بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘ایرانشهر’

ما خودمان مقصریم

۶ بهمن ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

ما مردم مشکل‌داری هستیم. اگر به کسی در کاری کمک نکنید فورا شما را متهم به بی تفاوتی و صد‌ها صفت مذموم دیگر خواهند کرد. اگر به کسی داوطلبانه کمک کنید هزاران ابهام در ذهن کمک گیرنده و دیگران ایجاد خواهد شد که چرا چنین می کند؟ چرا کمک می کند؟ حتما نظری و طمعی دارد. فردا روز حتما در ازای آن کمک تقاضایی خواهد کرد. به راستی ما را چه می شود؟!
حال حکایت ما با چندین نهاد و سازمان شهری و غیر شهری است که البته اشاراتی به نمونه اخیر خواهم داشت. امید است اشارتی برای عاقلان کفایت کند. در زمینه کار و فعالیت‌های علمی و ادبی از طریق دوستان و نهاد‌هایی که این دوستان در آنجا به کار مشغولند گاها مورد مشورت قرار می گیرم. حال نمی‌دانم این سخنان و نظرات ما به گوشی شنیدار آمده‌اند یا خیر؟ مشورت از سوی این افراد معمولا به چند منظور انجام می شود:
اول: فرد واقعا به دنبال راه حل کارشناسی برای مسئله خود است. پس با مراجعه به آگاهان آن مسئله می خواهد بهترین گزینه را انتخاب کند.
دوم: کسانی هستند که فکر می کنند عقل کل هستند. دیگران باید در مقابلشان کرنش کنند. خلاصه دیگران باید در مقابلش معترف به جهل و نادانی شوند بلکه او راضی شود. این گونه افراد فقط سعی دارند با مشورت کردن با دیگران عقل کل بودنشان را به مشاور به اثبات برسانند. در آخر هم مشاور بخت  برگشته با انواع و اقسام برچسب‌ها مردود انگاشته می شود.
سوم: گروهی افراد هستند که زیادی حرف می زنند. از شما و سازمان‌تان به جا و بی‌جا انتقاد می کنند. بهترین راه این است که به او لقب مشاور خود  اعطا کنید تا او از جبهه مقابل شما به سمت شما چرخش کند. این یک تاکتیک حافظ گونه است:

با دوستان مروت  با دشمنان مدارا

داستان چیست؟
ما برای مشاروه مدتی قبل جهت انجام پروژه‌ای به یک نهاد دعوت شدیم. ما ساده‌ٔ بی خبر خود را با تمام سلاح و قوا آماده کرده بودیم. به انجا رفتیم تا نظر خود را در مورد کلیات و جزییات آن طرح بیان کنیم. تجربیات سال‌ها وب‌نوردی را بدون چشم داشت در اختیار رفقا گذاشتیم. جلسه اول کفایت داستان را نکرد. هفته بعد با کوله‌ باری از نوشتار و مقاله و عکس به سخنرانی پرداختیم. هر چند در آن جمع کمتر کسی از مسایل فنی مطلع بود. سعی بر آن شد کلیه مطالب به زبان عامیانه به آنان تفهیم شود. خلاصه جلسه دوم به پایان رسید. نتیجه آن شد که آن جمع در قیاسی بزرگتر با هم‌کیشان به مشورت نشسته و نتیجه را اعلام دارند.
از آن روز مدتی می گذرد. ما کارمان را با صداقت انجام داده بودیم. بعدها از دوستی جویای سرانجام آن موضوع شدم، خبردار شدم که آن شور دوستان به این نتیجه رسیده است که ما آن مشاوره‌ها را صرفا جهت منفعت جویی شخصی ارائه کرده‌ایم. گویا دوستان به این نتیجه رسیده بودند که ما را همیانی بزرگ در کناره بود و برای پر کردنش مغز‌های آنها را خالی کرده بودیم. حال خودتان قضاوت کنید ما چگونه مردمانی هستیم؟
در همان روزها بارها تاکید می شد که شما باید نقش فعال‌تری برای جامعه‌تان ایفا کنید. ما نیز هندوانه‌ها را با آغوش باز،بی خبر از همه جا،  زیر بغلمان پذیرا بودیم.اگر ما به آن جلسات نمی رفتیم حتما متهم به سهل انگاری در ایفای نقش شهروندی‌مان می شدیم. ما مسئله را با دید باز نگریسته و به جلسه مشاروه آنها رفتیم اما دیدید چگونه منفعت طلب از کار در آمدیم.

تراوشات ذهنی من در یک بامداد برفی

برای چریک پیر

۲ بهمن ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

عبدالواحد برهانی از معدود نویسندگان بلوچ است که کمک شایان به شناساندن ادبیات بلوچستان کرده است. او با ترجمه کتب مختلف بلوچی به زبان فارسی رسالت انتقال فرهنگ را به هموطنان و هم زبان خود به خوبی انجام داده است. این نوشته برای تقدیر از زحمات این نویسندهٔ گرانمایه است.

از ترجمه‌های او رمان نازک نوشتهٔ سید ظهورشاه هاشمی است. بنده بسیار از خواندن این اثر ارزشمند لذت بردم. هرچند انتقادی بر این اثر داشتم. همان روزها سرتیترهایی از این نقد‌ها آماده کرده بود. بسیار دوست داشتم این انتقادات ادبی و ترجمه‌ای را با این نازنین به بحث بگذارم.

دیدار اشکان و یاسر نازنین بار دیگر من را به همان حال هوا برد. مدتی قبل خبر موفقیت استاد برهانی را در وبلاگ بلوچ ارتباط دنبال کردم. آن روز از کسب آن جایزه برای ادبیات بلوچستان بسیار خوشحال شدم.

بنابر نوشته اشکان و یاسر آنچه که من را با آنها موافق کرده است تقدیر از این استاد در زمان حال است. قدردانی برای کسانی که زحماتی برای ادبیات این مرز و بوم کشیده‌اند یک ارزش متعالی است.بنده آنچه را که به نظر می رسد برای تقدیر از استاد برهانی در ذیل بیان می کنم امیدوارم دوستان نظرات خود را در این باره بیان کرده و سعی کنند ما را در پای گیری این ایده یاری کنند.

من پیشنهاد می کنم در یکی از سالن‌های شهر ایرانشهر جلسه‌ای با حضور ادبا و نویسندگان برگزار شود. در این جلسه داستان خوانی و نقد ادبی حول محور آثار استاد برهانی برگذار شده و در آن جلسه از زحمات این نازنین قدردانی صورت گیرد. البته برای شهر نیاز است این گونه جلسات کتاب خوانی و نقد حداقل هر ماه یک بار برگزار شود.

 چریک پیر لقبی است که رازگو بلوچ به استاد برهانی داده است

جلسه آی‌تی و رسانه دیجیتال در ایرانشهر – ۱۳۹۰/۱۰/۰۷

۲ دی ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ما جمعی از علاقه مندان به مسایل آی‌تی چند مدتی است معمولا اواخر هفته را با جمع شدن در دفتر شورای اسلامی ایرانشهر به بحث و تبادل نظر درباره مسایل کلی آی‌تی می پردازیم. چندین جلسه با حضور دوستان درباره مسایل آموزش در حوزه آی‌تی پرداختیم. نظرات و پیشنهادات خوبی از طرف دوستان مطرح گردید. اما متاسفانه به علت برخی تعطیلات آخر هفته‌ای چند مدتی است این جمع پراکنده گردید. بار دیگر می خواهیم هفته آینده روز چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ ساعت ۱۶ در محل همیشگی این جلسات را از سر گیریم.

موضوع این جلسات در چند جلسه آینده حول محور رسانه دیجیتال خواهد بود. بنده از دوستان با توجه به علایق و توانایی‌هایشان تقاضا کرده‌ام هر کدام درباره موضوع خاصی برای جمع مطالبی را ارائه دهند.تا به حال که این مطلب را آماده می کنم دوستان ذیل مطالبی حول محور رسانه دیجیتال ارائه می دهند. البته اگر دوستان دیگر نیز اعلام آمادگی کنند و مطالبی داشته باشند سعی خواهم کرد لیست زیر را کامل کنم.

  • مصطفی دانشور – امنیت در وبلاگ نویسی
  • یاسر کرد – مقایسه رسانه کلاسیک(مکتوب) و دیجیتال
  • شهرام ریگی – سرویس دهندگان وبلاگ ایرانی و غیر ایرانی
  • یوسف امیری – رسانه دیجیتال و دانشگاه

چنانچه شما در این شهر هستید و می خواهید مطالبی در این جلسات ارائه دهید لطفا از طریق ارسال نظرات همین نوشته به من اطلاع دهید.