بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘بلوچستان’

دروغ

۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

دروغ دروغ است. دروغ برای زنده مانده و برملا نشدن نیاز به دروغ بیشتر دارد. گاه باید آن قدر دروغ گفت که راست را دروغ بنمایاند. دروغ پشت سر مرده کار راحتی است.

مهتاب نوروزی را که حتما یادتان هست. چند روز پیش جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. حال روزنامه‌‌های تهران شروع کرده‌اند با او مصاحبه دورغین ترتیب دادن. روزنامه شرق روز سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۱ در صفحه ۱۳ مصاحبه‌ای را با مهتاب چاپ می کند. این مصاحبه چند سال پیش در تهران امروز به چاپ رسیده بود. برخی از دوستان از جمله جناب آچاک از بمپوریان عزیز این مصاحبه را در سال ۸۶ در وبلاگشان بازنشر می کنند. حال دوستان در شرق بدون آنکه به خود زحمتی داده و کمی در اینترنت جستجو کنند مرتکب سرقت ادبی و جعل شده‌اند.

مهتاب

مهتاب

چند روزی که مهتاب از دنیا رفت سعی کردم واکنش رسانه‌های داخلی و خارجی را رصد کنم. متاسفانه عملکرد رسانه‌های استان از جمله سایت و شبکه هامون کاملا نامید کننده بود. اصلا آنها خبر ندارند مهتاب کیست و در چه جایگاهی بوده است. دریغ از حتی یک جمله. سایت‌های خبری داخلی کمابیش به این موضوع پرداخته‌اند. خبری در چند سطر و اطلاعاتی درباره این هنرمند ارائه کرده‌اند. سایت‌ها و رسانه‌های بیرون از ایران نیز به همین ترتیب خبر درگذشت و اطلاعاتی درباره او نشر کردند. سایت بی‌بی‌سی چندین عکس از خانه و زندگی او در وب‌سایتش گذاشته است.

* برای اطلاعات بیشتر درباره جعل مصاحبه به این سایت مراجع شود.

* همین مصاحبه در یک وبلاگ مازندارانی

* عکس‌های مهتاب در بی‌بی‌سی

* خبر در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی

* خبر در کابل‌پرس

نق زدن ممنوع!

۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۴ دیدگاه

«به عوض آن‌که به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید.» کنفسیوس

چرا؟

چرا گرمه؟ چرا سرده؟ چرا راسته؟‌چرا کجه؟‌چرا کمه؟ چرا زیاده؟ چرا …؟ هر روز ما این سوالات را یا می شنویم یا خود آنها را تکرار می کنیم. به راستی موضوع چیست؟ آیا ما مردمان همیشه ناراضی و غرغرو هستیم؟ حالا سوالات اخیر جامعه بلوچستان به خصوص در جامعه مجازی و گاه حقیقی: چرا تحصیل‌کردگان کاری نمی کنند؟ چرا روشنفکران به فکر راه‌حلی نیستند؟ چرا ملاها اینجورین؟

نقد یا نق؟

بیان مشکلات و تبیین شیوه‌ها برای روشن‌تر شدن مسایل یا بهبود جریان حاضر همراه با راه‌حل را نقد می گوییم. مثلا فلان سازمان می خواهد طرحی را اجرا کند و ما که سر رشته‌ای در آن موضوع داریم به طور مستقیم یا غیر مستقیم سعی داریم نقطه نظرات خود را به گوش آنان برسانیم. به دو دلیل اول آنکه از هدررفت منابع جلوگیری شود دیگر آنکه وظیفه خود را در قبال جامعه خود با توجه به دانش خود به بهترین شکل ممکن ایفا کنیم. نقد بدون ارائه راه‌حل کاری عبث است. شاید گاه به بهانه جویی بیهوده تعبیر شود.

اما بیشتر اظهار نظراتی که ما درباره مسایل و مشکلات جامعه داریم معمولا فاکتور ارائه راه حل را به همراه ندارند. آقا چرا وبلاگت اینجوریه؟ چرا خیابان‌های زاهدان پر از چاله و چوله هستن؟ چرا سرعت اینترنت کم؟ چرا سایت باز نمیشه؟ چرا و صدا چرای دیگر که فقط بیان مشکل می کنند آنهم به صورت گنگ و نارسا. چرا بلوچی خط نداره؟ چرا ما وبلاگ نویسا اینجوری هستیم؟

گاهی این گفته آنقدر در جامعه و فرد نهادینه می شوند که ایراد گرفتن بخشی از فرهنگ جامعه می شود. همه همدیگر را مقصر می دانیم. بدون آنکه که ذره‌ای به رفتار خود نگاهی بیندازیم. به قول یک جوک ایرانی: ما وقتی راننده ماشین هستیم هی به کسانی که بیرون هستند عناوین حیوانات می‌دهیم و فکر می کنیم آنها همه چارپایانی بی فرهنگ هستند. اما وقتی پیاده هستیم فکر می کنیم رانندگاه اتومبیل‌ها مشتی حیوان هستند.

گاه خویش زیر دل‌مان را می زند. دوست داریم به هرچیزی ایراد بنی‌اسرایلی بگیریم. مثلا نمونه‌اش را همین یکی دو روز پیش در یک وبلاگ دیدم که می نالیم چرا به ما اینترنت رایگان می دهید؟! چرا به ما شب‌ها پهنای باند رایگان می‌دهید؟! نخواستیم 😀 چرا روستای ما اینترنت پرسرعت ندارد با وجود آنکه نه کاربری هست نه سیم تلفنی؟!

معما چو حل گشت …

به جان خودم بلد بودم. نوک زبانم بود. اگر من بودم چنین و چنان می کردم. دنیا را گلستان می کردم. رئیس سازمان ملل می شدم.این اصلا کاری نداره هرکی بلده درستش کنه!. استپ!

حتما شما از این نوع حرف‌ها زیاد شنیده‌اید و حتی مواردی  از تجارب شخصی خود را به خاطر دارید. کارهای بزرگ‌ شروعشان سخت است نه انجام دادنشان. همیشه فکر می کنیم اگر ما در فلان مقام بودیم حتما بهتر کار انجام می دادیم بدون آنکه شرایط آن کار را در نظر بگیریم. معمولا کسانی در زندگی موفق هستند که حصار عافیت‌طلبی خود را شکسته و دست به کاری زده‌اند. منتظر ننشسته‌اند تا کسانی دیگران راهی برای آنها پیدا کنند. مثلا همین معضل بی‌کاری جوان را در نظر بگیرید. از هر جوانی بپرسید می گوید کار نیست. آیا از آنان پرسیده شده است که برای ایجاد کار برای خود و دیگران کدام فکر خود را به مرحله اجرا در آورده‌اند؟ چرا ما باید همیشه منتظر یک کسی مثلا دولت باشیم تا بیاید برای ما شغل ایجاد کند؟ چرا خودمان به فکر ایجاد اشتغال و کارآفرینی نیستیم؟‌زمانی اندیشمند آلمانی می گفت تصور کنید اصلا دولتی وجود ندارد باید خودتان به فکر خودتان باشید.

گاهی برخی از آن سوی بام می افتند. وقتی کسی کاری را شروع کرد و به نتایج مطلوب رسید آنها می گویند این که کاری ندارد ما هم می توانیم. یا مثلا من اگر بود سه سوت پروژه را تمام می کردم. اصلا این پسر این کاره نیست من بهترم! خود شما که خود را از دیگران بهتر می دانید چرا به فکر آغاز همان کار نبودید؟ چرا همان کار را با رویه بهتر شروع نمی کنید و انجام دهید؟

اینترنت پر؟کم؟ سرعت

زمانی ما چند سال پیش برای بررسی پروژه اینترنت پرسرعت در استان با برخی از شرکت‌‌های سرویس‌دهنده صحبت می کردیم مردم معمولا در شهرها با دیال‌اپ به اینترنت وصل می شدند. بعدا که سرویس اینترنت موبایل فعال شد حتی برخی روستا‌ها به اینترنت دسترسی پیدا کردند. هرچند هر دو روش کاملا کند و با مشقات زیادی همراه بود.

بنده در برخی از این مذاکرات حضور داشتم. چندین شرکت تهرانی که کارشان خدمات اینترنت بود قول‌هایی دادند. اما نتوانستند با توجه به شرایط استان و دیگر مشکلات این طرح را اجرا کنند. تا اینکه مخابرات به فکر افتاد این بازار بزرگ را به سمت خود بکشد. که تا حدودی توانست.

متاسفانه مشکلات زیادی چه در زیرساخت‌های فنی و نرم‌افزاری در مخابرات وجود دارد. از همان سیم مسی درب ساختمان بگیر تا پچ‌پنل و دی‌اس‌لم و هر چیز دیگر باعث کندی و بد بودن کیفیت اینترنت دی‌اس‌ال در استان می شوند. حال فاکتور نا آگاهی را به این جمع اضافه کنید، کلاف سردرگمی خواهد شد. مردمی که نمی دانند چرا اینترنت ندارند؟ چرا قطع است؟ چرا کند است؟ مردمی که برخی ناجوان‌مردانه کابل‌هایشان را بریده‌اند و جفای بزرگی در حق دیگران کرده فقط به خاطر چند کیلو مس. مسئولانی رده بالا(میانی) که مسایل فنی را اصلا نمی دانند. فقط می دانند باید اینترنت برود روستا فلان. آخر بدون سیم یا با پست‌های خراب چطور می شود؟ چرا مسئولین مخابرات به دانش فنی مجهز نمی شوند؟ چرا از مشاوره‌های دلسوزین بهره نمی‌گیرند؟ چرا با مسایل بازار به شکل علمی برخورد نمی شود؟

نتیجه‌گیری

۱. کمتر نق بزنیم و بیشتر فکر کنیم.

۲. انتقاد بدون راهکاری فقط نشان دادن صورت مسئله است.

۳. مسئولیت اجتماعی خودمان را با نگاه دقیق به مسایل آن و ارائه راهکار منطقی به بهترین نحو انجام دهیم.

۴. برای داشتن اینترنت بهتر همه زیرساخت‌ها و روساخت‌ها باید بهبود یابد

۵. استفاده از دانش فنی و کاربردی کردن آن

۶. اطلاع رسانی دقیق درباره مسایل و مشکلات

۷. احساس مسئولیت دو جانبه برای تعاملی سازنده

پ.ن۱: شرکت شهرام ریگی در پیمانکاری این طرح فقط مسایل بازاریابی و فروش و پشتیبانی را برعهده دارد.

پ.ن۲: خرابی خطوط، نبود ارتباط کابلی، و هر چیز دیگر که به خطوط تلفن برمی‌گردد به عهده مخابرات است.

پ.ن۳: بارها شاهد بودم که شرکت او برای حل مشکلات مخابراتی مستقیم با مسئولین استانی در تماس بوده‌اند.

پ.ن۴:‌چرا رایگان؟ درجاهای که مشتری کم بوده است یا مردم تست بهتری از مشکلات اینترنت خود داشته باشند ماه اول را رایگان در اختیارشان می گذاشت.

مهتاب

۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

مهتاب نوروزی درگذشت.

مهتاب

مهتاب

پ‌‌ن۱: زمانی که در قاسم آباد بودم جویای احوالش از آشنایانش بودم.

پ‌ن۲: در همین اواخر گاه پیرزنی از همان روستا به خا‌نه‌مان می‌آمد می گفت مهتاب پیر و از کارافتاده شده است.

آقای فرماندار چابهار!

۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۴ دیدگاه

چندی پیش فرماندار چابهار خطاب به یکی از مسوولان بلوچ در چابهار در جلسه ای گفته بود که لباس بلوچی را از تنش دربیاورد و اگر این کار نکند از تنش درخواهد آورد. این اقدام فرماندار سبب نارضایتی شدید مردم بلوچستان در جنوب سیستان و بلوچستان شد و آنان طی مکاتبات عدیده خواستار برخورد با این مقام سیاسی شدند.

سایت نیکشهر

آقای فرماندار

سخنی چند با شما:

۱. شما آیا قانون اساسی و جاری این مملکت را تا به حال مطالعه فرموده‌اید؟

۲. از کدام بند و تبصره به این نتیجه رسیده‌اید که چیزی در کشور به نام لباس رسمی وجود دارد؟

۳. آیا تاریخچه این لباسی را که بر تنتان است را می دانید؟‌آیا واقعا لباس ایران آن چیزی است که بر تن شما است؟

۴. شما برای وصل کردن آمدن یا فصل کردن؟

۵. آیا در اصول مدیریت جامعه اولین اصل احترام به رسوم آن اجتماع نمی باشد؟

۶. آیا رئیس جمهور در سفرهای استانی به مناطق مختلف کشور لباس محلی آن منطقه را به تن نمی کرد؟

۷. آیا رهبر انقلاب در زمان تبعید لباس بومی این منطقه را به تن نمی کرد؟

۸. حال این تعصب بی‌جای شما برای چه بود؟

چند وقت پیش در یک وبلاگ خبری را خواندن مبنی بر بی احترامی به یکی از مسئولین شهر چابهار به خاطر پوشیدن لباس بلوچی. گفتم شاید این هم خبری بدون منبع است، چون آنجا سربسته چیزهایی را گفته بود. بعدا معلوم شد که آن فرد هتاک فرماندار شهرستان چابهار بوده است. امروز که در وب‌سایت نیکشهر از قول رئیس شورای استان خبر را دیدم دیگر مطمئن شدم که حداقل اصل ماجرا صحت دارد، شاید در جزییات منتشر شده اطلاع‌رسانی دقیق صورت نگرفته است.در همان روز‌ها اول این ماجرا چیزی نگفتم که محکوم به قضاوت زودهنگام  نه شوم.

به هر روی ما جامعه بلوچستان به مثابه همه جوامع دیگر دارای اصول و ارزش‌هایی هستیم. به اصول انسانی و اخلاقی جامعه خویش مباهات می کنیم. جامعه بلوچ هرچند جامعه محافظه‌کار است اما نسبت به ارزش‌های خود حساس است. لباس‌ما برای جامعه ما یک عنصر فرهنگی ماندگار است. این لباس در بطن ارزش‌ها جامعه گاه چنان تقدسی می یابد که در هنگام مخاصمه به خاطر آن لباس ترک خصومت می کردند. این جامه تن ما برگرفته از لباس رسول‌الله است با همان شمای و طرح. اما لباسی که شما برای آن می خواستید جامه از تن کسی به درآرید یک لباس کاملا غربی است و هیچ ریشه‌ای در فرهنگ ایران ندارد.

با توجه به جریان پیش آمده انتظار می رود:

۱. استاندار محترم در اولین فرصت این موضوع را پیگیری کرده و(در صورت ثبوت) این فرد هتاک را عزل نمایند.

۲. مجمع نمایندگان مجلس (استان) ضمن محکومیت جریان به جد پیگیر امر باشند.

۳. فرد مورد نظر برای جبران دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال طلب مغفرت نموده و با پوزش از مردم شریف چابهار(بلوچستان) سعی در جبران مافات نماید.

۴. مقامات قضایی استان جهت اجرای عدالت و عدول ایشان از قانون به خصوص تشویش افکار جامعه علیه وی اعلام جرم نمایند.

چتری برای خیلی نفر

۲۸ فروردین ۱۳۹۱ ۴ دیدگاه

واحد برهانی زیر پست یکی از نوشته‌های آبگینه(بی‌بی حوا) برخی از دوستان من جمله خودم من را مورد تفقد قرار داده است. اول اینکه خودم را لایق آنچه گفتید نمی دانم. وقتی متن را خواندم به اطرافم نگاه می کردم که آیا من را نام برده است یا کسی دیگر را. 😀

در میان وبلاگ‌های بلوچستان دو نفر رسانه‌های رسانای هستند: یاسر و بی‌بی حوا. هر دو با روابط عمومی قوی که داشته‌اند توانسته‌اند خیلی از مخاطبان را به خود جذب کنند. یاسر با زحماتش خیلی  را به درد نوشتن مبتلا کرده و می کند. بل روزی از میان این همه نوشته و نویسنده فکری و ایده‌ای به درد بخور برای جامعه بلوچستان بیان شود. دوم آنکه هر کس در این فضا بتواند افکار و عقاید خود را بیان کند تا مورد ارزیابی قرار گیرند. ما باید آنقدر بخوانیم و بنویسیم تا صیقلی یابیم. تا اندیشه ها متبلور شوند. باید از فرصت به دست آمده به نحو احسنت استفاده کرد.

تا بدین جا دوست دارم از این دو نازنین که یکی را دیده و می شناسم و دیگری را ندیده می شناسم کمال قدردانی را داشته باشم. دست‌مریزاد به شما که توانسته‌اید برای جامعه بی صدایتان  نقش یک رسانه را به خوبی ایفا کنید. امید که با بالا رفتن سطح کمی و کیفی نوشته‌های وبلاگ‌های بلوچستان شاهد رشد فکری،علمی،اخلاقی و اجتماعی جامعه بلوچستان باشیم.

سپاس از آنهایی که خیلی می نویسند، از آنهایی که گاهی می نویسند، فصلی می نویسند،اصلا نمی نویسند اما می خوانند،نه می خوانند نه می نویسند می گویند، و سپاس از همه شماهایی که به هم دیگر قوت قلب می دهید تا بنویسیم و بخوانیم،بگوییم و بشنویم.

Review of “Baluchi Romances in verse”

۸ فروردین ۱۳۹۱ ۵ دیدگاه

Review of “Baluchi Romances in verse”

As some of you may know Dr. Jahandideh recently has published a new book titled “Baluchi Romances in verse”. He is doing a lot of filed researches about Balochi literature. In this book we can see a corps of traditional Balochi romances. Hani and Shaymurid and Eizat and Mayrok are some of the classical Balochi poetry.

Romance

Romance

At the beginning chapter, author is trying to explain Balochi literature. Lyric poetry, description of the lover, form of poetry,theme of lyric poetry, conflicts, deception, beginning and ending of this kind of stories has been discussed. The author tries to add some examples and review of literature from neighbor languages like Persian to illustrate the main features of lyric poetry specially in Balochi.

The main stream of the book begins with Hani and Shaymurid story. At the end of the book we have Eizat and Mayrok story. All chapters are well-formed in order to be discussed in details about every story and its structure. Although some the starting stories and chapters has been reviewed in more details,the ending one are poor in this regard. The write could add some social aspects to his review of these stories. For example he could explain the result of each stories in the future of society or add some explanations about impression of the stories on the Baloch society.

Poor review of some stories is one of the shortcomings of the book. The writer rewrites some of the details of the stories in his review,however, he has expressed them in previous part.

Shahdad and Mahnaz, BiBagr, Kiya and Saddo are some of the characters of Balochi Romances which has been properly discussed in separate chapters. Dr. Jahandideh could add more details to the latest parts like the story of Eizat and Mayrok and Haydar and Samanbar.

One of the good points of this book is gathering of old poems. Although Faghir-Shad in his Miras(Heritage) gathered a lot of Balochi poems,He didn’t explain them and not adding his reviews. Phonetic writing and Persian translation of the poems are the priority of Jahandideh’s work over Faghir-Shad’s.

At the end I should express my delightfulness about this work because it can be a start for gathering different traditional Balochi poems and new era in Balochi literature.

p.s: I find some typos and errors which I’ll send them privately to Mr. Jahandideh.

Categories: English Tags:

وبلاگ‌های منطقه‌ای بلوچستان

۵ فروردین ۱۳۹۱ ۱۰ دیدگاه

به خاطر تعطیلی نوروز کمتر می نویسم. یکی از دلایل آن شاید خوانده نشدن مطالب از سوی مخاطبان باشد که در سفر هستند. سایر بلاگ‌های بلوچستان هم چنین وضعیتی دارند. خوب این طبیعی است. امروز می خواهم درباره بلاگ‌های منطقه‌ای بلوچستان مطلبی بنویسم.

وبلاگ‌های منطقه‌ای آنهایی هستند که درباره منطقه‌،شهر،روستای خود مطلب و عکس منتشر می کنند. چنین وبلاگ‌هایی تاثیر به سزایی در شناساندن مناطق مختلف بلوچستان دارند. اخبار و اطلاعات به روزی که در اینچنین بلاگ‌هایی ارائه می شود منابع دست اول برای شناخت فرهنگی و اجتماعی آن منطقه و به طور کلی بلوچستان هستند.

پیشنهاداتی که برای چنین وبلاگ‌هایی دارم این است که:

اول: به روز باشید و به روز بمانید. مطالب شما شاید به نظراتان به چشم نیایند ولی مطمئن باشید کسانی هستند که دلشان را خواندن و دیدن عکسی از دیار شما خوش خواهد کرد.

دوم: اداب و رسوم: از هر مراسم و آیینی که در آن منطقه روی می دهد گزارش مختصر ارائه دهید. با این گونه نوشته‌ها دو خدمت به فرهنگتان انجام می دهید. اول اینکه با نوشتن آنها را زنده و مکتوب نگه می دارید. دوم اینکه دیگران را با فرهنگ اجتماع خود آشنا خواهید کرد.

سوم: تصویر تصویر و باز هم تصویر را فراموش نکنید.

چهارم: به مناسبت ایام نوروز  می توانید معرفی از جاذبه‌های گردشگری آنجا داشته باشید.

پنجم: شما می توانید به عنوان یک مرجع موثق درباره آن منطقه درباره منطقه‌تان اظهار نظر کنید. دیگران می توانند با جستجویی ساده درباره هر نقطه‌ای از بلوچستان اطلاعات دست اول گردشگری و غیره از کانال شما بیابند.

در پایان لیستی هر چند مختصر از بلاگ‌هایی منطقه‌ای بلوچستان برایتان به عنوان نمونه می آورم. امیدوارم کسانی که در این لیست هستند بتوانند مطالب مفیدی برای جامعه منتشر کرده و دیگران را نیز تشویق کنند به نوشتن بلاگ در هر زمینه‌ای که علاقه دارند روی آورند. اگر شما دوست گرامی بلاگی دارید که درباره منطقه‌ی خودتان در بلوچستان می نویسید خوشحال خواهم شد آن را اولا بخوانم و بعدا در لیست ذیل قرار دهد.

لیست:

Categories: فارسی Tags: