نوشته‌های مشابه

  • شهر

    شهر در پی‌‌ات خواهد آمد شهر گفتی « به سرزمینی دیگر خواهم رفت، به دریایی دیگر می رم. شهری دیگر بهتر از این پیدا خواهد شد. هر تلاش من محکوم به تقدیر  است، و قلب من — همانند جسدی — مدفون می شود. چه مدت ذهنم در این برهوت باقی خواهد ماند. به هر کجا…

  • کافر عشق

    شعری از امیرخسرو دهلوی – شاعر پارسی‌گوی هند کافر عشقم مسلمانی مرا در کار نیست هر رگ من تار گشته حاجت زنار نیست از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست ناخدا در کشتی ما گر نباشد گو مباش ما خدا داریم ما را ناخدا در کار…

  • قـدم قــدم رواں ببــــــت

    میر گلخان نصیر: قـدم قــدم رواں ببــــــت ــ دلیـر و پهلــوان بـبــــــــت په شان مادر وطـــــــن ــ فدا گوں جسم و جاں ببــــــت په نام و ننگ آبـــــرو ــ ســرا وتــــی دیاں ببـــــت غلامی ءَ چه درکپیـــــت قدم قدم رواں ببــــــــــت گر آسماں شمئے ســـــرءَ ــ پرشته پر غضب ببیـــــت گرند و اَور و بـــــرق…

  • وطن

    شعر وطن از سیاوش کسرایی وطن، وطن نظر فکن به من که من به هر کجا، غریب‌وار٬ که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسی ام تو نیک می‌شناسی ام من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم: حکایت هزار شاه با گدا حدیث…

  • دلاویزترین

    شعری از استاد فریدون مشیری تقدیم به همسر مهربانم از دل افروزترین روز جهان، خاطره ای با من هست، به شما ارزانی: سحری بود و هنوز، گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود. گل یاس، عشق در جان هوا ریخته بود. من به دیدار سحر می رفتم نفسم با نفس یاس در آمیخته بود. می…

پاسخ دادن به احمدیاسین لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 دیدگاه

  1. با سلام
    آقای یاسین تو سراوان به گدام نمی‌گن لوگ
    لوگ از گدام جداست
    لوگ با حصیر (تَگِرد، که از برگ داز بافته می‌شود) پوشانده می‌شود و گدام با جُل( که از موی بز بافته می‌شود).
    حالا این چیزی که بنده دیدم.

  2. خیلی حالب بود پیش تر این مطلب رو خونده بودم منتها فرصت نظر نبود ممنون اقای دانشور هدفتون والاست
    توضیح استاد کامل و جامع بود
    ما هم میگیم گدام …

    سپاس از تلاشتان