کلاه پارسیدورا

سایت لینوکس شاپ در اقدامی ستودنی برای حمایت از توزیع گنو/لینوکس پارسیدورا اقدام به تولید و توزیع کلاه‌های پارسیدورا کرده است. تولید و توزیع اقلام تبلیغاتی بخشی از رقابت برای جا انداختن فرهنگ گنو/لینوکس در جامعه است. شرکت‌ها و جوامع کاربری پشتیبان گنو/لینوکس‌ها همیشه برای انتشار جدید و به مناسبت‌های مختلف سعی می کنند چنین کالاها و خدماتی را برای جامعه کاربران تولید و عرضه کنند. متاسفانه جامعه ایرانی در این زمینه یعنی بخش بازاریابی گنو/لینوکس بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم. بجز محدود جلسات و همایش‌های دوره‌ای کمتر به مقوله بازار گنو/لینوکس پرداخته شده است.

سایت‌های توزیع کننده مانند لینوکس‌شاپ و سیتو که از مهمترین سایت‌های محصولات گنو/لینوکسی هستند خوشبختانه حرکاتی از این قبیل را در سال‌های اخیر انجام داده‌اند که هنوز برای جامعه ما ناکافی است. البته ما،کاربران و فعالان لینوکس، باید به حمایت از این چنین سایت‌های بپردازیم. ما با خریدن و حمایت از این چنین حرکاتی می توانیم به توانمندسازی فرهنگ گنو/لینوکس کمک شایانی کنیم.

امیدورام دوستانی که این نوشته را می خوانند با حمایت از این گونه حرکات باعث گسترش بیش از پیش جنبش گنو/لینوکس در ایران شوند.

دوستانی که تمایل به داشتن این کلاه‌ و کلاه ردهت دارند می توانند به لینک‌های ذیل مراجعه کنند:

 

Categories: فارسی Tags: ,

انتشار فری‌بی‌اس‌دی ۹٫۰

فری‌بی‌اس‌دی ۹.۰ منتشر شد. از نکات برجسته این انتشار افزوده شدن یک نصاب جدید، قابلیت حالت کپسیوم برای سندباکسینگ،به روزرسانی‌های نرم‌افزاری برای فایل سیستم سریع،دی‌تریس کاربر-سطح،به روزرسانی زد‌اف‌اس و خیلی چیزهای دیگر که می توانید در یادداشت انتشار آنها را با جزییات مطالعه کنید. برای دریافت آن به صفحه دانلود آن مراجعه کنید.

پروژه فری‌بی‌اس‌دی این انتشار را به خاطره دنیس ریچی، یکی از بنیانگذاران سیستم عامل یونیکس تقدیم کرده است.آنها افزوده اند: آن،انتشار، براساس کار متفکرینی مانند دنیس است که نرم‌افزاری مانند سیستم عامل فری‌بی‌اس‌دی عرضه شده است. واقعیت آن است که کارهای پیشین او تمصیم سازی های نوین را هنوز تحت تاثیر قرار می دهد زیرا او مهندسی برجسته است.امیدست او در آرامش باشد.

 

Categories: فارسی Tags: ,

غلامحسین شوهاز

۲۳ دی ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

غلامحسین شوهاز شاعر و نویسندهٔ بلوچ در سال ۱۹۵۷ در قریه مچات به دنیا آمد. او دوره آموزش ابتدایی را در همان روستا گذراند. سپس به مدرسه‌ راهنمایی در نزدیکی  شهر تمپ رفت. او دوره دبیرستان را در همان شهر،تمپ، به پایان رساند. او بعد‌ها  برای ادامه تحصیل به شهر کراچی رفت. او در رشته روزنامه‌نگاری در دانشگاه کراچی دانش‌آموخته گردید. بعدا به عمان جهت کار کردن در یک شرکت نفتی مهاجرت کرد.

زندگی ادبی

شوهاز، در زبان بلوچی به معنای جوینده است. او در خانه پدرش مزار فرزند کدخدا بشام به دنیا آمد. پدربزرگش کدخدا بشام سردار قبیله در روستا اش بود. شوهاز کار ادبی خود را زمانی که در مدرسه راهنمایی شروع کرد. او  شیوه‌ای خاص در آثار ادبی خود دنبال می کرد. او از معدود شاعران و نویسندگانی بود که درباره دغدغه‌های مردم بلوچ در بلوچستان شعر می سرود. کارهایی مانند جلبار(نام منطقه‌ ی است) و جلهار(اتشفشان) از دیوان اشعار او در این باب هستند.

مهمترین سروده‌ها

اغلب اشعار مردم بلوچ درباره درد و رنج و زندگی سختی است که در دوران سرکوب دولت پاکستان داشته اند. یکی از مشهورترین سروده‌های او شعری است که درباره نواب اکبر بگتی سروده است.

وفات

عصر جمعه بیستم جولای ۲۰۰۷ در شهر مسقط، عمان، شوهاز جان به جان آفرین تسلیم کرد. مقبره او در گورستان الحیل شمالی واقع است.

وطن هشکین دار

گل خان نصیر‬

ہر چونت کہ ببیت وش دگرے ملک و دیار
آبات جہان جل و مزن نام و توار
شہدے بتچنت جوہ و لیکن پہ نصیر
شر تر شہ جہاناانت وطن هشکین دار

این اثر تقدیم به کسانی که وطنشان بهترین سرزمینی است که دوست دارند

وطن هشکین دارسایت نستعلیق آنلاین

Categories: بلوچی, فارسی Tags:

میرلونگ‌خان

میر لونگ خان دومین فرزند ارشد میر حبیب خان یکی از اعضای خانواده مشهور پیندزیی از قبیله زگر منگل بود. او در کیلی منگل نوشکی به دنیا آمد. وی برادر بزرگتر رهبر حزب نشنال عوامی و شاعر ملی بلوچ میرگل خان نصیر بود.
میرلونگ خان تحصیلات ابتدایی را در نوشکی گذراند. پس از آنکه او وارد کارزار شد و نقش مهمی در سیاست های قبیله‌ای آن منطقه ایفا کرد شخص مشهوری در آن ناحیه شد.
تاریخ و سال ازدواج میرلونگ خان نامعلوم است. او سه بار ازدواج کرد. از همسر اولش دو پسر به نام‌های عکیل(عقیل) خان و شایسته خان و یک دختر داشت. از ازدواج دومش هیچ فرزندی باقی نماند. از ازدواج سومش دو پسر به نام‌های اصغرخان و کمبرخان و سه دختر داشت. پسر ارشد او میر عکیل (عقیل) خان یکی از ادبای بلوچستان شد. گفته می شود میرلونگ خان بسیار دوست داشت در اوقات فراقتش شکار کند.
میرلونگ خان و خواهر و برادرانش میراث اجدادی در دشت گوران (شهر کوچکی در ناحیه کلات) داشتند. پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ و انضمام بلوچستان در سال ۱۹۴۸ به پاکستان میرلونگ خان از طرف نیروهایی پاکستانی بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفتد. این مسئله باعث شد که او مجبور به ترک زادگاهش شده و در دشت گوران سکنی گزیند.
برادر میرلونگ خان، میرگل خان نصیر یکی از شخصیت‌های مهم در حزب نشنال عوامی بود. او وزیر آموزش بلوچستان در طول دولت حزب او در هفتم اوت ۱۹۷۳ بود. ذوالفقار علی بوتو آن زمان نیز مشکلاتی با رهبری حزب نشنان عوامی داشت. پس از آنکه نواب اکبر بگتی در یک سخنرانی در دروازه موچی لاهور اعلام داشت غوث بخش بزنجو و سردار عطاالله منگل قصد دارند بلوچستان را از پاکستان جدا کنند بوتو فرصت را برای اذیت کردن رهبران و کارگران حزب نشنال عوامی مغتنم دید. دول حزب نشنال عوام در سرحد شمال-غربی و بلوچستان سرنگون شدند. رهبران آن به زندان انداخته شدند و عملیات نظامی در بلوچستان شروع شد. در طی این زمان تعداد زیادی مقاومت مسلحانه علیه ارتش پاکستان شروع شد.
هنگامی که ارتش پاکستان وارد دشت گوران شد تا میرلونگ خان را دستگیر کند او جنگیدن را بر تسلیم شدن ترجیح داد. پس از آن جنگ طولانی میان ارتش پاکستان با سلاح‌ها مجهز و تنی چند از بلوچ‌های بومی (که جنگیدن در کنار لونگ خان را برگزیده بودند) با اسلحه‌های قدیمی و منسوخ شده درگرفت. پس از تقریبا یک روز نبرد و از دست دادن ۲۹ سرباز ارتش پاکستان توانست یکی از نیروهای بومی را به قتل برساند. سیلنگ هریسون در کتابش ؛در سایهٔ افغانستان: ناسیونالیزم بلوچی و اغوای شوروی؛ در این باره می گوید: میرلونگ خان ۷۲ ساله برادر بزرگتر شاعر و رهبر سیاسی بلوچ میرگل خان نصیر از خانه‌اش به عصا به مرکز میدان رفت در حالیکه تیراندازی می کرد ، می دانست  خواهد مرد پیش از آنکه اجازه دهد ارتش شرافت بلوچ را با آزار زنان خانواده لکه دار کند. او هفت تیر قدیمی اش را برداشت و شروع به شکلیک به سمت سربازان در سنگرهای مستحکم شان کرد.
به زودی مردان زیادی از روستا به او پیوستند و دوش به دوش او چهار ساعت جنگیدند. نیروهای ارتش تایید کرده اند که نیروهای کمکی پیش از آنکه روستا بتواند تسلیم شود باید فراخوانده می شد اما شاهدان عینی بلوچ گفته اند که ۲۸ سرباز پاکستانی پیش از شهادت میرلونگ خان کشته شده بودند. ۳۵ روستایی نیز توسط ارتش پاکستان به قتل رسیدند. بسیار از بلوچ‌ها میرلونگ خان را با نوروزخان رهبر شهید جنبش ۱۹۵۸ مقایسه می کنند. برادر کوچک‌تر میرلونگ خان،سلطان محمد خان، (سرهنگ بازنشسته ارتش پاکستان) روزی که از مراسم خاکسپاری برادرش به کویته باز می گشت دستگیر شد.
میر لونگ خان میراثی را باقی گذاشت که به این زودی‌ها حداقل توسط مردم بلوچستان فراموش نخواهد شد. او با شهید نواب نوروزخان مقایسه می شود. روشی که او زندگی اش را برای میهن فدا کرد باعث شد او شان و اعتبار زیادی برای خود کسب کند. او همیشه وقتی که از شهدای بلوچ یاد می شود یاد خواهد شد.
بر روی سنگ قبر او شعری از میرگل‌خان نصیر که در مارس در زندان وقتی خبر مرگ میرلونگ خان را شنیده نوشته شده است:
بخشی از ترجمه آن شعر:
در اینجا مردی شجاع و میهن دوستی برجسته خوابیده است، درستی در کلماتش. شیر میر لونگ خان قبیله‌اش منگل است فرزند میر حبیب خان مشهور. در اوت ۱۹۷۳ روز هفتم به خاطر ننگ و نام بلوچی  با ارتش پاکستان  برای آزادی ملتش جنگید. او با شهادتش برای خود در بهشت برین جایگاهی ابدی ساخت، همیشه سبز باد.

نوروزخان

نواب نوروزخان (۱۹۶۴-۱۸۷۴؟) که در میان مردم بلوچ به بابو نوروز مشهور است، سردار قبیله زرکزئی(زهری)و از افراد براهویی خان کلات در بلوچستان بود. پس از شورش ناکام او علیه دولت مرکزی پاکستان در سال ۱۹۵۹ سمبل حرکت استقلال بلوچ شد.
درباره زندگی خردسالی نوروزخان اطلاعات کمی در دست است. او در حدود دهه ۱۸۷۰ یا ۱۸۸۰ زمانی که کلات ایالتی از ایالات تحت استیلای بریتانیا بود به دنیا آمد. در سال ۱۸۷۷ بریتانیا با کلات به توافقی در زمینه استقلال محدود درباره جابه جایی امور نظامی بریتانیا و روابط خارجی دست یافت. اما کشور با جنگ‌های دوره‌ای علیه قوای حاکم و گروه‌های قبایلی در موقعیت ناپیدار قرار داشت.
نوروزخان نواب و سردار قبیله زهری در منطقه جهلوان کلات شد.
در سال ۱۹۵۵ ایالات بلوچستان جدا شده و به خاطر سیاست یک بخش به استان غرب پاکستان ملحق شدند. در سال ۱۹۵۸ خان بزرگترین ایالت،کلات، یاراحمد خان یک گروه برای خروج از پاکستان غربی سازمان دهی کرد. ارتش پاکستان کنترل کلات را در دست گرفته و خان را به خاطر شورش در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۵۸ دستگیر کرد. روز بعد رئیس جمهور اسکندر میرزا حکومت نظامی اعلام کرد. این باعث شورش هایی در مناطق بلوچستان که تا حدود یک سال به طول انجامید شد. نواب نوروز خان یکی از آن رهبران بود.
گروه مبارزان نوروزخان که شاید به ۱۰۰۰ نفر در آن زمان می رسیدند در جنگ های با سرهنگ تکیاخان درگیری‌های مداومی داشتند. نوروزخان در ۱۵ می ۱۹۵۹ در ازای عفو و سکنی ناراضیان بلوچ حاضر تسلیم شدن شد. تیکاخان گفته می شود با قسم به قران موضوع تسلیم شدن را پذیرفت. با این وجود وقتی نوروزخان از تپه‌ها پایین می آمد او و همراهانش از جمله پسرانش به خاطر شورش مسلحانه علیه دولت دستگیر شدند. در ۱۵ جولای ۱۹۶۰ پنج تن از رهبران در زندان حیدراباد به دار آویخته شدند. نوروزخان به خاطر کهولت سنش از اعدام معاف شد اما او در سال ۱۹۶۴ در زندان کهلو فوت کرد.
خان کلات نیز بخشوده شد و فرار کرد.

گزارش سالانه آمار سایت سال ۲۰۱۱

۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه
  • تعداد بازدید کننده منحصربه فرد: ۲۰۲۴۶
  • دفعات بازدید:‌ ۶۰۱۴۹
  • صفحات دیده شده: ۳۷۶۵۸۴
  • بازدیدها: ۷۶۳۷۳۴
  • پهنای باند مصرفی:‌۳۲ گیگ
  • ترافیک بازدید نشده:
  • صفحات: ۴۰۳۴۲۳۸
  • بازدیدها: ۴۱۴۲۸۵۱
  • متوسط تعداد بازدیدها در روز: ۲۰۹۲
  • سه کشور اول: ایران، آمریکا،‌روسیه
  • سیستم عامل‌ها: ویندوز، لینوکس
  • مرورگر: اینترنت اکسپلورر،‌ فایرفاکس
  • موتورهای جستجو: گوگل، بینگ، یاهو
  • گروه واژگان جستجوی شده در اینترنت:‌ ۴۶۲۰

© 2012 Mostafa Daneshvar All Rights Reserved. Under GFDL License.