بشیر بیدار

نوشته‌های مشابه

  • سپاس از یک استاد فاضل

    امروز نگاهی به سازم انداختم که خاک می خورد. آنقدر مشغولیت برای خودمان تراشیدیم که از نواختن سه تار دیر وقتی است باز مانده ایم. زمانی که در کرج بودم در نزدیکی دانشگاه نجاری بود که ساز می ساخت. من روزی به نزدش رفتم و از او خواستم با دستانش برایم سازی بسازد. او نیز…

  • نغمه نوروزی

    شعری از رهی معیری که با صدای بنان و آهنگ خالقی جاودانه شد – به مناسبت نوروز گل من بستان، گشته چون رویت چمن از گل شد، چون سر کویت بلبل از مستی هر نفس نغمه ای سر کند سبزه درگیرد روی صحرا را لاله آراید چهره زیبا را قطره باران چهره لاله را تر…

  • زنی که شوهرش را کتک می زند

    گاهی گشتن در وب خالی از لطف نیست. در میان اخبار جنگ و ترور شنیدن برخی خبرها واقعی و خنده دار برای تفنن بد نیست. من برای کسب خبر و سایر مطالب در اکثر موارد از (RSS) استفاده می کنم. چون این روش وقت کمتر می گیرد و در عین حال سرعت بیشتر دارد. به…

  • سخنی چند درباره بهداشت و درمان

    موضوع بهداشت و درمان در استان سیستان و بلوچستان به کلاف سردرگمی می‌ماند. اگر وارد جزییات آن شوید و یا از نزدیک با آن سر و کارتان افتاده باشد آرزو خواهید کرد هرچه سریع‌تر از مخمصه‌هایی که برایتان آنجا ایجاد می شود رهایی یابید. چیزی که باعث نوشتن این چند سطر شده‌است فاجعه‌‌های عمیقی است…

  • مسافر کویر

    جنگل وارد جنگل پر از دار و درخت می شوی. آنجا پر است از هر نوع گیاه و اگر آدم جستجوگری باشی روزها و شاید سال ها وقت لازم باشد  آنچه را می بینی بشناسی. جنگل برای جویندگانش پر است از ناشناخته‌ها. او تو را به خود بسیار مشغول خواهد کرد. البته بر دانسته‌هایت بسیار…

  • تشنه خون

    ما تشنه خونیم؟ 1.وقتی گلادیاتور حریف را به زمین زد تماشاچیان نیم خیز شدند. حریف عرصه را باخته بود. تماشاچیان همه یک صدا فریاد می زدند بکش!!! 2.قاتلی بی رحم را برای اعدام به طرف طناب دار می بردند. مردم فکر می کردند احساسات جمعی آنها جریحه دار شده است. همه چشم انتظار به دار…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *