یا کند معنی شهر را دارد.
بررسی تغییر آواشناسی

د’ و ‘ت’ در زبان مستخرج یکسانی دارند هر دوی آنها از برخورد نوک زبان به پشت دندانهای جلویی پدید می آیند. تبدیل شدن آنها به هم دیگر بسیارمحتمل و به لحاظ زبانی قابل پیش بینی است. مثلا در زبان فارسی آوای ‘ث’وجود ندارد و وقتی یک فارسی زبان آن را در دیگر زبان های می شنود آن را به ترین آوایی که در‌ آن زبان وجود دارد تعبیر می کند یعنی آنها ‘ت’می شنود. این تغییر در تکواژ کنت و بعد ها کند صورت گرفته است. در برخی موارد میانوند ‘ن’از این تکواژ حذف شده است مانند کت یا کد . در برخی واژه های فارسی امروز ما این تکواژ را می بینیم مثلا کندو.
در زبان بلوچی

در زبان بلوچی کت، کند و کد وجود دارند. در زبان بلوچی لهجه سراوانی هنوز به خانه کت گفته می شود. این نشان گر این واقعیت است که زبان بلوچی یکی از اصیل ترین زبان های دسته زبان های ایرانی است. تغییرات در سطح واژگان اگر چه بسیار بوده است ولی برخی واژگان در زبان بلوچی گنجینه ایی بی بدیل برای شناخت زبان های همسایه هستند.

Categories: فارسی Tags:

فرهنگ

۱۰ آبان ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

واژه فرهنگ در زندگی روزمره ما بارها تکرار می شود. این واژه دارای معانی و مفاهیم زیادی است. هر کس به فراخور آشنایی خود با مسایل اجتماعی معانی گوناگونی از آن ارائه می دهد. فرهنگ از لحاظ واژگانی از دو جزء “فر” و “هنگ” تشکیل یافته است.” فر” به معنی جلو و بالا،” هنگ” به معنی کشیدن ، سنگینی و وزن می باشد. توجه به این اصل ضروری است که در مسایل انسان شناسی و اجتماعی مفهومی که توسط عامه مردم پذیرفته شده است قابل قبول است نه معنای واژگانی و لغوی آن. فرهنگ در طی دوره های مختلف به معانی گوناگونی به کار رفته است که نمونه های آن در ادبیات فارسی موجود است. در پایین به طور خلاصه مفاهیم فرهنگ که در ادبیات به کار رفته است را بیان می کنیم. ۱٫به معنی خرد و دانش و علم: ” به خواستاری فرهنگ کوشا باشید، چه فرهنگ تخم دانش است و بر آن خرد است.”۱ ۲٫به معنی فنون و ورزش ها: ” به یاری یزدان به چوگان و اسوباری و چترنگ و نواردشیر و دیگر فرهنگ از ایشان همگی چیرورد بود.”۲ ۳٫فردوسی آن را معادل دانش و هنر می داند. ” ز دانا بپرسید دادگر که فرهنگ بهتر بود یا گهر” ۴٫در قابوسنامه به معنی آموختن و به کاربستن آمده است. ۵٫در برهان قاطع به معنی ادب و بزرگی و سنجیدگی آمده است. ۶٫در دوره معاصر با آموزش و پرورش معادل بوده است. ۷٫در زبان روشن فکری با فرهنگ مترادف با ادب است. ۸٫ اخیر به معنی بینش و اصول و فروع دین و مسایل فکری و نظری در معتقدات اسلامی است و معادل اصطلاح معارف اسلامی است. این معانی در واقع تلقی هر گروه خاص و هر دوره خاص از واژه فرهنگ را نشان می دهد. آنچه در علوم انسانی دارای اهمیت است تعریف جامع از این مفهوم است. در تعریف فرهنگ متفکران علوم اجتماعی به توجه به بینش خود هر یک تعریفی از فرهنگ ارائه کرده اند و هر یک از منظری خاص به مقوله فرهنگ نگریسته اند که در ادامه به برخی از این تعاریف اشاره می شود. تایلر: فرهنگ شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین و سنن و تمام عادات و رفتارها و ضوابطی است که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه فراگرفته است و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی دارد. گی روشه: فرهنگ مجموعه ی به هم پیوسته ای است که از اندیشه ها و احساسات و اعمال کم و بیش صریح که به وسیله اکثریت افراد یک گروه پذیرفته شده است و برای اینکه افراد گروهی معین و مشخصی را تشکیل دهند لازم است آن مجموعه ی به هم پیوسته به نحوی- در عین حال عینی و سمبلیک- مراعات گردد. ادوارد ساپیر: فرهنگ عبارت است از سیستم رفتارها و حالت های فرهنگی بر ضمیر ناخود آگاه فرد . فرهنگ یک گروه شامل انواع مدل های اجتماعی رفتار است که به وسیله همه یا اکثریت اعضای گروه جامه عمل به خود می پوشد و جامعه در حقیقت یک اصطلاح فرهنگی است که افراد به نسبت روابطی که با یکدیگر دارند برای بیان بعضی از صور رفتارهای خود به کار می برند. با توجه به تعاریف ارائه شده می توان گفت که فرهنگ یک مجموعه تعاملاتی بین فرد با جامعه، فرد با فرد و جامعه با فرد است که اکثریت آن را مراعات می کنند و در نگهداری و انتقال آن کوشا هستند. فرهنگ دارای ویژگی های به ظاهر متناقضی است که در ذیل به بیان آنها پرداخته و هر کدام را به اختصار توضیح می دهیم. ۱٫ فرهنگ عام ولی خاص است. فرهنگ به عنوان دستاورد معرفتی و فنی انسان و همه جوامع انسانی عام است ولی به وجود عام بودنش هر گروه اجتماعی دارای ضوابط و مقررات و مناسک اعتقادی خاص خود می باشد. به عبارت دیگر فرهنگ هر جامعه خاص همان جامعه است. ۲٫فرهنگ متغیر ولی ثابت است. همه پدیده های اجتماعی بنا بر مقتضیات زمان و مکان و نیاز های بشر دچار تغییر و تحول قرار می گیرند. ولی این تغییرات در زمینه فرهنگی به قدری کند و آرام است که در مشاهدات محسوس نیست و تقریبا ثابت به نظر می رسند. ۳٫پذیرش آن اجباری ولی اختیاری است. فرهنگ تمام جهات زندگی اجتماعی ما را در بر می گیرد ولی به ندرت خود را آشکارا بر افکار و اعمال ما تحمیل می کند. به عبارت دیگر انسان از بدو تولد چه بخواهد چه نخواهد ارزشهایی را در خانواده فرا می گیرد. فرهنگ مقوله بسیار پیچیده ای است و بررسی آن از جنبه های مختلف ضروری است. بنابراین باید این موضوع از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گیرد و تعاریف گوناگونی برای آن ارائه نمود تا بتوان آن را به طور دقیق مورد بررسی قرار داد. یکی از موضوعاتی درباره فرهنگ مطرح می شود مقوله های فرهنگ مادی و غیر مادی هستند. فرهنگ مادی: به مجموعه ی پدیده های اطلاق می شود که محسوس و ملموس و قابل اندازه گیری با موازین علمی و کمی باشند. مانند: فنون، ابزارهای کاربردی و تولیدی فرهنگ غیر مادی به موضوعات و مسایلی گفته می شود که قابل اندازه گیری با موازین کمی نیستند و به آسانی نمی توان آنها را مقایسه و ارزیابی نمود. مانند: معتقدات،‌هنر، زبان و ادبیات با توجه به وسعت و قلمرو موضوعات و زمینه ها و مناطق فرهنگی و برای سهولت تحقیق و مشخص نمودن اجزای مختلف فرهنگ، لازم است آنها را مرز بندی کرد. ساخت فرهنگی معمولا از عنصر فرهنگی، ترکیب فرهنگی و حوزه فرهنگی تشکیل می شود. یعنی کوچک ترین واحد قابل تعریف عنصر فرهنگی است. عنصر فرهنگی: کروبر عنصر فرهنگی را عبارت از حداقل قابل تعریف می داند و این حداقل را با توجه به کارکرد آن در نظر می گیرد. وی تعیین و تشخیص عناصر فرهنگی را مهمترین و دقیق ترین قسمت مطالعه فرهنگی می داند. مثلا یک اطاق غذا خوری از صندلی و میز غذا خوری تشکیل می شود، صندلی و میز غذاخوری هر یک عنصر فرهنگی هستند. ترکیب فرهنگی: مجموعه چند عنصر که در یک موضوع مشترک کارکردشان در یک جهت و به یک منظور باشد، یک ترکیب فرهنگی را تشکیل می دهند. در مثال بالا اطاق غذاخوری ترکیب فرهنگی است. حوزه فرهنگی: مناطقی را که دارای ترکیب های فرهنگی مشابه و همسان می باشند، حوزه فرهنگی می گویند. به عبارت دیگر حوزه فرهنگی عبارت است از منطقه ای که در آن چند گروه و طایفه ی مختلف زندگی می کنند و دارای عناصر فرهنگی و ترکیب های فرهنگی مشترک و مشابه هستند. بحث فرهنگ را در همین جا به اتمام می رسانیم و در ادامه سلسله مقالات فرهنگ به عناصر فرهنگی و فرهنگ مادی بلوچستان خواهم پرداخت.

Categories: فارسی Tags:

زبان سغدی و سرگذشت آن

۱ آبان ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

زبان سغدی، از نظر تنوع و حجم ادبیات مکتوب، مهم ترین زبان ایرانی میانهٔ شرق است که بررسی و مطالعهٔ آثار آن در آغاز قرن بیستم و با کشف گنجینهٔ تورفان آغاز شده‌است. پیشینهٔ سرزمین سغد: نام سرزمین سغد را نخستین بار در نوشته‌های کتاب دینی اوستا، در سنگ نبشته‌های فارسی باستان و در نوشته‌های مورخان یونانی می‌بینیم. سرزمین سغد را، از دید منابع تاریخی، ناحیه‌ای کم وسعت در کنار رود زرافشان می‌یابیم ؛ اما کشف آثار و مدارک سغدی در گسترهٔ جغرافیایی عظیمی، از روسیه تا ترکستان چین (ایالت سین کیانگ امروزی)، حکایت از آن دارد که سغدیان روزگاری ساکنان چین سرزمین پهناوری بوده‌اند، هر چند که مطالعات دقیق تر نشان می‌دهد که آنان را باید صرفا مهاجرانی در این سرزمینهای بیگانه به شمار آورد. سمرقند، پایتخت سرزمین سغد، از نظر سوق الجیشی نقش بسیار مهمی در جادهٔ ابریشم، شاهراه تجاری میان چین و دنیای غرب داشته‌است. بازرگانان سغدی، در طول این جاده، مهاجرنشین‌های متعددی احداث کرده بودند و این مطالب را منابع عربی و نوشته‌های مورخان اسلامی، که از مهاجرت سغدیان پیش از حمله ء اعراب و نیز از فعالیت‌های تجاری آنا سخن می‌گویند، تایید می‌کند. نتیجهٔ بارز این امر اهمیت یافتن نقش زبان سغدی، به صورت زبان میانجی (lingua franca)، در طول جادهٔ ابریشم بوده‌است. از این دیدگاه، نقش سغدیان را در آسیای مرکزی می‌توان با زبان یونانیان در دنیای باستان، البته در مقیاسی محدودتر قابل قیاس دانست. در پرتو همین نقش زبان سغدی است که بیشتر دست نویس‌های آن در این ناحیه، به خصوص دتون هوانگ و نواحی اطراف تورفان به دست آمده‌است. زبان سغدی: زبان سغدی، پیش از کشف گنجینهٔ تورفان در ترکستان چین که در اوایل قرن حاضر صورت گرفت، زبانی تقریبا ناشناخته بوده‌است. گرچه ابوریحان بیرونی در حدود هزار و اندی پیش، با ذکر نام روزها و ماهها و جشن‌های سغدی، تلویحا به این زبان اشاره کرده بود. آندرئاس، در میان گنجینهٔ دست نوشته‌های واحهٔ تورفان، به وجود زبان ناشناخته‌ای پی برد و آن را سغدی دانست. طی نود سال پس از آن، با کوشش هیات‌های اکتشافی متعدد، آثار مکتوب این زبان، به صورت پراکنده از نواحی نزدیک شهر سمرقند تا یکی از برج‌های داخلی دیوار بزرگ چین و از مغولستان شمالی تا درهٔ علیای رود سند در شمال پاکستان کشف شده‌است. زبان سغدی یکی از زبان‌های گروه شرقی ایرانی میانه، زبان ناحیهٔ حاصلخیز سغد، واقع در میان دو رود سیحون و جیحون بوده‌است. این زبان در طول ده قرن (قرن‌های دوم تا دوازدهم میلادی) مهم ترین زبان ایرانی در آسیای مرکزی، زبان تجاری جادهٔ ابریشم و از دیر زمان ابزار و پیوند فرهنگ‌های سرزمینهای شرقی و غربی آسیا بوده‌است. زبان سغدی از جمله زبانهای ایرانی شرقی و رایج ترین آنهاست که زبان فرهنگ و ادب و بازرگانی در مناطق فارسی زبان تا مرزهای چین بوده‌است. حال اگر نقش بسیار مهم بخارا و سمرقند، مادرشهرهای قلمرو زبان سغدی، را نیز در گسترش ادبیات آغازین فارسی در نظر بگیریم، ورود شمار چشمگیری از واژه‌های سغدی مانند خوک، ستیغ، زیور، سنگسار را در زبان فارسی امری طبیعی می‌یابیم. بررسی آثار بزرگانی چون رودکی، ابوشکور بلخی و اسدی طوسی نیز مؤید این معناست. زبان سغدی همانند دیگر زبانهای شرق ایران، نظیر خوارزمی، ختنی نظام صرفی اسمی، ضمیری و فعلی بسیار گسترده‌ای را به نمایش می‌گذارد. ادبیات سغدی : گستردگی نوشته‌های زبان سغدی، در مکانها و زمانهای متفاوت، با گونه‌های ادبی متنوع و برای مقاصد گوناگون در طول پنج الی شش قرن متمادی، که جوامع سغدی زبان از بارزترین سازندگان نهادهای اجتماعی و فرهنگی آسیای مرکزی بودند، امری قابل توجه و چشمگیر است. آثار مکتوب سغدی، به رغم آنکه پاره پاره شده و درگذر زمان آسیب‌های جدی دیده‌اند، منابع ضروری، غیرقابل انکار و بسنده‌ای برای بازسازی چهرهٔ تاریخی و حقیقی سیاست، اقتصاد، دین، هنر و فرهنگ سغد و سغدیان اند. آثار بازیافته ء سغدی شامل آثار دینی (مانوی، مسیحی و بودایی)و آثار غیر دینی است. سیمز ویلیام کهن ترین متن سغدی را قطعهٔ منحصر به فردی می‌داند که محتوای آن دعای اشم وهو است و احتمالا دریچه‌ای به سغدی باستان، متعلق به دوران هخامنشی، می‌گشاید، گو اینکه نگارش آن هزار سال بعد صورت گرفته‌است. از نظر قدمت، کهن ترین شواهد مکتوب زبان سغدی، سنگ نوشته‌هایی منسوب به قرن دوم میلادی اند. مهم ترین نوشته‌های غیردینی به زبان سغدی، صرف نظر از “نامه‌های باستانی ”، “ اسناد کوه مغ ” حاوی نامه‌ها واسناد اداری، اقتصادی و حقوقی است که بر کاغذ، چوب، چرم و ابریشم نگاشته شده‌است. این اسناد متعلق به شاهزاده‌ای سغدی به نام دیواشتیج است که در سال ۱۹۳۳ در ویرانه‌های قلعه‌ای بر کوه مغ در نزدیکی دهکدهٔ خیرآباد و ویرانه‌های شهر قدیمی پنجیکند، در شمال تاجیکستان، موطن اصلی سغدیان، به دست آمده‌است. از دیگر متن‌های غیردینی می‌توان به چند متن پزشکی و یک متن جادوگری اشاره داشت. متنهای دینی سغدی به احتمال زیاد به دورانی مابین قرن‌های هشتم و یازدهم میلادی تعلق دارند و از وجود چند دین، در آن دوران و در آن جوامع، حکایت دارند و در ارزیابی ادبیات دینی سغدی، در آغاز احساس می‌شود که موجودیت آن حاصل ترجمهٔ آثاری است که به دست ادیبان روحانی مانوی، مسیحی و بودایی انجام گرفته‌است. در میان این متن‌ها، متن سغدی و یانتره جاتکه، که طولانی ترین متن دینی شناخته شده به زبان سغدی است، دارای سبک ادبی پیشرفته تری نسبت به دیگر متن هاست و احتمالا بیشتر تالیفی بومی به زبان سغدی و یا بازنویسی یک داستان بودایی است تا اینکه ترجمه باشد. نظام نوشتاری زبان سغدی : به رغم گستردگی جغرافیاییی قلمرو زبان سغدی، تفاوت گویشی اسناد مکتوب موجود اندک است.بررسی متون موجود سغدی این واقعیت را نمودار می‌سازد که تنوع فرهنگی این آثار در خط آن نیز کاملا منعکس و بنابر ضرورت زمان و مکان و موضوع کتابت، از گونه‌های خطی متنوعی استفاده شده‌است. به جز یک قطعه که به خط براهمی (شاید که خط ویژهٔ برهمن‌ها باشد!) نوشته شده‌است. متون سغدی شناخته شده به سه خط سغدی، که گونهٔ سمرقند نیز نامیده می‌شود، خط عمومی سغدی‌ها در قرن چهارم میلادی است که تا قرن هفتم میلادی به طور کامل گسترش یافته‌است. این خط بر قدیمی ترین سکه‌ها و اسناد باقی مانده از زبان سغدی دیده می‌شود و گونه‌های اصلی زیر را شامل است : الف) خط کهن “ نامه‌های باستان ” و دیگر متنها تا حدود قرن پنجم میلادی ؛ ب) خط سوتره یا خط رسمی سغدی که معمولا در متن‌های بودایی به کار رفته‌است ؛ ج) خط پیوسته که دارای گونه‌های متنوع محلی بوده‌است و جدیدترین صورت آن بدون در نظر گرفتن تقدم تاریخی، “ایغوری” نامیده می‌شود، زیرا برای نوشتن زبان ترکی باستان نیز به کار رفته‌است. پیشینهٔ طولانی تاریخی سغدی، وجود املای تاریخی و هزوارش را در این خط امری عادی و معمول ساخته‌است، گرچه نسبت به زبان‌های فارسی میانه و پارتی تعداد هزوارش‌ها کمتر است. چنانچه خواسته باشیم به پیشینهٔ مطالعات سغدی اشاره‌ای داشته باشیم، می‌باید به پژوهش‌های دانشمندانی چون بدرالزمان قریب، زهره زرشناس، امیل بنونیست، م.ج.درسدن ر.گوتیو، و.ب.هنینگ، د.ج.مکنزی، نیکلاس سیمز ویلیامز، و. زوندرمان و د..ا.اوتز اشاره داشت. با پیش چشم آوردن این حقیقت که هر زبانی دربردارندهٔ فرهنگ و تاریخ و ارزشهای کهن گویش وران خویش است، امید است که بازشناخت هرچه بهتر زبانهای کهن ایران زمین، همچون آیینه‌ای، برنمایانندهٔ جایگاه والای ساکنان این مرز و بوم گرامی گردد.

برگرفته از مقدمهٔ کتاب “ شش متن سغدی ” / دکتر زهره زرشناس / ۱۳۸۰

Categories: فارسی Tags:

ویژگی‌های آوایی لهجه لاشاری

۵ مهر ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

درباره تقسیم بندی زبان بلوچی دیدگاههای زیادی وجود دارد. زبان شناسان زبان بلوچی را براساس جغرافیا سکونت مردم بلوچ به لهجه‌های مختلف تقسیم کرده‌اند. ویلهلم گیگر زبان بلوچی را به دودسته عمده شمالی و جنوبی تقسیم کرده‌است. در این تقسیم بندی بلوچی جنوب به دو دستهٔ شرقی و غربی و بلوچی شمال به دو دستهٔ شمالی و جنوبی تقسیم شده‌اند. جوزف الفنبین محقق برجسته زبان بلوچی را به شش دسته تقسیم می‌کند که عبارتند از: الف- لهجه‌های تپه‌های شرقی ب- لهجه رخشانی ج- لهجه سراوانی د- لهجه کیچی ه- لهجه لتونی (لاشاری) و- لهجه‌های ساحلی

لهجه لاشاری منطقه لاشار در بلوچستان ایران قرار دارد. این منطقه شامل نواحی مانند اسپکه، پیپ، مسکوتان و فنوج می‌شود. از خصیصه‌های اصلی لهجه لاشاری آوای /ū/ است که در این لهجه ثابت مانده‌است. چون در برخی لهجه‌های بلوچی این صدا به i/ /تبدیل شده‌است. دیگر ویژگی این لهجه استفاده از مصوت‌های مرکب است در حالیکه در برخی لهجه‌های بلوچی واژگانی که دارای مصوت‌های مرکب هستند به مصوت ساده تبدیل می‌شوند. استفاده از نیم مصوت /y/ در ابتدای برخی واژگانی که با مصوت شروع می‌شوند. در لهجه لاشار برخی آواهای وجود ندارند ویا به آواهای متناظر تبدیل شده‌اند مانند: /ŗ/ که به /r/تبدیل شده‌است. بررسی نیم مصوت /y/[۱] مصوت یا واکه واج‌هایی هستند که از لرزه تارهای آوایی پدید می‌آیند و بدون برخورد با هیچ مانعی از مجرای دهان می‌گذرند. مصوت‌های زبان بلوچی ۸ عدد هستند که به دو دسته زیرتقسیم می‌شوند: ۱- مصوت‌های کوتاه: /a/، /i/، /u/ ۲- مصوت‌های بلند(کشیده):/ā/، /ī/، /ū/، /e/، /o/ در زبان بلوچی برخلاف زبان فارسی واژه می‌تواند با مصوت آغاز شود. در زبان بلوچی به ابتدای برخی واژه‌ها که با مصوت‌های بلند شروع می‌شوند نیم مصوت /y/ اضافه می‌کنند. مثلا کلمه /īrān/ در بلوچی به صورت /yerān/ تلفظ می‌شود. افزودن نیم مصوت /y/ در لهجه لاشاری بیشتر دیده می‌شود. در مصوت بلند /ā/ که در ابتدائی کلمه قرار می‌گیرد در برخی کلمات این افزودن نیز روی می‌دهد. به طور نمونه می‌توان به کلمات زیر اشاره کرده که در لهجه لاشار به آنها نیم مصوت /y/ اضافه می‌شود. مثلا کلمه«علی» به صورت /yalī / در لاشاری قدیم تلفظ می‌شود. در دیگر لهجه‌ها لاشاری /āp/ /yāp/ /ārt/ /yārt/ /ādink/ /yādink/ /ātesh/ /yātesh/ آوای دیگری که در لهجه لاشاری با دیگر لهجه‌های متفاوت است، آوای /ŗ/ است. این واج در لهجه لاشاری منسوخ شده‌است. در دیگر لهجه‌های این واج موجود است و مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی مردم لاشار این واج را به واجی مشابه آن تغییر داده‌اند. واج /ŗ/ در بلوچی لاشار به صورت /r/ تلفظ می‌شود. مثلا واژه /lahŗ/ در لاشاری به صورت /lahr/ تلفظ می‌شود.در واقع واج /ŗ/ مخصوص زبان بلوچی است در لاشاری به صورت /r/ فارسی گفته می‌شود که این تبدیل واج در لاشاری تاثیر زبان فارسی را نشان می‌دهد. دیگر ویژگی متمایز کننده لهجه لاشاری استفاده از شناسه اول شخص در پایان فعل‌های زمان گذشته‌است. مثلا در لاشاری برای گفتن مفهوم «رفتم» به بن فعل «/rapt/» «/uŋ/» اضافه می‌کنند. این در حالی است که در برخی لهجه‌ها شناسه اول شخص به صورت «/āŋ/» اضافه می‌شود. در این شناسه معمولا صدای آخر آن غنه می‌شود ولی در هنگام بیان آن به صورت تاکید یا خشمگینانه به صورت /n/ تلفظ می‌شود.

Categories: فارسی Tags:

آواشناسی زبان بلوچی

۳۰ شهریور ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

آوا (phone) یک پدیده فیزیکی است که از طریق گوش دریافت می‌شود. به عبارت دیگر آوا نشانهٔ مادی، محسوس و گفتاری برای نظام‌های مجرد و ذهنی زبان است. هوای از طریق بینی یا دهان وارد شش‌ها می‌شود، سپس از طریق همین دو خارج می‌شود. هوا در هنگام خروج به تارهای صوتی در حنجره و حفره‌های دهانی و غنه‌ای بر خورد می‌کند. این برخورد‌های باعث تولید اصوات گوناگون زبان می‌گردند.

آواشناسی: با توجه به تعریف آوا، آواشناسی عبارت است از مطالعه وبررسی علمی صداهای یک زبان را آواشناسی می‌نامند. همه کوشش آواشناسان این است که روش نظامند برای توصیف هر صدایی عرضه کنند. آواشناسی به سه زمینه تحقیقاتی تقسیم می‌شود:۱- آواشناسی آزمایشگاهی ۲- آواشناسی شنیداری ۳- آواشناسی تولیدی همانگونه که در بالا توضیح داده شد هنگام خروج هوا ممکن است تارهای صوتی مانعی در برابر هوا گردند. مانع شدن تارهای صوتی باعث بوجود آمدن «واک» می‌شود. اگر جریان هوای بازدم بدون برخورد با تارهای صوتی از مجاری عبور کند، در حنجره هیچ آوایی تولید نمی‌شود. آواها با توجه به واک دار بودن یا نبودنشان به دو دسته مهم تقصیم می‌شوند: ۱- صامت ۲- مصوت

مصوت

مصوت یا واکه واج‌هایی هستند که از لرزه تارهای آوایی پدید می‌آیند و بدون برخورد با هیچ مانعی از مجرای دهان می‌گذرند. وضعیت دهان، لبان و زبان در چگونگی مصوت‌ها تاثیر دارد. چنانچه به هنگام تلفظ واکه زبان به جلوی دهان نزدیک شود واکه را پیشین می‌نامند. ولی اگر زبان به عقب دهان نزدیک شود واکه پسین نامیده می‌شوند. اندازه باز بودن حفرهٔ دهان و فاصله زبان و کام نیز در پیدایش نوع واکه دخالت دارد و واکه‌ها را با توجه به همین وضعیت به انواع: باز، بسته، نیم باز و بسته تقسیم می‌شوند.

واکه‌های زبان بلوچی

oː uː eː

aː u i a

 

صامت‌ها

آن دسته از اصوات گفتار که در ادای آنها جریان هوا پس از عبور از تارهای صوتی در نقطه‌ای از حفرهٔ دهان در فاصله میان گلو و لب‌ها با مانعی برخورد کرده در برابر آن سدی ایجاد شود یا با فشار از تنگنایی بگذرد و یا مسیر حرکتش تغییر کند و به عبارت دیگر وضعیت حفرهٔ دهان و اندام‌های گفتار پس از عبور هوای بازدم از حنجره و قبل از خروج آنها از لبها تغییر یابد و در نتیجه آوای تازه‌ای بدان افزوده شود، صوت پدید آمده را صامت می‌نامند.

مصوت‌های زبان بلوچی
انسدادی انسدادی-سایشی سایشی لرزشی کناری- تقریبی تقریبی

بی واک p, t, ʈ, k ʤ s, ʃ, h r, ɽ l w

واکدار b, d, ɖ, ɡ ʧ z, ʒ
j

غنه n

 
m, ŋ

مصوت‌های مرکب زبان بلوچی

aːi au ai

Categories: فارسی Tags: