حمایت از یک کار فرهنگی ارزشمند در لینوکس ایران

بهنام توکلی را کسانی که در دنیای گنو-لینوکس ایران به خوبی می شناسند. او مدیر مرکز گنو/لینوکس  سی‌تو است که در تهیه و توزیع انواع گنو-لینوکس ها دستی به کار دارد. او مدتی است با راه انداختن یک کمپین برای تولید مجله‌ای به نام لینوکس‌مگ خیز بلندی برای گسترش فرهنگ گنو برداشته است. بنده به نوبه…

مصاحبه اولین شهردار زن سیستان و بلوچستان با شرق

این مصاحبه می تواند برای بسیاری از زنان بلوچ قوت قلبی باشد که راه مشارکت مدنی را برای خود هموارتر سازند روزنامه شرق کد خبر: ۲۷۶۶۶ تاریخ خبر: ۱۳۹۲ پنج شنبه ۲۱ آذر سامیه بلوچ زهی، از خط قرمزها عبور کرده است. او دختر ۲۶ساله، مجرد و اهل سنتی است که توانسته شهردار کلات (مرکز…

نگاهی به جامعه بلوچ از منظر ادبیات کلاسیک

اشعار  کلاسیک بلوچی عمدتا به دوره‌های حماسی-قهرمانی مختلف تقسیم می شود. موضوع عمده‌ی این اشعار جنگ‌ و جدل‌های میان قبیله‌ای است. بیشتر اشعار با قطعه‌ای کوتاه که سراینده خودش را به عنوان قهرمان اصلی معرفی می کند شروع می شود. چون این اشعار به صورت شفاهی ثبت شده‌اند به علت تغییراتی که در انتقال آنها…

ﭼﮯ ﮐﻨﮯ

ﮔﻢ ﻭﺗﯽ ﮐﺲﺀ- ﻧﮧ ﮔﺸﺘﮓ ﭼﮯ ﮐﻨﮯ. ﻭﻧﺘﮕﯿﮟ ﮨﺮﭼﯽ ﺷﻤﻮﺷﺘﮓ ﭼﮯ ﮐﻨﮯ. ﻣﻦ ﮐﮧ ﮔﺮﺩﺍﮞ ﺯﻧﺪﮔﯿﮟ ﻻﺷﮯ ﻭﮈﺍ. ﺗﻮ ﻣﻦﺀ- ﺑﮯ ﻣﻮﺕﺀ- ﮐﺸﺘﮓ ﭼﮯ ﮐﻨﮯ. ﭘﻤﻦ ﺑﮯ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﻭ ﺭﻭﭼﮯ ﺯﻧﺪﮔﯽ. ﭼﮧ ﺟﮩﺎﻥﺀ- ﺩﻝ ﻣﻦ ﺷﺸﺘﮓ ﭼﮯ ﮐﻨﮯ. ﻗﺎﺿﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯﺀ- ﺗﺊ ﺑﻨﺎﻣﯽﺀ._ ﻣﮱ ﺳﺮﺍ ﺑﮩﺘﺎﻡ ﻣﺸﺘﮓ ﭼﮯ ﮐﻨﮯ. قاضی

مادر خشمگین ما

مادر خشمگین ما آرام گیر. آرام باش. آرام ما باش. آرامش ما باش. این روز‌ها آنقدر خشم خود را برافروختی که «آواران» را بر سر فرزندانت آوار کردی. آرامش ما، آرام ما باش. برای کودکان برآشفته‌اند «لیلو»بخوان و برای در خاک خفتگانت کمی «لیکو». مادر ما چه بر دل داشتی که بر رویش سنگینی می…

کم نویسی

گاهی وقت‌ها همه چیزی محیای نوشتن است الا حس و حال یا بهتر بگویم وقت شاید. این مدت سوژه‌های فراوانی برای نوشتن وجود داشت که به دلایلی معذوریت‌های زمانی و گرفتار شدن در جاهای دیگر از نوشتن درباره‌ آنها باز ماندنم. این نوشته برای این است که عریضه‌ی این وبلاگ خالی نباشد. همچنین جهت اعلام…

تسلیت

امروز در خبرها آمده بود که اکبر رئیسی،وب‌نویس، رازگو بلوچ به خاطر از دست دادن برادرشان به سوگ نشسته است. بنده به نوبه خود مصیب وارده را به ایشان و خانواده‌ی محترمشان تسلیت گفته برایشان صبر از درگاه خداوند مسئلت دارم.

شهر

شهر در پی‌‌ات خواهد آمد شهر گفتی « به سرزمینی دیگر خواهم رفت، به دریایی دیگر می رم. شهری دیگر بهتر از این پیدا خواهد شد. هر تلاش من محکوم به تقدیر  است، و قلب من — همانند جسدی — مدفون می شود. چه مدت ذهنم در این برهوت باقی خواهد ماند. به هر کجا…