بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘روزنوشت’

یادداشت کوتاه امروز

۱۹ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
این چند روز بسیار مشغول ترجمه برنامه مدیا وی کی هستم. این برنامه توسط بنیاد وی کی برای سایت هایش استفاده می شود. متاسفانه زبان بلوچی که در همه جا عقب مانده است در این زمینه هم عقب مانده است. یکی از مشکلات ترجمه زبان بلوچی چند بخشی بودن کد زبان بلوچی است. زبان بلوچی به لحاظ زبان شناسی زبان کلانی است. به عبارت بهتر عنوان بلوچی دربرگیرنده سه لهجه عمده است که هر کدام در زبان شناسی کد خاصی دارند. البته دسته بندی نوین زبان بلوچی آن را به پنج زیر شاخه تقسیم می کنند.
برای اطلاعات بیشتر اینجا را ببینید:http://www.ethnologue.com/show_family.asp?subid=90030
همین چند بخشی بودن زبان بلوچی کار ترجمه آن را بسیار دشوار کرده است. در حال حاضر من بر روی بلوچی جنوبی کار می کنم. کسانی که می خواهند نسخه اولیه مدیا وی وی بلوچی را ببینند می توانند به این آدرس مراجعه کنند.
در آخر باید بگویم کار ترجمه بسیار طاقت فرسا و وقت گیر است. امیدوارم کسان دیگری هم به توانند در این راه یاری گر زبان بلوچی باشند.
Categories: فارسی Tags:

قطع مکرر آب در ایرانشهر

۱۸ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
امروز باز هم لطفا سازمان آب و فاضلاب شهرستان ایرانشهر شامل حال مردم ایرانشهر شد 🙄 . آنها بار دیگر آب شهر را به مدت هشت ساعت قطع کردند تا مردم شهر از هوای دلپذیر شهر بهره کافی و وافی را ببرند.
امروز به مانند بسیاری از روزها آب شهر، حداقل در این مسیر ما، به مدت ۸ ساعت قطع بود. این مشکل تازه ای در شهر ایرانشهر نیست. همه ساله متاسفانه این مشکل وجود دارد و نا مسولین شهر هم فکری به حال این معضل بزرگ،اما ساده، نمی کنند.واقعا عجیب است که ایرانشهر با این همه منابع سرشار آب دوستان ما از عهده ی انتقال آن بر نمی آیند. گاهی وقت ها به خودم می گویم خدا را شکر عزیزان مسول نمی خواهند آب را از سدها دور دست به شهر منتقل کنند که آن وقت ما همه از تشنگی رو به قبله خواهیم شد. 😥
ما انتقاد می کنیم و نوشته هایمان را در سطح گسترده در شبکه جهانی منتشر می کنیم و حتی بارها سعی کردیم این مشکلات و راه حل آنها را به مسولین شهر در میان بگذاریم ولی کجاست آن گوشی که می شنود. توصیه من به مسولین آب و فاضلاب این است که به این سخن منقول از بزرگان دین گوش فرا دهند که گفته است وای بر آن کسی که در سمتی است و می داند شایسته تر از او هم برای این سمت وجود دارد.
Categories: فارسی Tags:

خاطرات دانشگاه تربیت معلم

۱۷ خرداد ۱۳۸۷ ۲ دیدگاه

بهمن ۱۳۸۰ وارد دانشگاه تربیت معلم کرج شدم. چند ماه قبل همیشه از طریق رادیو و تلویزیون پی گیر اخبار دانشگاهی بود. در همین اخبار شنیدم که دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در پردیس کرج به علت مشکلات رفاهی مقابل وزارت خانه علوم دست به تحصن زده اند.

بعد ها وقتی با دوستان آن زمان گفتگو می کردم فهمیدم که آنها بیش یک هفته در آن سرمای شدید آب گرم نداشته اند. زندگی در خوابگاه های کرج بدون آب گرم در گرم ترین فصول سال چیزی غیر قابل تصور است حال چه رسد به دی ماه. کلا مبنای گرم شدن اطاق ها آب گرمی بود که از طریق موتورخانه های هر خوابگاهی در درون رادیاتورها می گردید.

یکی از دوستان از آن روز می گوید. می گفت همه ما که از مسولین دانشگاه نا امید شده بودم تصمیم گرفتم کاری بکنیم. همه کلاس ها را تعطیل کردیم. همه دسته جمعی به طرف وزارتخانه به سوی تهران حرکت کردیم. آنها دسته دسته جلوی اتوبوس ها و مینی بوس هایی که به سمت تهران می رفتند می گرفتند و سوار می شدند تا به تهران بروند. تعداد زیادی به تهران رسیدند. نیروی انتظامی هم آنجا بود. آنها خیابانی که ساختمان وزارتخانه در آن قرار داشته کاملا بسته بودند. دانشجویان همه در خیابان بودند و برخی همه وارد ساختمان شده بودند. در این اعتراض کسی به نیروی های انتظامی کاری نداشت آنها هم به طور خنثی حفظ نظم می کردند. دانشجویان نشستن و خواستار حضور وزیر شدند که این کار اتفاق نیفتاد. به هر حال نتیجه این اعتصاب این شد که دانشگاه تعطیل شده تا همه تاسیسات درست شوند.

از روزی که وارد آن دانشگاه شدم دانستم که دانشگاه پرهیاهویی است و دوره ی پرشوری خواهم داشت.روزی که دکتر مصطفی معین به دانشگاه آمده بود برای سخنرانی انتخاباتی او هم به این مسله اذعان کرد که دانشگاه شما یکی از دانشگاه های پر تب و تاب است. که بعد ها چندین بار این تب و تاب ها و تحصنات دیدم.

غذای دانشگاه تربیت معلم همیشه جنجالی بود. دانشگاه همیشه با عوض کردن خدمه مثلا قصد داشت کیفیت را بالا ببرد ولی اکثریت ناراضی همیشه وجود داشت. در سال هیچ وقت نشد که دانشجویان غذای نا مناسب را دم در سلف به نشانه ی اعتراض پرت نکنند. ماهی فاسد، ماکارونی و چندین مورد دیگر همیشه باعث اعتراض می شد.
یک روز دانشجویان برای اینکه اعتراض خود را نسبت به غذا نا مناسب ابراز کنند از یک روش ابتکاری استفاده کردند. آنها همه غذایشان را گرفتند و سینی ها غذا را پشت سر هم از سلف تا ساختمان مرکزی چیدند. این کار انعکاس وسیعی در نشریه های دانشجوی و حتی ایسنا داشت.

در این چند روز که اخباری از دانشگاه از طریق رسانه ها شنیدم بار دیگر یاد و خاطرات آن روزها زنده شد.
Categories: فارسی Tags:

Evacuated mind

۱۶ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
Some days I feel have nothing to say. When I was a student in the university, I had this problem. As I left class,after the examinations, I felt my brain had nothing in it. I thought I didn’t know anythings. My mind was completely blank.
Today, when I tried to write a daily note, I felt my mind is empty again. Like a capacitor my mind is blank form potential ideas.
Long holiday is a excellent opportunity to do overdue tasks. One of my obligations that I should take into consideration is the completion of Linux-related stuffs.
To my mind I should read seriously. I began reading of a philosophical book. I suppose it is not bad.
Categories: English Tags:

زنی که شوهرش را کتک می زند

۱۴ خرداد ۱۳۸۷ ۲ دیدگاه

گاهی گشتن در وب خالی از لطف نیست. در میان اخبار جنگ و ترور شنیدن برخی خبرها واقعی و خنده دار برای تفنن بد نیست. من برای کسب خبر و سایر مطالب در اکثر موارد از (RSS) استفاده می کنم. چون این روش وقت کمتر می گیرد و در عین حال سرعت بیشتر دارد.
به هر حال در همین گشت زدن ها در جهان مجازی به نوشته ای در یک وبلاگ که توسط یک شخصیت مذهبی به روز می شود بر خوردم. قسمتی از این نوشته مطلب بسیار جالبی بود. در آنجا آمده بود که زنی شوهرش را آنقدر کتک زده است که دستش شکسته است! ۸-O . این مطلب باعث خنده ی بسیار در من شد. وقتی که بار دیگر آن را خواندم به یاد این سریال و فیلم های افتادم که در صدا و سیما گاهی پخش می شود. در این گونه فیلم ها زن ها را به گونه ای اقرار آمیز نشان می دهد که گوی حاکمان بی چون و چرا جهان هستند و مرد در چنگال آنها اسیر هستند. مانند این سریال های ۹۰ شبی که مهران مدیری و دیگران می سازند. تا این زمان مصداق واقعی برای این گونه شخصیت ها به گونه نمایش داده شده در جامعه ندیده بودیم که با این داستان مصداق آن هم یافت شد. وقتی بحث همسر آزاری را در جهان دنبال می کنیم در اکثر موارد به آسیب رساندن مرد به زن برخواهیم خورد ولی این نوع همسر آزاری دیگری است 😆 .
Categories: فارسی Tags:

مربی تساوی ها

۱۳ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
تیم فوتبال ایران بار دیگر به تساوی رسید. تیم ملی فوتبال ایران در بازی های انتخابی جام جهانی ۲۰۱۰ در ورزشگاه آزادی نه توانست مقابل تیم ملی امارات متحده عربی نتیجه بهتر از تساوی کسب کند. این بازی در حال پایان یافت که در کارنامه سرمربی تیم ملی ایران،علی دایی، یک تساوی دیگر به ثبت رسید.
تیم ملی ایران علی رغم داشتن بازیکنان برتر به لحاظ فنی و اسمی در بازی های اخیر نه توانست از عهده ی بازی ها بر آید. نام و آوازه ی هر کدام از بازیکنان ما برای ساخت یک تیم مقبول کافی است. حتی اگر آنها مربی هم نداشتند می توانستند تساوی از حریفان خود کسب کنند. امیدوارم با بررسی های دقیق تر بازی های انجام شده تیم ملی بتواند به مرحله بعدی صعود کند.
Categories: فارسی Tags:

My daily notes

۱۰ خرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
Form the beginning of my blogging in the new web log , I always try to write a note, at least some paragraphs everyday. Today I was so busy with my papers and with network developing. First I had to correct my students’ papers. Some of the papers were very disappointing. I had another difficulty related to my web server. This server is running of PHP4 as a result some scripts don’t work properly with this version. I should say that PHP officials have supported PHP4 no longer. This would be my last post in this server because I was asked not to update my website for some while. If you see any inconvenience please inform me.
Categories: English Tags: