۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
شعری از سعدی به مناسبت روز سعدی ۸۹
| وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
گر در طلب رنجی ما را برسد شاید
هر تیر که در کیشست گر بر دل ریش آید
هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
|
|
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها
با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها
وی شور تو در سرها وی سر تو در جانها
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها
کوته نظری باشد رفتن به گلستانها
باید که فروشوید دست از همه درمانها
چون عشق حرم باشد سهلست بیابانها
ما نیز یکی باشیم از جمله قربانها
باید که سپر باشد پیش همه پیکانها
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
|
برچسبها: شعر, مناسبت ها
نوشته شده در فارسی | بدون دیدگاه »
۱۸ فروردین ۱۳۸۹
همیشه وقتی از تعطیلات نوروزی بر می گشتیم دو دغدغه مهم همراه ما بود. اول نوشتن انشاء ی درباره ی نحوه گذراندن تعطیلات و دوم تکالیف درسی بود. الان مدتی ها از آن دوره می گذرد و من می خواهم مانند همان روزها گزارشی درباره این دو هفته تعطیلی جهت ثبت خاطرات اینجا ارائه کنم.
هرچند امروز تقریبا یک هفته ای از آن پایان تعطیلات می گذرد یادآوری برخی رویدادها خالی از لطف شاید نباشد. اول روز سال یعنی شب تحویل سال، لحظاتی قبل از آن که سال تحویل شود همانند چهارشنبه سوری بچه با ترقه سر و صدایی راه انداختند. وقتی سال تحویل شد به هم دیگر سال نو را تبریک گفتیم.
اول فروردین و سفر
روز اول سال همراه به خانواده به زاهدان رفتیم و باقی روزهای عید نوروز را آنجا گذارندم. دیدن اقوام و گشتن در شهر تفرج خوبی بود.
برخی روزهای به بازارهای زاهدان سری می زدیدم. زاهدان در آن روزها تقریبا از سکنه خالی شده بود. چون روزهای معمولی خیابان های شهر بسیار پر ترافیک بوده است ولی این روزها کمتر در خیابان ها تردد فراوان مشاهده می شد. برعکس خیابان های اصلی خیابان هایی که منتهی به بازارهای رسولی می شد بسیار شلوغ بود. افراد فراوانی از شهرستان های خارج از استان به زاهدان آمده بود. بازارهای رسولی برای همه کسانی که به شهر زهدان سفر می کنند جایی شناخته شده است.
روزهای بعد را تقریبا با همین برنامه ها پشت سر می گذاشتیم. بعد از ظهرها جهت استفاده از طبیعت بهاری به اطراف زاهدان سفری کوتاهی می رفتیم و قبل از تاریک شدن هوا به خانه بر می گشتیم.
سال های زیادی از سفر من به مناطق اطراف زاهدان می گذشت و این سفر بار دیگر خاطرات سفرهای دوران نوجوانی را برایم زنده می کرد.
در اطراف زاهدان مکان های تفریحی نسبتا خوبی وجود دارد که برای گذراندن اوقات فراغت بد نیستند. جاهایی مانند مجتمع تفریحی براسان، چشمه زیارت و گوربند روستاهای هستند که دارای آب هوایی مناسب جهت گذراندن اوقات فراغت می باشند.
من نیز همانگونه که قبلا اشاره کردم به این مکان های سر زدم و تصاویری از آنجا به یادگار در آلبوم های پیکاسا قرار دادم.
در یکی از همین روزها به موزه پست شهر زاهدان سری زدیم. اطلاعات نسبتا خوبی درباره پست این منطقه به دست آوریدیم. این موزه در باقی مانده های پست قدیمی زاهدان بنا شده است. متاسفانه چندی پیش اداره پست این شهر به طور کاملا تخریب شد و تبدیل به پارکینگ شده است!!!
روزهای آخر متاسفانه کمی حالم نامساعد بود و حتی دیرتر به مدرسه رفتم.
شما آن روزها را چگونه گذراندید؟
پ.ن ۱ : ۱۳ بدر را اطراف کارخانه بیسکویت سازی نان رضوی گذراندیم
برچسبها: روزنوشت
نوشته شده در فارسی | بدون دیدگاه »
۱ فروردین ۱۳۸۹
نوروزتان پیروز
بهارگاه مبارک
Happy Norouz
برچسبها: linux, مناسبت ها
نوشته شده در English٬بلوچی٬فارسی | ۳ دیدگاه »
۲۹ اسفند ۱۳۸۸
سال ۸۸ با همه فراز و نشیب هایش به ایستگاه آخر خود رسید. امروز آخرین روز ۸۸ است. همه در حال آماده شده برای سال جدید و احتمال مسافرت نوروزی باشند. ما نیز خود را برای سفر آماده می کنیم. سعی می کنم در آخرین نوشته سال ۸۸ مختصر مروری بر رویدادهایی که در این سال بر من گذشت داشته باشم. هر چند در بر به خاطر آوردن خاطره های به صورت دقیق حافظه ی خوبی مرا یاری نمی کند. امیدوارم تا جایی که بتوانم مروری درستی از رخدادها داشته باشم. در ضمن داشتن وبلاگ و نگارش یادداشت های روزمره یکی از وسایل کمک به ثبت رخدادهای مهم در دنیای دجیتال است.
- مانند هر سال دیگر اول سال از فرصت استفاده نموده و به مسافرت رفتم
- شنبه ۸ فروردین ایران در مسابقه ی فوتبال بازی را به عربستان واگذرا کرد.
- در اوایل سال هوس کردم سرور مجازی داشته باشم
- به خاطر تحریم های ناجوانمردانه آمریکا تصمیم تاکتیکی برای تهدید فدورا گرفتم.
- هفتم خرداد به گمان انفجار در مسجدی در زاهدان
- تیر ماه مایکل جکسن از دنیا رفت. سالگرد خسرو شکیبایی نیز بود.
- ۲۳ مرداد ازدواج
- خورشیدگرفتگی که تا ۱۰۰ دیگر تکرار نمی شد
- شهریور و مهر ماه رمضان…
- آبان ماه پدربزرگ از دنیا رفت
- اول آذر تولدم
- دی ماه تصمیم گرفتیم لینوکس جدید بسازیم
- سورس فورج و تحریم های جدید- اینترنت پر سرعت در بهمن ماه بود
- فدورا ۱۳ آلفا آمد
امیدوارم سال جدید بهتر بتوانم کار مفیدتر انجام دهم.
پ.ن:چند روز در سفر خواهم بود برای تماس با من می توانید از صفحه تماس این وبلاگ استفاده کنید.
برچسبها: روزنوشت
نوشته شده در فارسی | بدون دیدگاه »