بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘مناسبت ها’

یلدا

۳۰ آذر ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

امشب بلندترین شب سال نام نهاده شده است. در تقویم شمسی جلالی آخرین شب از فصل پاییز طولانی ترین شب است. بدین سبب در آیین ایران برای گرامی داشت یلدا مراسمی برپا می شود.
خوردن هندوانه و اجیل مهمترین رسوم برجای مانده از نیاکان می باشد. در این شب همه دوست دارند تا پاسی از شب بیدار بمانند و در کنار هم طولانی ترین شب سال را فرخنده دارند.
چند مدتی است در این دیار،ایرانشهر، هندوانه خوردن در فصل سرما به عنوان یک کالای فرهنگی وارد شده است. هندوانه هایی که در تابستان ذخیره شده اند امروز  سر بر می آورند. بار دیگر برای خود بازاری به هم می زنند. امسال باز هم هندوانه یلدا گرانتر از پیش شده است.
مهمترین حسن شب های بلند به خصوص سرد دور هم بودن های گرم است. در بلوچستان سال های دورتر مردمان در چنین مدتی در شب های زمستانی آتشی بر می افروختند و کنار آن گرد می آمدند. بزرگ تران برای خردتر ها داستان و حکایت ها قدیم را باز گو می کردند. گرمای آتش و گرمی داستان های کهن انجمنی دایمی پدید می آورد. همه از احوال گذشتگان خویش مطلع می شدند و داستان ها را با گوش جان می شنیدند چون باید روزی آنان را برای نوباوگان خویش باز گویند.
یلدا تان فرخنده باد

Categories: فارسی Tags:

عید فطر مبارک

۹ مهر ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه
عید سعید فطر بر همگان فرخنده باد

Categories: فارسی Tags:

نه-یازده

۲۱ شهریور ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
هفت سال پیش یک واقعه ای رخ داد که کمتر کسی تصور می کرد آن نقطه ی عطفی در تحولات آینده جهان باشد.
انفجار برج های دوقلوی سازمان تجارت جهانی در آمریکا و برخورد هواپیما په پنتاگون جهان را وارد گفتگوی جدیدی کرد. از آن روز به بعد در واژه نامه های سیاسی کلمات ترور و بنیادگرایی رنگ نوینی به خود گرفتند. بعد از حوادث یازده سپتامبر گفتمان سیاسی جهان حول محور مبارزه علیه تروریزم تغییر یافت
به راستی حوادث جهان همه بعد از آن رویداد سهمگین جهت دیگری گرفت. جهان دو جنگ در کشور را افغانستان و سپس عراق را به خود دید.
برخی در تحلیل های که از این رویداد ارائه دادند مدعی شدند که آمریکا خود در این کار نقش داشته تا بتواند از طریق این حادثه به کشور های جهان دست درازی کنند. به نظر من این تحلیل بدور از واقعیت است. حداقل شواهد و مدارک چنین ادعایی را تایید نکرده است.
من در آن زمان
در لحظه مخابره خبر خواب بودم. وقتی بیدار شدم دیدم که تلویزیون ساختمان در حال سوختی را نمایش می دهد. فکر کردم شاید جایی آتش گرفته است. وقتی که به دقت گوش کردم و از خانواده پرسیدم تازه فهمیدم که چه شده است. بعد ها در خبرها خواندم که ایران جز اولین کشورهایی بوده است که این حادثه را محکوم کرده است. همچنین در تهران گویا به یاد قربانیان حادثه شمع های افروخته بودند. وقتی هفته نامه تایم را ورق می زدم جمله مشهور جرج بوش نظرم را بسیار جلب کرد که گفته بود تروریست ها نمی توانند بنیاد ملت ما را مورد حمله قرار دهند گرچه آنها بنیان ساختمان هایمان را مورد حمله قرار دادند. نیوزویک هم با انتشار نسخه ای اختصاصی این رویداد را پوشش داده بود.

روز معلم گرامی باد.( به یاد استاد پروین)

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ بدون دیدگاه
امروز ۱۲ اردیبهشت است. در ایران به نام معلم نام گذاری شده است. وقتی که این روز فرا می رسد همه ما نا خود آگاه به دوران دانش آموزی بر می گردیم و آن دوران شیرین را به یاد می آوریم. در زندگی ما افراد زیادی موثر بوده اند. اشخاص زیادی بر روی زندگی ما تاثیر گذاشته اند ولی هیچ کس به اندازه معلم در زندگی فرد موثر نه بوده است. شاید کسی در روز نداری با رساندن پولی ما را از بحرانی که در آن قرار داشتیم رهانیده باشد اما معلم ما را از جهلی که همیشه با ما بوده و هست رهانید. اگر ما شخص قدرشناسی باشیم آن کسی که ما را از تنگ دستی نجات داد بسیار یاد می کنیم. آیا ما نسبت به معلمانی که ما را از تنگ نظری و بی آگاهی به منزل دانایی رسانده اند قدرشناسی بوده ایم؟ آیا گاهی آنها را حتی با یاد کردن گرامی می داریم؟ آیا ما آنچه که در وجودمان بود و معلم می خواست آن را به ما بنمایاند، به بهترین نحو پرورش داده ایم؟ اینها و ده ها سوال دیگر که ما باید در زندگی از خود به پرسیم و جوابی مناسب برای آنها پیدا کنیم.
من در طول زندگی خود از دانش و تعلیم معلمان زیادی سود برده ام. شاید نام برخی از این نازنین را از یاد هم برده باشم ولی وقتی خود به مقام معلمی رسیدم، فهمیدم که آنها چه خون دل ها که خوردن تا من و امثال من بتوانیم فردی مثمر ثمر برای خود، اطرافیان و جامعه خود باشیم. در این جا جای دارد که از استادی یاد کنیم که اسطوره اخلاق و دانایی بود. مرحوم استاد عباس پروین دبیر زبان انگلیسی دبیرستان های ایرانشهر بود که در روز بیست و هشتم آذر ماه سال ١٣٨۴ دار فانی را وادع گفت و همه دوستدارانش را در سوک نشاند. زمانی که در دوره راهنمایی او دبیر زبان انگلیسی بود، بسیار علاقمند به این زبان شدم. هنگامی که در کلاس استاد حضور داشتیم علاوه بر دانش موجود در کتابهای درسی از دانش و آگاهی های او در سایر زمینه ها سود می بردیم. او با رفتار و سلوک خود به ما درس زندگی و انسانیت می داد. به یاد ندارم که تا به حال کسی بدی از او بگویید. او آنچنان متواضع و فروتن بود پیغمبر گونه به کودک و بزرگ سلام می گفت. سال ها گذشت.در دوره ی دانشگاه، وقتی که از کرج به ایرانشهر آمدم همیشه از حضور او فیض می بردم. علاقه وافر او به تحقیق و به خصوص تحقیق در مورد زبان بلوچی مثال زدنی بود. او دانشنامه ی زنده ی بلوچی بود. کمتر موضوعی درباره زبان و فرهنگ و زبان بل 

۸;چی بود که او درباره ی آن مطلب بدیعی نداشته باشد. تبحر او در فرهنگ لغت نویسی بی نظیر بود. همه اساتیدی که در بنیاد ایرانشناسی واحد بلوچستان حضور داشته اند به دانایی و توانایی او معترف بودند. تلاش و سخت کوشی و وقت شناسی او را در کمتر کسی دیده بود. همیشه در کلاس ها به موقع حاضر می شد و حتی این اواخر در بنیاد ایرانشناسی به یاد ندارم کسی زود تر از او در انجا حضور داشته باشد.

از دانایی و توانایی آن مرد بزرگ هر چه بگویم کم است و قلم ها از وصف صفاتش بی توانند. من نیزدر روز معلم با نوشتن این چند سطور امیدوارم که گوشه ای از خصایل آن نیکو مرد را به وصف بکشم.
روحش شاد.