نوشته‌های مشابه

  • وطن

    شعر وطن از سیاوش کسرایی وطن، وطن نظر فکن به من که من به هر کجا، غریب‌وار٬ که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسی ام تو نیک می‌شناسی ام من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم: حکایت هزار شاه با گدا حدیث…

  • شعری از بشیر بیدار

    ترجمه شعری از بشیر بیدار شاعر بلوچ کرده است زندگانی در رهن شراب هایشهیچ کم نشود این درد و عذابهایش به در شدن ز چنین زندانی هست گرانزان بند پیچ و تاب زلف‌هایش وه چه دلنشین است لبخند دوستنمانده بویی تو گویی چو گلاب‌هایش پاک است چون کتاب بدن توما ناخوانده‌ی دگر کتاب‌هایش کند او…

  • شهر

    شهر در پی‌‌ات خواهد آمد شهر گفتی « به سرزمینی دیگر خواهم رفت، به دریایی دیگر می رم. شهری دیگر بهتر از این پیدا خواهد شد. هر تلاش من محکوم به تقدیر  است، و قلب من — همانند جسدی — مدفون می شود. چه مدت ذهنم در این برهوت باقی خواهد ماند. به هر کجا…

  • منی بلوچی رپورٹ

    بازگین وهدی انت که من ادان بلوچی نه لکتت. یکی چه دلیل شی بیتت مه من باز گون دگه کاراں دست بند بوتگاں۔ چنت وهد اینت که گوں ترجمه بلوچی کمتر کار کنگاں پی چی که من ته این پروژه ان وت وت کار کنان و دگه بلوچ په چوشین کار کمتر در کپیت. بله…

  • کهن دیارا

    شعری از نادر نادرپورکهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانمکه گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانمکهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانمکه گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم نه پای رفتن نه تاب ماندن چگونه گویم درخت خشکمعـجـب نـباشـد اگر تبرزن طـمـع بـبـندد در اسـتـخـوانمدر…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک دیدگاه