نوشته‌های مشابه

  • دلاویزترین

    شعری از استاد فریدون مشیری تقدیم به همسر مهربانم از دل افروزترین روز جهان، خاطره ای با من هست، به شما ارزانی: سحری بود و هنوز، گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود. گل یاس، عشق در جان هوا ریخته بود. من به دیدار سحر می رفتم نفسم با نفس یاس در آمیخته بود. می…

  • فرد یا برنامه؟

    -اوره (رفیق  به بلوچی) شما به کی رای می دین؟… -ملا صاحب ما به کی رای بدیم؟… – سردار کلاغ‌قلی‌خان شما می‌گین ما به کی رای بدیم بهتره؟… این گفته‌ها برای مردم ما بخصوص در انتخابات محلی بسیار آشنا هستند. خلاصه‌ی همه این گفتگوها این است که مخاطب از کسی مشورت می خواهد که در…

  • وردپرس نو آمد

    امروز بعد از مدتی ها نسخه جدیدی از وردپرس به جهان عرضه گردید. این نسخه مدتی است که در وبلاگ های عمومی خود وردپرس استفاده می شده است. من امروز می خواستم این نسخه جدید را از سایت وردپرس بگیرم اما پایین آوردنش همیشه برایم دشوار بوده است. نسخه قبلی وردپرس را به فانتاستیکو به…

  • نقش کشورهای اطراف خلیج فارس در حل بحران جهانی اقتصاد

    چند روزی است که مقامات انگلیسی در منطقه خلیج فارس به سر می برند. گوردون برون نخست وزیر بریتانیا به همراه هیئتی از کشورهای ناحیه خلیج فارس دیدار می کنم. انچه که قصد دارم در این یادداشت به آن به پردازم نکته جالبی است که مربوط به بحران جهانی اقتصاد و نقش کشورهای این منطقه…

  • شعری از بشیر بیدار

    ترجمه شعری از بشیر بیدار شاعر بلوچ کرده است زندگانی در رهن شراب هایشهیچ کم نشود این درد و عذابهایش به در شدن ز چنین زندانی هست گرانزان بند پیچ و تاب زلف‌هایش وه چه دلنشین است لبخند دوستنمانده بویی تو گویی چو گلاب‌هایش پاک است چون کتاب بدن توما ناخوانده‌ی دگر کتاب‌هایش کند او…

  • هانل

    ترجمه شعری از سید ظهورشاه هاشمی – شاعر بلوچ هانلنیک می دانم که مرا روح و روانی هانلزندگانی مرا نکو منزل و راهی هانل چه می شود گر برایم دستی یازیمن گدایم، مرا تو شاهی هانل از بخت من ابر غم مرا شب تار خواهد شدمن نترسم که مرا ماه چهاردهی هانل ز چه امروز…

پاسخ دادن به Mostafa Daneshvar لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 دیدگاه

  1. چه می کنی مصی!! با این …زنان قبیله ی من..با این هانل و مهنی و …می دانی چه می کند بامن این شور ها که بپا می کنی؟ با این کولی واری لورکا وار که زهیر وار …زنان قبیله ی من..پری واران پر سوخته می سوزانندم. دم فرو بند تا نسوزانی ام. تا تو مصطفی…. مصطفی! شاعر یا عاشق؟ کدامین شده ای جان دل؟!