نوشته‌های مشابه

  • نه

    سرم پایین بود. تند تند قدم می زدم. باد سردی می وزید. لبه کلاه را پایین تر کشیدم. سرعت باد گاه آنچنان شدید بود که مسیرم را کج می کرد. دو چهار راه پایین تر از جایی که قهوه داغی نوشیده بودم، عده ای زیادی را دیدم دور چیزی جمع شده اند. نزدیک تر رفتم….

  • ترجمه ماشینی

    حتما با برخی از سرویس های گوگل کمابیش آشنایی دارید. یکی از این سرویس ها ترجمه گوگل است. این سرویس به شما امکان می دهد واژه، متن و یا یک صفحه وب را به زبان های گوناگون ترجمه کنید. به تازه این سرویس ترجمه فارسی را به لیست زبان های خود افزوده است. آنچه قصد…

  • دروپال مظلوم!

    مدتی است برای پروژه‌ای می خواهم از یک مدیریت تولید محتوا آزاد استفاده کنم. در بین سی‌ام‌اس های مختلف در آخر با سه گزینه مواجه شدم. دوست دارم این تجربه را با کسانی که می خواهند برای خود وبسایتی طراحی کنند و محتوایی ارائه دهند به اشتراک بگذارم. برای این کار سه گزینه مناسب برای…

  • من در دنیای کدهای باز

    امروز تصمیم گرفتم یادداشت روز خودم را درباره یکی از زیباترین پروژه های جمعی بشر بنویسم و همچنین نقش خودم را کمی در این جمع بسیار بزرگ تشریح کنم. بنده سال ها از برنامه ویندوز مایکروسافت استفاده می کردم. درواقع اولین آشنایی من با دنیای فناوری اطلاعات مربوط به ویندوز و کمی قبل تر داس…

  • روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم

    روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم               در لباس فقر کار اهل دولت می‌کنم بیش از دو ماه است که به اینترنت کمتر سر زده ام. هرچند گاهی اوقات ایمیلم را کنترل می کردم ولی به طور کامل از جریان اینترنت قطع بودم. در مدت مشغولیت های گوناگون نیاز به اینترنت را…

  • غبار با سوار

    بخش نوشتار زبان بلوچی بسیار جوان است. این کمبود در زمینه تولیدات ادبی با منشا فرهنگ و ادب بلوچ بسیار به چشم می خورد. به قول سایه شاعر توانمند پارسی «به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند». این است که گاه گداری از پس یک غبار سوار یا سوارانی ممکن است پیدا شود….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه

  1. درود برشما؛
    تبریک می یگویم که قوم بلوچ از جمله اقوام ایرانی ؛ توانست حماسه های قومی خود را مکتوب کند. مگر از کردها ؛ ترکمن ها و ترک ها چه کم دارد؟ تبریک می گویم که با چاپ این کتاب کم کم زبان و ادبیات بلوچی مانند زبان و ادبیات اقوام دیگر در ایران مثل کردی، ترکمنی و ترکی مطرح خواهد شد. کم کم زمینه های فدرالیسم دارد فراهم می شود.ناسیونالیسم ایرانی با رضاشاه پدیدار شدو ناسیونالیسم اقوام در زمانه ی ما دارد نمود می یابد. کم کم قوم بلوچ باید با در آن سوی مرزهای ساختگی با پاره ی دیگر خود ارتباط وثیق تری پیدا کند. کم کم با انتشار زبان و ادبیات بلوچی ؛ شاهد اتحاد سیاسی بلوچستان خواهیم بودو یا حداقل نوعی فدرالیسم.سالهاست ناسیونالیست های کرد و ترک و بعد تر ترکمن با تکیه بر زبان و ادبیات خود این خواسته ی قلبی خود را آرزو می کنند( زبان و ادبیات اردو و زبان و ادبیات ازبکی در پاکستان و افغانستان چندین گام و یا شاید بیشتر از زبان و ادبیات دیگر اقوام ایرانی جلوتر اند).اما قوم بلوچ با کتاب “حماسه سرایی در بلوچستان” از همه ی آنها پیشی گرفت.پیشتر تنها کتاب با چنین عنوانی درباره ی ایران بود به قلم استاد ذبیح الله صفا : “حماسه سرایی در ایران” ؛ تا کنون هیچ یک از اقوام ایرانی چنین جرات و حسارتی از خود نشان نداده بودندو این جرات و جسارت از آن قوم دیرسال بلوچ است. البته کیست که تاریخ سیستان را بخواند و جرات و جسارت ایشان را نداند. باز هم تبریک می گویم. تنها هموطن عزیزم یک پرسش از شما دارم کدام پیوستار این همه تشتت و تفرق را در آینده می تواند به هم پیوند زند؟ من متاسفانه افق روشنی برای ایران نمی بینم و البته برای اقوام از هم گسیخته ی ایر انی!

  2. fبلوچی هر بلوچ ننگ ونام انت /بلوچی اصل پرهنگ ودوام انت/بلوچی چه پت ء وماتء نشان انت/بلوچی مئی وتی شهدین زبان انت..!درود وصد درود به شرفتان که موجب سرافرازی ملت بلوچ هستین صمیمانه بهتون تبریک میگم