پیام کوتاه: 30006320004000

ثبت ۱۲ دامنه سطح بالا توسط وری ساین

شرکت وری ساین قصد دارد ۱۲ دامنه سطح بالا را ثبت کند که بیشتر آنها برگردان . COM هستند. پت کین معاون مدیر کل و رئیس خدمات نام گذاری وری ساین در یک کنفرانس سرمایه گذاری این مطلب را اعلام کرد. بیشتر آنها برگردان .COM و دامنه‌های بین المللی سازی شده خواهند بود.

اگر چه او درباره آن دامنه‌ها توضیح نداد اما قبلا در یک گفتگو بیان کرده بود که شما می توانید توقع عربی،عبری،سرلیک چینی و ژاپنی دات کام را داشته باشید.

شرکت همچنین گفته است که آنها به عنوان ارائه دهنده رجیستری توسط مارک‌های مختلف برای ثبت دامنه‌های سطح بالای جدید انتخاب شده است. این عدد هنوز مشخص نشده است اما بر اساس پیش بینی شرکت درخواست‌های ثبت دامنه‌های سطح بالا چیزی بین ‍۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ کلا باشد.

دامنه سطح بالا به بالاترین سطح دامنه برای نام گذاری در اینترنت اطلاق می شود که سایر نامهای تحت آن ثبت می شوند مانند .COM

Categories: فارسی Tags: ,

ما همه اشکان اروند هستیم

اولین بار که اشکان را دیدم فکر کنم در جلسه‌ای با حضور شهردار سابق ایرانشهر بود. او را نمی شناختم. تا آنجایی که به یاد دارم حرفی هم در آن جلسه نزد و فقط به یادداشت برداری اکتفا کرد. او را نمی شناختم بعدها از دوستان شنیدم که او همان اشکان بوده است. از آن زمان مدتی گذشت. اخیرا از طریق وبلاگش اخبار ایرانشهر را دنبال می کنم.

در طول مطالبش دریافتم انتقاداتی به عملکرد نهادهای شهری به خصوص شهرداری و شورای شهر دارد. درستی و نادرستی انتقاداتش را به طور ۱۰۰ درصد نمی توانم تایید. اما به عنوان یک شهروند حداقل برخی را به عینه دیده و با گوشت و پوست آنها را لمس کرده‌ایم.

از دور و نزدیک اخبار دعاوی قضایی او با شهرداری را می شنیدم. تا آنکه چند روز پیش خبری در سایت رسمی شهردای ایرانشهر دیدم. اول که خبر را دیدم شصتم خبردار شد که اشکان “معلوم‌الحال” شده است. اولین واکنش پس از کشف معلوم‌الحال  حس تاسفی بود که بر سبک و سیاق نگارش مطلب در یک سایت رسمی به من دست داد.

تا آنجایی که بنده از قوانین خبر دارم،شاید هم ناقص بدانم، اطلاع رسانی درباره یک پرونده‌ٔ قضایی که هنوز در جریان است عملی خلاف مقررات باشد. دوم آنکه در آن نوشته بنده چیزی به نام خبررسانی ندیدم بلکه چیزی در حد یک وبلاگ زرد بود. شایسته سایت‌ها و وبلاگ‌های نهادهای رسمی و دولتی نمی باشد که مطالب چنین سبک در یک وبگاه رسمی بیان کنند. به هر حال آن سایت بیان کننده مواضع رسمی یک نهاد است و باید مسئولین امر در درج مطالب نهایت دقت را مبذول دارند.

به درست یا نادرست بودن انتقادات اشکان نمی توانم صحه بگذارم چون باید همه سخنان را شنید تا به یک جمع بندی درست برسیم. اما آنچه را که مرا وا داشت این نوشته را در حمایت از او بنویسم شیوهٔ برخورد نهاد مرتبط با این مسئله بود.

آقایان مگر ما چند نفر مانند او داریم که بدون چشم داشت اخبار شهر ایرانشهر را منعکس می کند. او در شهر می گردد و آنچه را که از چشم بسیاری از ماها گم می ماند به قلم و تصویر می کشد. آیا باید جواب انتقاد را با جریمه،زندان و دادگاه داد. حتی اگر او سخنی گزاف گفته باشد. چرا دوستان طرف انتقاد به جای شفاف سازی آب را گل آلودتر می کنند. به فرض آنکه او آن مبلغ را پرداخت و جزای مقرر را هم گذراند،با چاله‌های شهر و خیابان‌های بی اصول چه می کنید؟ چرا با پاک کردن صورت مسئله سعی در حل مسئله دارید؟ چرا ساده در همان وبگاه جواب انتقادات را نمی دهید؟ اگر چنین کنید به طور حتم چهره‌ای موجه‌تر از خود به نمایش خواهید گذاشت.

بنده از همه دوستانم دعوت می کنند با نشان دادن حمایت از اشکان او را تنها نگذارند. خطاب بنده به همه وبلاگ نویسان و متفکرانی است که این نوشته را می خوانند. دوستان با نوشتن یادداشت اعتراضی به شیوه برخورد آن نهاد اعتراض کرده و حمایت جامعه وبلاگ نویسان را از یکی از اعضایش نشان دهند.

امید که این چنین باشد

پ.ن: نوشته صدیق حسین زاده در همین باره

Categories: فارسی Tags:

ما خودمان مقصریم

۶ بهمن ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه
و امرهم شورا بینهم
ما مردم مشکل‌داری هستیم. اگر به کسی در کاری کمک نکنید فورا شما را متهم به بی تفاوتی و صد‌ها صفت مذموم دیگر خواهند کرد. اگر به کسی داوطلبانه کمک کنید هزاران ابهام در ذهن کمک گیرنده و دیگران ایجاد خواهد شد که چرا چنین می کند؟ چرا کمک می کند؟ حتما نظری و طمعی دارد. فردا روز حتما در ازای آن کمک تقاضایی خواهد کرد. به راستی ما را چه می شود؟!
حال حکایت ما با چندین نهاد و سازمان شهری و غیر شهری است که البته اشاراتی به نمونه اخیر خواهم داشت. امید است اشارتی برای عاقلان کفایت کند. در زمینه کار و فعالیت‌های علمی و ادبی از طریق دوستان و نهاد‌هایی که این دوستان در آنجا به کار مشغولند گاها مورد مشورت قرار می گیرم. حال نمی‌دانم این سخنان و نظرات ما به گوشی شنیدار آمده‌اند یا خیر؟ مشورت از سوی این افراد معمولا به چند منظور انجام می شود:
اول: فرد واقعا به دنبال راه حل کارشناسی برای مسئله خود است. پس با مراجعه به آگاهان آن مسئله می خواهد بهترین گزینه را انتخاب کند.
دوم: کسانی هستند که فکر می کنند عقل کل هستند. دیگران باید در مقابلشان کرنش کنند. خلاصه دیگران باید در مقابلش معترف به جهل و نادانی شوند بلکه او راضی شود. این گونه افراد فقط سعی دارند با مشورت کردن با دیگران عقل کل بودنشان را به مشاور به اثبات برسانند. در آخر هم مشاور بخت  برگشته با انواع و اقسام برچسب‌ها مردود انگاشته می شود.
سوم: گروهی افراد هستند که زیادی حرف می زنند. از شما و سازمان‌تان به جا و بی‌جا انتقاد می کنند. بهترین راه این است که به او لقب مشاور خود  اعطا کنید تا او از جبهه مقابل شما به سمت شما چرخش کند. این یک تاکتیک حافظ گونه است:
با دوستان مروت  با دشمنان مدارا
داستان چیست؟
ما برای مشاروه مدتی قبل جهت انجام پروژه‌ای به یک نهاد دعوت شدیم. ما ساده‌ٔ بی خبر خود را با تمام سلاح و قوا آماده کرده بودیم. به انجا رفتیم تا نظر خود را در مورد کلیات و جزییات آن طرح بیان کنیم. تجربیات سال‌ها وب‌نوردی را بدون چشم داشت در اختیار رفقا گذاشتیم. جلسه اول کفایت داستان را نکرد. هفته بعد با کوله‌ باری از نوشتار و مقاله و عکس به سخنرانی پرداختیم. هر چند در آن جمع کمتر کسی از مسایل فنی مطلع بود. سعی بر آن شد کلیه مطالب به زبان عامیانه به آنان تفهیم شود. خلاصه جلسه دوم به پایان رسید. نتیجه آن شد که آن جمع در قیاسی بزرگتر با هم‌کیشان به مشورت نشسته و نتیجه را اعلام دارند.
از آن روز مدتی می گذرد. ما کارمان را با صداقت انجام داده بودیم. بعدها از دوستی جویای سرانجام آن موضوع شدم، خبردار شدم که آن شور دوستان به این نتیجه رسیده است که ما آن مشاوره‌ها را صرفا جهت منفعت جویی شخصی ارائه کرده‌ایم. گویا دوستان به این نتیجه رسیده بودند که ما را همیانی بزرگ در کناره بود و برای پر کردنش مغز‌های آنها را خالی کرده بودیم. حال خودتان قضاوت کنید ما چگونه مردمانی هستیم؟
در همان روزها بارها تاکید می شد که شما باید نقش فعال‌تری برای جامعه‌تان ایفا کنید. ما نیز هندوانه‌ها را با آغوش باز،بی خبر از همه جا،  زیر بغلمان پذیرا بودیم.اگر ما به آن جلسات نمی رفتیم حتما متهم به سهل انگاری در ایفای نقش شهروندی‌مان می شدیم. ما مسئله را با دید باز نگریسته و به جلسه مشاروه آنها رفتیم اما دیدید چگونه منفعت طلب از کار در آمدیم.
تراوشات ذهنی من در یک بامداد برفی

برای چریک پیر

۲ بهمن ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

عبدالواحد برهانی از معدود نویسندگان بلوچ است که کمک شایان به شناساندن ادبیات بلوچستان کرده است. او با ترجمه کتب مختلف بلوچی به زبان فارسی رسالت انتقال فرهنگ را به هموطنان و هم زبان خود به خوبی انجام داده است. این نوشته برای تقدیر از زحمات این نویسندهٔ گرانمایه است.

از ترجمه‌های او رمان نازک نوشتهٔ سید ظهورشاه هاشمی است. بنده بسیار از خواندن این اثر ارزشمند لذت بردم. هرچند انتقادی بر این اثر داشتم. همان روزها سرتیترهایی از این نقد‌ها آماده کرده بود. بسیار دوست داشتم این انتقادات ادبی و ترجمه‌ای را با این نازنین به بحث بگذارم.

دیدار اشکان و یاسر نازنین بار دیگر من را به همان حال هوا برد. مدتی قبل خبر موفقیت استاد برهانی را در وبلاگ بلوچ ارتباط دنبال کردم. آن روز از کسب آن جایزه برای ادبیات بلوچستان بسیار خوشحال شدم.

بنابر نوشته اشکان و یاسر آنچه که من را با آنها موافق کرده است تقدیر از این استاد در زمان حال است. قدردانی برای کسانی که زحماتی برای ادبیات این مرز و بوم کشیده‌اند یک ارزش متعالی است.بنده آنچه را که به نظر می رسد برای تقدیر از استاد برهانی در ذیل بیان می کنم امیدوارم دوستان نظرات خود را در این باره بیان کرده و سعی کنند ما را در پای گیری این ایده یاری کنند.

من پیشنهاد می کنم در یکی از سالن‌های شهر ایرانشهر جلسه‌ای با حضور ادبا و نویسندگان برگزار شود. در این جلسه داستان خوانی و نقد ادبی حول محور آثار استاد برهانی برگذار شده و در آن جلسه از زحمات این نازنین قدردانی صورت گیرد. البته برای شهر نیاز است این گونه جلسات کتاب خوانی و نقد حداقل هر ماه یک بار برگزار شود.

 چریک پیر لقبی است که رازگو بلوچ به استاد برهانی داده است

© 2012 Mostafa Daneshvar All Rights Reserved. Under GFDL License.